| تعداد نشریات | 61 |
| تعداد شمارهها | 2,227 |
| تعداد مقالات | 18,260 |
| تعداد مشاهده مقاله | 56,014,476 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 29,038,070 |
تأثیر وزن شعر فارسی بر اشعار عربی میرداماد | ||
| پژوهش های ترجمه در زبان و ادبیات عربی | ||
| مقاله 8، دوره 1، شماره 1، دی 1390، صفحه 155-172 اصل مقاله (188.1 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| علی اصغر قهرمانی مقبل* ؛ سید حسین مرعشی | ||
| چکیده | ||
| با روی کار آمدن شاه عباس صفوی و مهاجرت گستردهی عالمان شیعه از لبنان (جبل عامل و بقاع) و بحرین به ایران نهضت ادبی زبان عربی در کشور احیا شد که پیشگامان آن همین مهاجران تازه وارد بودند. رکن دیگر این نهضت ایرانیانی بