| تعداد نشریات | 61 |
| تعداد شمارهها | 2,227 |
| تعداد مقالات | 18,261 |
| تعداد مشاهده مقاله | 56,051,343 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 29,050,415 |
مضاعفسازی واژهبستی و خروجِ مفعولِ صریح براساس دادههائی از کردی جنوبی (کلهری) | ||
| علم زبان | ||
| مقاله 66، دوره 7، شماره 11، فروردین 1399، صفحه 351-386 اصل مقاله (867.3 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/ls.2019.43529.1239 | ||
| نویسندگان | ||
| سارا احمدی1؛ حبیب گوهری* 2 | ||
| 1دانشجوی دکتری زبانشناسی واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران | ||
| 2استادیار زبانشناسی واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران | ||
| چکیده | ||
| هدفِ پژوهشِ حاضر بررسیِ فرایندِ مضاعفسازی واژهبستی و پیامدهای آن برای نحوِ زبان بر اساس دادههائی از کردی کلهری است. به عبارت دیگر، مسأله این است که آیا مضاعفسازی واژهبستی حالتِ غالب در کردی کلهری است یا اینکه این فرایند مانند بسیاری از زبانهای دیگر منجر به منفکشدنِ گروهِ اسمی از درونِ بند و خروجِ آن به سمتِ چپ یا راست میگردد. تبیینِ تفاوتِ بین وند و واژهبست نیز از اهدافِ دیگر این پژوهش است. پژوهشِ حاضر توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر ارائه استدلال جهتِ بررسی رابطة بین مضاعفسازی واژهبستی و ساخت نحوی در کردی کلهری است. این پژوهش عمدتاً بر اساس چارچوبِ ارائهشده در اسپنسر و لوئیز (2012) انجام گرفته است. برای گردآوری دادهها، از شیوة میدانی، مشاهده، مصاحبه و مراجعه به منابع کتابخانهای، اقدام به جمعآوری دادهها شده است. نتایج نشان داد که فرایندِ مضاعفسازی واژهبستی بهصورت محدود در کردی کلهری مورد استفاده قرار میگیرد. در مقابل، برای اجتناب از حضورِ همزمانِ واژهبست و گروهِ اسمی مرتبط با آن، گویشورانِ کردی کلهری اغلب به ساختِ نحوی خروج به چپ یا راست متوسل میشوند و بهاینترتیب، گروهِ اسمی (مفعولِ صریح) را از ساختار موضوعی جمله خارج میکنند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| واژهبست؛ مضاعفسازی؛ خروج؛ پسوند؛ پیبست؛ کردی کلهری | ||
| اصل مقاله | ||
|
واژهبست[1]ها بهعنوانِ مقولهای نقشی دارای خصوصیات و نقشهای متنوعی هستند و از لحاظ آوائی مقید و بدون تکیه ظاهر میشوند. بنابراین، جهت تظاهر به میزبان[2] نیاز دارند و تقریباً روی مقولۀ میزبان هم حساستی ندارند و به واژهبستهای ضمیری با گروه اسمی کامل (فاعل یا مفعول) در توزیعِ تکمیلی هستند (Spencer & Luis, 2012: 24). واژهبستهای ضمیری خود خصوصیاتِ زیرمقولهای افعال را برآورده میکنند، زیرا که مانند ضمائر مستقل عمل میکنند، لذا دیگر نیازی به حضور مفعول در ساخت موضوعی جمله نیست (Spencer & Luis, 2012: 24). در همین ارتباط، ابتدا مروری خواهیم داشت به آثارِ مرتبط خارجی و داخلی و سپس مسأله پژوهشِ حاضر نیز بیان خواهد شد. در فرانسوی، واژهبستهای فاعلی همیشه همراه فعل هستند و حضورِ توأمان آنها با ضمائرِ مستقل غالباً منجر به خروج ضمائرِ مستقلِ فاعلی از درونِ بند و ظاهرشدنِ آن بهصورت منفک[7] در ساخت خروج[8] است فوس[21] (2005) مطابقه را اجباری و مضاعفسازی را اختیاری و مقید به بافت میداند. در زبانِ ماکوشی[22]، نشانههای شخص و شمار نشانة مطابقه نیستند، بلکه واژهبست ضمیری هستند که در جایگاهِ موضوع قرار گرفته و دارای نقشِ معنائی هستند، لذا با گروهِ اسمی با همان نقشِ معنائی بهکار نمیروند. دیکت[23] (2005) با بررسیِ واژهبستهای زبانِ فرانسه، معیارِ محلیبودنِ نشانة مطابقه و غیرمحلیبودنِ واژهبست را پیشنهاد مینماید. این موضوع در کردی کلهری بررسی خواهد شد و نتایج حاصل از تحلیل دادههای زبانِ کردی، میتواند از این منظر ارزشمند و دارای پیامدهائی برای نظریههای نحوی باشد. کوربت[24] (2003) عقیده دارد که نشانة مطابقه همراه با گروهِ هممرجع بهکار میرود، اما واژهبستها خود میتوانند موضوعی از فعل باشند. به این گفته کوربت، نویسندة حاضر دو نکته اضافه مینماید: درست است که حضورِ نشانهِ مطابقه الزامی است ولی حضورِ فاعل میتواند اختیاری باشد. در قسمتِ تحلیلِ دادهها خواهیم دید که اگر فاعلِ مبتدائی باشد، میتواند محذوف شود، زیراکه مصداق آن از روی بافت قابل تشخیص و بازیابی است. نکته دیگر اینکه کوربت نگفته است که اگر واژهبست میتواند خود موضوعی از فعل قلمداد شود (که به نظرِ نگارندگان هم اینگونه است)، چه بر سر مفعولِ صریح (موضوع اصلی) خواهد آمد. همین موضوع مسألة اصلی پژوهش حاضر خواهد بود. بهطورِ مشخص، میخواهیم بدانیم که گویشورانِ کردی کلهری از چه راهکارهائی بهره میگیرند تا با این مسأله کنار بیایند. بهعنوانِ چارچوبِ نظری، نظراتِ پژوهشگرانِ تأثیرگذار در موضوعِ واژهبست را بهاختصار بازگو کردیم. در داخل کشور هم مطالعاتِ نسبتاً زیادی در این حوزه انجام گرفته است که چهار پژوهش را مختصراً معرفی میکنیم. شقاقی (1376) واژهبست را به دو گروه ساده و ویژه تقسیم نموده و از زبانِ فارسی شواهدی ارائه مینماید. به نظرِ او، واژهبستِ (-o) از نوع ساده است که بعد از پایه قرار میگیرد. همچنین، واژهبستِ (-o) در حوزهِ نفوذِ گروه اسمی، گروهِ فعلی و جمله است که بعد از پایه واقع میشود و دارای صورتِ کامل است. به همین ترتیب، واژهبستِ (-ئی) بعد از گروهِ پایه قرار میگیرد که در حوزهِ نفوذ گروه اسمی است. شقاقی این واژهبست را به توجه به جهتِ اتصال و همچنین نداشتنِ صورت کامل، واژهبستی ویژه طبقهبندی میکند. نهایتاً، نشانه تأکید (ـ ها) را نیز به علتِ نداشتنِ صورت کامل، واژهبستِ ویژه قلمداد میکند که در حوزة نفوذ گروه فعلی است. شقاقی (1376) این چهار واژهبست را با توجه به جهتِ اتصال پیبست میداند. در مطالعهای دیگر، شقاقی (1392) معتقد است که در فارسی واژهبست کاربرد دارد. اگرچه واژهبست در راسخمهند (1389) واژهبستها را به دو گروه فعلی و غیرفعلی تقسیم نموده است. جایگاههای غیرفعلی شامل جایگاه پس از اسم، جایگاه پس از حرف اضافه و نهایتاً، جایگاه درون بند موصولی بهعنوان ضمیر جبرانی[25] هستند. همچنین، او واژهبستهای فعلی را به دو گروه افعالِ مرکبِ پیبستی و واژهبستهای مفعولی انضمامیافته تقسیم مینماید. به عقیدۀ راسخمهند، دستة اول حاصل دبیرمقدم (1392) نیز نظام مطابقه را در کردی کرماشانی و کلهری مورد مطالعه قرار داده است. او بین پسوندهای فاعلی و پیبستهای مفعولی تمایز قائل شده است و گروه اول را نشانة مطابقه فاعلی و گروه دوم را نشانة مطابقۀ مفعولی میداند. بنابراین، او عملاً گروه اول را وند و گروه دوم را واژهبست طبقهبندی نموده است، هرچند که وی استدلالهایی ارائه نکرده که چرا قائل به این تمایز بین وند و واژهبست است. با وجود این، نگارندگان تمایزِ دبیرمقدم بین پسوند و پیبست را میپذیرند، با این تفاوت که واژهبستهای ضمیری را نشانۀ مطابقه در پاراگرافهای قبلی و به صورت پراکنده به برخی از اهداف این پژوهش اشاره شد. هدف مشخص پژوهش حاضر بررسیِ فرایندِ مضاعفسازی واژهبستی و رابطۀ آن با خروج موضوع از جمله و تظاهر آن بهصورتِ یک گروه اسمی 2. روش تحقیق برای گردآوری داده، از شیوۀ میدانی، مشاهده، مصاحبه و مراجعه به منابع کتابخانهای اقدام به جمعآوری دادهها شده است. علاوه بر این، پژوهشگران مطالعة حاضر همگی گویشور بومی کردی کلهری هستند که منبع خوبی برای جمعآوری دادههاست. گاهی جهت اطمینان، ساختِ مشخصی با چندین گویشور بررسی شده است تا نهایتاً، از نحوۀ کاربرد واژهبست یا پسوند مطابقه اطمینان حاصل گردد. در بسیاری از موارد، خودِ پژوهشگر در جلسات خانوادگی با دقت به مکالماتِ عادی و طبیعی گویشوران گوش داده و مواردِ مورد نیاز همانجا ثبت و یاداشت شدهاند. دادههای این پژوهش مبتنی بر کردی کلهری مورد استفاده مردمِ در شهرِ ایوان است. این شهرستان که از توابع استانِ ایلام است، تنها شهر کلهری زبان این استان هم هست. البته، در بخشهای دیگری هم به صورت پراکنده در این استان کردی کلهری مورد استفاده قرار میگیرد. اسلام آبادِغرب و گیلانِغرب دو شهرستانِ دیگر کلهریزبان هستند که در استانِ کرمانشاه واقع شدهاند. از لحاظِ روش تحقیق، پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر ارائه استدلال جهت اثبات وضعیت مطابقه در کردی کلهری است. منابع کتابخانهای متعددی مورد استفاده قرار گرفتهاند. این پژوهش عمدتاً بر اساس چارچوبِ ارائهشده در اسپنسر و لوئیز (2012) انجام گرفته و همچنانکه در بالا مشاهده شد، بیشتر به همین منبع ارجاع شده است. 3. تحلیل دادهها در کردیِ کلهری، فاعل و مفعول هم میتوانند بهصورتِ صریح (گروهِ اسمی کامل) در ساختار موضوعی جمله ظاهر شوند و هم بهصورتِ پسوند یا پیبست بر روی فعل تظاهر پیدا کنند. در این ارتباط، ساختِاطلاع نیز دارای نقش مهمی است. در ادامه، این موضوع با استناد به دادههائی از کردی کلهری مورد بررسی قرار گرفته است. 3ـ1. فاعلِ کانونی/ فاعلِ مبتدائی (1) a. ki ha-t-ø? who come-Past-3P.Sl کی آمد؟ b. pjag-e ha-t-ø man-Indef come-Past-3P.Sg مردی آمد. c. # ha-t-ø pjag-e come-Past-3P.Sg Man-Indef # آمد مردی. (2) a. ow piag-eil-æ chwæ kər-d-ən? those man-Pl-Def what do-Past-3P.Pl آن مردها چکار کردند؟ b. (ow pjag-eil-æ) xæf-t-ən those man-Pl-Def sleep-Past-3P.Pl (آن مردها) خوابیدند. c. xæf-t-ən (ow pjag-eil-æ) sleep-Past-3P.Pl those man-Pl-Def خوابیدند (آن مردها). در جمله (1-b)، فاعل کانونی است. پسوندِ فاعلی که بهصورتِ تهی نمود پیدا کرده است، از لحاظ شخص و شمار با فاعل کانونی در انطباق است. در جملۀ (1-c)، پسایندسازی عنصرِ کانونی منجر به نابجائی[27] این جمله در این بافت گردیده است. در جملۀ (2-b)، فاعل جمع و مبتدائی است، به همین سبب، میتواند حذف شود یا به جایگاه پسافعلی (2-c) نیز منتقل شود. پسوندِ /-en/ از لحاظِ شخص و شمار با آن مطابقه میکند. براین اساس، پسوندهای فاعلی هم با فاعلِ کانونی و هم فاعلِ مبتدائی از لحاظ شخص و شمار بهصورتِ الزامی در انطباق هستند؛ لذا میتوان گفت که عاملِ ساختِ اطلاع در مطابقه این پسوندها با فاعل تأثیرگذار نیست. از طرف دیگر، این عناصر را میتوان وند (نه واژهبست) و نشانة مطابقه دانست، زیرا که همیشه در جمله حاضر هستند و از طرفی برخلافِ واژهبستها، فقط به ستاک فعلی افزوده میشوند. برخلاف نتایج فوق، در برخی زبانها مانند فرانسوی، این عناصر هنوز به وند تبدیل نشدهاند. در این زبان، اگرچه 3ـ2. مفعولِ کانونی (فاعلِ مبتدائی) (3) a. æli chwæ sæn[28]-ø? æli what buy-Past-3P.Sg علی چی خرید؟ b. (æli) mal-e sæn-ø-*e æli house-Indef buy-Past- 3P.Sg-3P.Sg (Cl[29]) (علی) خونه ای خرید*ش. c. mal-e sæn-ø-*e (æli) house-Indef buy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) æli خونه ای خرید*ش (علی). d. # (æli) sæn-*e mal-e æli buy-Past- 3P.Sg-3P.Sg (Cl) house-Indef # (علی) خرید(*ش) خونهای. در جمله (3-b)، فاعلِ مبتدائی و مفعولِ کانونی است. حضورِ واژهبست 3ـ3. مفعولِ مبتدائی (فاعلِ کانونی) (4) a. ki kətaw-eil-æ dər-i-ø-(an)? who book-Pl-Def tear-Past-3P.Sg-3P.Pl (Cl) کی کتابها را پاره(شون) کرد؟ b. æli (kətaw-eil-æ) dər-i-ø-(an[30]) æli book-Pl-Def tear-Past-3P.Sg-3P.Pl (Cl) علی (کتابها را) پاره(شون) کرد. c. æli kətaw-eil-æ dər-i-ø æli book-Pl-Def tear-Past-3P.Sg علی کتابها را پاره کرد. d. æli dər-i-ø-an æli tear-Past-3P.Sg-3P.Pl (Cl) علی پارهشون کرد. e. kətaw-eil-æ, æli dər-i-ø-an book-Pl-Def æli tear-Past-3P.Sg-3P.Pl (Cl) کتابها را، علی پارهشون کرد. f. æli dər-i-ø-an, kətaw-eil-a æli tear-Past-3P.Sg-3P.Pl (Cl) book-Pl-Def علی پارهشون کرد، کتابها را. g. # kətaw-eil-æ, dər-i-ø-an, æli book-Pl-Def tear-Past-3P.Sg-3P.Pl (Cl) æli # کتابها را، پارهشون کرد، علی. در فعل این جملات، شاهد خوشهای از پسوندها و پیبستها با نقشهای مختلف هستیم. پسوند /-i/ بهصورت الزامی بیانگر خصوصیاتِ فاعل از نظر شخص و شمار است و لذا پسوند مطابقة فاعلی محسوب میشود. پیبستِ /-an/ (سوم شخص جمع) با مفعول جمله از لحاظ شخص و شمار هممرجع است و در آخرین مرحلة بعد، پسوندِ مطابقة فاعلی و پسوند زمان به ستاک فعلی افزوده شده است. حضور این پیبست در جملة نخست، بخاطرِ مبتدائیبودن مفعول جمله است[31]. در جمله (4-b)، پسوندِ فاعلی بهصورت الزامی با فاعلِ کانونی مطابقه میکند. در این حالت و در تمام جملاتی که فاعلِ آنها کانونی باشد، حضور پسوندِ مطابقه و فاعل صوری هر دو الزامی است. در همین جمله، پیبست مفعولی سوم شخص جمع در جمله (4-g)، خارجشدنِ فاعلِ کانونی از ساختارِ موضوعی فعل و حضور آن بهعنوان یک گروه اسمی منفکشده در ساختِ موسوم به خروج (به راست)، منجر به نابجائی آن در این بافت گردیده است. شرطِ موضوعها برای منفکشدن در ساختِ خروج، داشتنِ مصداقِ مبتدائی و تشخیصپذیر در کلام بهصورت آشکار یا تلویحی است. به همین دلیل، فاعلِ کانونی در این بافت نمیتواند منفک شود. 3ـ4. فاعل و مفعول هردو کانونی (فعل مبتدائی) (5) a. ki chwæ sæn-ø? who what buy-Past-3P.Sg کی چی خرید؟ b. æli mal-e sæn-ø-*e Ali house-Indef buy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) علی خونهای خرید*ش. c. # mal-e, æli sæn-ø-*e house-Indef æli buy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) # خونهای، علی خرید*ش. d. # æli sæn-ø-*e, mal-e æli buy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) house-Indef # علی خرید*ش، خونهای. e. # mal-e sæn-ø-*e æli house-Indef buy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) Ali # خونهای خرید*ش علی. در جملۀ (5-a)، هم فاعل و هم مفعول مورد سؤال قرار گرفتهاند. بنابراین، در جملاتِ بعدی، فاعل و مفعول کانونی هستند. پسوندِ مطابقۀ فاعلی فارغ از 3ـ5. فاعل و مفعول هردو مبتدائی (فعل کانونی) (6) a. æli chwæ wæ mal-æ kər-d-ø? Ali what with house-Def do-Past-3P.Sg علی خونه را (با خونه) چکار کرد؟ b. rəman-ø-e destroy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) خرابش کرد (کوبیدش). c. (æli ) mal-æ rəman-ø-(e) Ali house-Def destroy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) (علی) خونه را خراب(*ش) کرد. d. mal-æ, (æli) rəman-ø-e house-Def Ali destroy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) خونه را، (علی) خرابش کرد. e. (æli) rəman-ø-e, mal-æ Ali destroy-3P.Sg-3P.Sg (Cl) house-Def (علی) خرابش کرد، خانه را. f. Mal-æ, rəman-ø-e, (æli) house-Def destroy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) Ali خونه را، خرابش کرد، علی. g. rəman-ø-e, mal-æ æli destroy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) house-Def Ali خرابش کرد، خونه را علی. هم فاعل و هم مفعول در جملۀ (6-a) بهصورت معرفه آمدهاند و به همین دلیل، در جملۀ (6-b) هردو محذوف هستند. در این جمله، /-ø/ به عنوان پسوندِ مطابقۀ فاعلی با فاعل از لحاظ شخص و شمار بهصورت الزامی مطابقه میکند و همانند مثالهای قبل، به وضعیت اطلاعی فاعل بیاعتنا است. فقط چون فاعل مبتدائی است، حذف شده است. نکتۀ مهمی که باید اضافه شود این است که همانگونه که تاکید شده، حضور پسوندِ مطابقة فاعلی نسبت به ساختِ اطلاع (میزان تشخیصپذیری و مبتدائیبودنِ فاعل) حساس نیست و در هرحال 3ـ6. مفعولِ غیرمستقیم کانونی(فاعل و مفعولِ مبتدائی) (7) a. æli pül-æ læ ki sæn-ø? Ali money-Def from whom take-Past-3P.Sg علی پول را از کی گرفت؟ b. Læ Reza from reza از رضا. c. (æli) pül-a læ reza sæn-ø-(e) Ali money-Def from Reza take-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) (علی) پول را از رضا گرفت(ش). d. pül-æ, (æli) la reza sæn-ø-e money-Def Ali from Reza take-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) پول را، (علی) از رضا گرفتش. e. (æli) læ reza sæn-ø-e, pül-æ Ali from Reza take-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) money-Def (علی) از رضا گرفتش، پول را. در جملۀ (7-a)، فاعل و مفعول مبتدائی هستند و مفعولِ غیرمستقیم مورد سوال قرار گرفته است. به همین دلیل، در (7-b) تنها سازة اجباری در پاسخ به پرسش قبلی، حرفِ اضافه و متمم آن است. همانند مجموعه مثالهای قبلی، حضورِ پسوند فاعلی الزامی است، هرچند گروه اسمیِ فاعل میتواند حاضر باشد (کانونی) یا نباشد (مبتدائی). حضورِ ضمیر پیبستی مفعولی در (7-c) همراه با مفعول صریح، میتواند منجر به مضاعفسازی واژهبستی یا حذفِ خودِ پیبست گردد. در کردی کلهری، تقریباً تمایلی وجود دارد که در جمله، یا پیبست حاضر باشد یا خودِ مفعولِ صریح. لذا میتوان گفت بین این دو، توزیعِ تکمیلی وجود دارد. همانگونه که قبلا اشاره شد، این تمایل بیشتر اوقات منجر به منفکشدن مفعولِ صریح و خارجشدنِ آن از ساختارِ موضوعی جمله میگردد (جملات 7-c و 7-d). در این دو جملۀ آخر، بخاطر خروج مفعول صریح، ضمیر پیبستی مفعولی بهعنوانِ یکی از موضوعهای فعلی بهصورتِ الزامی و بعد از پسوندِ مطابقۀ فاعلی ظاهر میشود. همین موضوع بهوسیلۀ پژوهشگرانِ دیگر مورد تأکید قرار گرفته است. کوربت (2003) عقیده دارد که نشانۀ یا پسوندِ مطابقه همراه با گروهِ در بافت فوق مشاهده شد که مفعولِ غیرمستقیم (متممِ حرفِ اضافه) کانونی نمیتواند بهوسیله ضمیرِ پیبستی مورد ارجاع قرار بگیرد. در جملاتِ زیر، وضعیتِ پیبستها و مفعولِ حرفِ اضافة مبتدائی مورد بررسی قرار گرفته است. 3ـ7. مفعولِ غیرمستقیمِ مبتدائی (فاعلِ کانونی، مفعول و فعلِ مبتدائی) (8) a. ki pül-æ læ æli sæn-ø-(e)? who money-Def from-3P.Sg (Cl) Ali take-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) کی پول را از علی گرفت(ش)؟ b. reza (læ æli) sæn-ø-e Reza from Ali take-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) رضا (از علی) گرفتش. c. reza (*l-e[37] æli) sæn-ø-e Reza from-3P.Sg (Cl) Ali take-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) رضا (از*ش علی) گرفتش. d. reza (l-e) sæn-ø-e Reza from-3P.Sg (Cl) take-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) رضا ازش گرفتش. e. (æli), reza (l-e) sæn-ø-e Ali Reza from-3P.Sg (Cl) take-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) (علی)، رضا (ازش) گرفتش. در این مجموعه جملات، فاعلِ کانونی و مفعولِ صریح و مفعولِ حرف اضافه مبتدائی و مصداقِ آنها قابل بازیابی (تشخیصپذیر) هستند. در جملۀ (8-b)، پسوندِ مطابقة فاعلی با فاعلِ کانونی از نظر شخص و شمار مطابقه دارد. ضمیرِ پیبستی مفعولی در همۀ جملات بهصورت الزامی حاضر است. حرفِ اضافه و متمم آن در این جمله اختیاری هستند. در جملۀ (8-c)، واژه بستِ ضمیری /-e/ که در حرفِ اضافه ادغام شده است، (l-e) همراه با متمم (علی) آمده است که منجر به نادستوریشدنِ جمله شده است. بنابراین، میتوان گفت که مضاعفسازی واژهبستی مفعولِ حرف اضافه در کردی کلهری غیرقابل قبول است. به عبارت دیگر، پیبستِ ضمیری و مفعولِ حرفِ اضافه با هم در توزیعِ تکمیلی هستند. حذفِ مفعولِ حرف اضافه و حضورِ پیبستِ ضمیری منجر به دستوریشدنِ جملۀ (8-d) شده است. برای اجتناب از حضورِ همزمان ضمیرِ واژهبستی و مفعولِ حرفِ اضافه (مضاعفسازی واژهبستی)، در اینجا نیز میتوان مفعولِ (متمم) حرفِ اضافه را خارج نموده و جملهای مانند (8-e) تولید کرد. در این مجموعه جملات مشاهده شد که پیبستِ ضمیری (مفعولِ حرفِ اضافه) میتواند میزبانی غیر از فعل (حرفِ اضافه) داشته باشد. داشتنِ تنوع در نوع میزبان از خصوصیتِ واژهبستها است تا وندها. همچنانکه در مقدمه اشاره شد، پسوندهای فاعلی تنها به ستاک فعلی میپیوندند، اما پیبستها حساسیت زیادی روی میزبان ندارند. مضاعفسازی مفعولِ غیرمستقیم در زبانهای دیگر هم امکانپذیر است. اسپنسر و لوئیز (2012: 31) شواهدی از زبانِ مقدونیهای ارائه کردهاند که در آن مفعولِ غیرمستقیمِ مبتدائی بهوسیلۀ واژهبستهای ضمیری مورد ارجاع قرار میگیرند. در ادامه و در افعال مرکب، میبینیم که پسوندِ فاعلی هنوز هم با ستاک فعلی بهکار میرود، درحالی که پیبستهای مفعولی بر روی همکرد غیرفعلی تظاهر پیدا میکنند. 3ـ8. افعالِ مرکب (9) a. æli chwæ wæ menal-eil-æ kər-d-ø? Ali what with child-Pl-Def do-Past-3P.Sg علی با بچهها چهکار کرد؟ b. kəl-an /*kəl kər-d-ø (era mal) send-3P.Pl send do-Past-3P.Sg *فرستاد/ فرستادشون (برای خونه). c. (æli) menal-eil-æ kəl-(an) kər-d-ø Ali child-Pl-Def send-3P.Pl do-Past-3P.Sg (علی) بچهها را فرستاد (شون). d. menal-eil-æ, (æli) kəl-an kər-d-ø child-Pl-Def Ali send-3P.Pl do-Past-3P.Sg بچهها را، (علی) فرستادشون (خونه). e. (æli) kəl-an kər-d-ø, menal-eil-æ Ali send-3P.Pl do-Past-3P.Sg child-Pl-Def (علی) فرستادشون (خونه)، بچهها را. در این بافت، فاعل و مفعول هردو مبتدائی هستند و فعلِ مرکبِ جمله، کانونی است. در جمله (9-b)، پسوند مطابقۀ فاعلی به صورتِ الزامی به فاعلِ سوم شخص مفرد ارجاع داده است. پسوندِ فاعلی بعد از پسوندِ نشانة زمان بر روی ستاک فعلی نمود پیدا کرده است. در همین جمله، /-an/ پیبستِ ضمیری است که بهدلیل عدمِ حضورِ مفعولِ صریح الزامی است. این پیبست بر روی جزء غیرفعلی فعلِ مرکب ظاهر شده است. در جملۀ (9-c)، با حضورِ مفعولِ صریح، ضمیرِ پیبستی مفعولی اختیاری است و مضاعفسازی واژهبستی ممکن است. خروجِ مفعولِ صریح در جملاتِ موسوم به خروج (9-d) و (9-e) باعث شده است تا واژهبستِ ضمیری نقشِ موضوعِ اجباری جمله را داشته باشد. مشاهده میشود که افعالِ مرکب نسبت به پسوندهای فاعلی و پیبستهای ضمیری مفعولی، دقیقاً رفتاری مانند افعال ساده از خود بروز میدهند. تنها تفاوت به جایگاهِ متغیرِ ضمیرِ پیبستی مربوط میشود که توضیح داده شد. همچنین، مقایسۀ رفتار وندها و واژهبستها نشان میدهد که وندها نسبت به ریشه و ستاک پیوستگی و وابستگی بیشتری دارند. درحالی که پسوندِ فاعلی منحصراً بر روی ستاک فعلی ظاهر میشود، اما پیبستِ ضمیری میتواند با میزبانهای متنوعی بهکار رود. دادههای کردی کلهری تأیید میکنند که پسوندهای فاعلی و پیبستهای ضمیری مفعولی دارای رفتارِ متفاوتی هستند. تاکنون، وضعیتِ پسوندهای فاعلی و پیبستهای ضمیری را در جملاتِ ساده بررسی نمودهایم، در ادامه وضعیت این عناصر را در بندهای پایه و پیرو جملاتِ پیچیده مورد بحث قرار میدهیم. 3ـ9. جملاتِ پیچیده (10) a. mashin-æ əra chwæ sæn-i? car-Def for what buy-Past-3P.Sg ماشین را برای چی خریدی؟ b. (mashin-æ) sæn-əm-(e) ta bə-frush-əm-e car-Def buy-Past-1P.Sg -3P.Sg (Cl) to sell-Past- 1P.Sg-3P.Sg (Cl) (ماشین را) خریدم(ش) تا بفروشمش. c. mashin-æ sæn-əm *ta bə-frush-əm car-Def buy-Past-1P.Sg to sell-Past-1P.Sg (ماشین را) خریدم تا بفروشم[38]. (11) a. æli chwæ sæn-ø? æli what buy-Past-3P.Sg علی چی خرید؟
car-Indef buy-Past-3P.Sg-3P.Sg (Cl) to sell-Past-3P.Sg-3P.Sg(Cl) ماشینی خرید*ش تا بفروشدش. جملۀ (10-b) از دو بندِ پایه و پیرو تشکیل شده است که با قلاب مشخص شدهاند. در بندِ پایه، پسوندِ فاعلی اول شخص بهصورتِ الزامی حاضر و فاعل مبتدائی محذوف است. مفعولِ مبتدائی هم میتواند حاضر باشد یا نباشد. در صورتی که حاضر باشد، شاهدِ مضاعفسازی واژهبستی خواهیم بود، مانند جملات مستقل، و اگر حاضر نباشد، پیبستِ ضمیری بهصورتِ اجباری بعد از پسوندِ فاعلی بر روی فاعل ظاهر میشود. در همین جمله و در بند پیرو، پسوندِ فاعلی اول شخصِ مفرد با فاعلِ محذوف، از لحاظِ شخص و شمار مطابقه میکند. 4. بحث و نتیجهگیری هدفِ مهمِ پژوهش حاضر بررسیِ فرایندِ مضاعفسازی واژهبستی و پیامدهای آن برای نحوِ زبان در کردی کلهری است. به عبارت دیگر، مسأله این است که آیا مضاعفسازی واژهبستی حالت غالب در کردی کلهری است یا اینکه این فرایند مانند بسیاری از زبانهای دیگر منجر به منفکشدن گروهِ اسمی از درونِ بند و خروج آن میگردد. نتایج نشان داد که گاهی مضاعفسازی واژهبستی در کردی کلهری صورت میگیرد. به نظر میرسد که مضاعفسازی واژهبستی در کردی کلهری بهصورتِ محدود استفاده میشود و لذا گرایشِ غالب در این زبان نباشد. همانگونه که در قسمت تحلیلِ دادهها گفته شد، در همین مواردِ محدود هم بین گویشوران بر سر دستوریبودنِ جملات حاصل اجماع وجود ندارد. به عبارت دیگر، گویشورانِ کردی کلهری تمایل ندارند که هم مفعولِ صریح و هم واژهبستِ معادل آن را به صورتِ مضاعف در جملات صورتبندی نمایند. همچنانکه در قسمتِ تحلیلِ دادهها دیدیم، این یافته با بسیاری از پژوهشهای انجام گرفته همسو است (Spencer & Luis, 2012 Mithun, 2003; Bresnan & Mchombo,1987;). بررسیِ خردهگفتمانهای موردِ استفاده در پژوهشِ حاضر نشان داد که برای اجتناب از حضور توأمان واژهبست ضمیری و همتای اسمی آن، گویشوران زبان کردی کلهری متوسل به راهکارهای دیگری جهتِ صورتبندی جملات میشوند. سادهترین راه، حذفِ پیبستِ مفعولی و حفظِ مفعولِ صریح یا بالعکس حذفِ مفعولِ صریح و حفظِ واژهبست است. در صورتی که بخواهیم هم ضمیرِ واژهبستی و هم مفعولِ صریح و صوری را حفظ نمائیم، راهکارِ دیگر استفاده از ساختِ موسوم به خروج (چپ و راست) است که گویشورانِ کردی کلهری بهطورِ فراوان به آن متوسل میشوند. در قسمتِ تحلیلِ دادهها مشاهده شد که گویشورانِ کردی کلهری از پیبست (مفعولی) استفاده میکنند تا مفعولِ صریح را از ساختارِ موضوعی جملات خارج کرده، به صورتِ گروهِ اسمی منفک در سمتِ چپ یا راست جملات قرار دهند. جای این گروههای اسمی منفکشده از لحاظ معنائی و نحوی (ساختارِ موضوعی) بهوسیلۀ پیبستهای ضمیری هممرجع پر شده است. بررسیِ آثارِ مشابه در دیگر زبانها نشان میدهد که تغییرِ ساختارِ نحوی جملات بهخاطر افزودهشدنِ واژهبست خیلی پدیده نادری نیست. اسپنسر (2012) نشان میدهد که در زبان فرانسه، افزودن پیبستِ فاعلی منجر به ظاهرشدنِ فاعلِ ضمیری (مستقل) در خارج از بند میشود. فوس (2005) نشان میدهد که [1]. clitic [2]. Host [3]. Clitic doubling [4]. Zwicky and Pullum [5]. Accidental gap [6]. Lexical integrity [7]. Dislocated [8]. Dislocation [9]. Macedonian [10]. Franks and King [11]. Argument structure [12]. Nahuatl [13]. Mithun [14]. Yupi’k [15]. Navajo [16]. Mchombo [17]. Chichewa [18]. Everett [19]. Yagua [20]. Payne and Payne [21]. Fuß [22]. Macushi [23]. De Cat [24]. Corbett [25]. Resumptive [26] Locality [27]. Infelicity [28]. گذشته این فعل مانند بسیاری از افعال دیگر در کردی کلهری با جرح و تعدیل واکه ستاک بدست می آید. [29]. Clitic (enclitic) [30]. در بین افرادِ مصاحبهشونده تنوعاتی دیده میشود. برخی پیبست را بهکار میبردند و برخی هم بکار نمیبرند. به نظر میرسد افرادی که پیبست را بهکار میبرند، بخاطر فراوانی و کثرت استفاده از پیبستِ مفعولی در حالت های دیگر است. دلیل دیگر هم تنوعات منطقهای و تعامل با دیگر زبانهاست؛ لذا با قطعیت نمیتوان گفت که در حضورِ مفعولِ صریح، ظاهرشدن واژهبست منجر به نادستوریشدن جمله میگردد. در این بافت محدود، میتوان گفت که ما شاهد مضاعف سازی واژهبستی هستیم. [31]. اگرچه مفعول اولین بار در این جمله آمده است، اما مصداق آن به صورت تلویحی و از بافت موقعیتی برای مخاطب تشخیص پذیر بوده، لذا مبتدائی قلمداد میشود. [32] . نویسندگانِ حاضر اصطلاح مضاعفسازی واژهبستی را صرفاً در ارتباط با حضور همزمان پیبستهای مفعولی با خود مفعولِ صریح صحیح می دانند، و در مورد حضور همزمان پسوندهای مطابقۀ فاعلی و فاعلِ صوری، قائل به مضاعفسازی واژهبستی نیستند، زیراکه نشانههای فاعلی اصولاً واژهبست نیستند (وند هستند). [33]. Dislocated [34] . چون جملات بهصورت لاتین آوانگاری میشوند، لذا خروج به چپ و راست بر اساس خطِ لاتین نامگذاری [35] . البته از لحاظ وضعیت جایگاهِ مفعول صریح و پیبست ضمیری مرتبط به آن تفاوتی دیده میشود: مفعولِ صوری قبل از فعل و واژهبستِ ضمیری مفعولی بعد از فعل (بهصورت پیبست) ظاهر میشود. به همین دلیل است که واژه بستهای ضمیری در کردی کلهری از نوع واژهبست ویژه هستند (نه ساده)، زیراکه توزیع نحوی آنها (برخلاف واژهبستهای ساده) با مفعول صریح جمله متفاوت است. [36] . به دلیل اینکه هدفِ اصلی پژوهش حاضر بررسیِ پیبستهای ضمیری مفعولی و همچنین بررسیِ عدمِ مضاعفسازی واژهبستی است، لذا در مورد خروجِ فاعل به ذکر همین چند مثال اکتفا میکنیم. [37] در اصل حرفِ اضافه (la) + واژهبستِ ضمیری (-e) تشکیل یک توالی دادهاند (la-e) که بر اثر التقاء دو واکه، واکۀ حرفِ اضافه حذف میشود. بنابراین، (le) ترکیبی از حرفِ اضافه و واژهبستِ ضمیری است. [38]. معادل فارسی دستوری است، لیکن جمله کردی کلهری در این بافت نادستوری است. | ||
| مراجع | ||
|
دبیرمقدم، محمد (1392). ردهشناسی زبانهای ایرانی. دو جلد تهران: سمت. راسخمهند، محمد (1389). «واژهبستهای فارسی در کنار فعل». پژوهشهای زبانشناسی. 2/2: 75-85. راسخمهند، محمد (1389). «مفعولنمائی افتراقی، نگاهی دیگر به را». زبانشناسی و گویشهای خراسان. 2: 1-13. شقاقی، ویدا (1376). «واژهبست چیست؟ آیا در زبان فارسی چنین مفهومی کاربرد دارد؟». مجموعه مقالات سومین کنفرانس زبانشناسی. به کوشش یحیی مدرسی و محمد دبیرمقدم. تهران: دانشگاه علامه طباطبائی. 141ـ158. شقاقی، ویدا (1392). «وند گروهی». زبان و زبانشناسی. 9/ 17: 1ـ26. گوهری، حبیب (۱۳۹۲). «برخی پیامدهای نظریهی ساخت اطلاع برای ترجمه». جستارهای زبانی. ۴/۱: 203-224. گوهری، حبیب، زهرا شرفخانی و اکبر عزیزیفر (1398). «بررسی نظام مطابقه در کردی ایلامی». مطالعات زبان و گویشهای غرب ایران. 7/24: 49-72. Bresnan, J. & S. A. Mchombo. (1987). “Topic, pronoun, and agreement in Chichewˆ a”. Language. 63(4): 741–82.
Corbett, G. (2003). “Agreement: The range of the phenomenon and the principles of the Surrey Database of Agreement”. Transactions of the Philological Society. 101(2): 155–202.
De Cat, C. (2005). “French subject clitics are not agreement markers”. Lingua. 115:1195-1219.
Franks, S. & T. H. King. (2000). A Handbook of Slavic Clitics. Oxford: University Press.
Everett, D. L. (1996). Why There are No Clitics: An Alternative Perspective on Pronominal Allomorphy. Arlington, TX: Summer Institute of Linguistics andUniversity of Texas at Arlington Publications in Linguistics.
Fuß, E. (2005). The Rise of Agreement: A Formal Approach to the Syntax and Grammaticalization of Verbal Inflection. Amsterdam & Philadelphia: John Benjamins Publication Company.
Mithun, M. (2003). “Pronouns and agreement: the information status of pronominal affixes”. Transactions of the Philological Society. 101(2): 235-78.
Payne, D. L. & Th. E. Payne. (1990). “Yagua”. In D. C. Derbyshire & G. K. Pullum (eds). Handbook of Amazonian Languages. Vol. 2. Berlin: Mouton de Gruyter. 249–274.
Spencer, A. (1991). Morphological Theory: An Introduction to Word Structure in Generative Grammar. Oxford: Blackwell Publishers.
Spencer, A. & A. Luís, (2012). Clitics. Cambridge: University Press.
Zwicky, A. M. & G. K. Pullum. (1983). “Cliticization vs. inflection: English n’t”. Language. 59: 502–13.
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 6,324 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 616 |
||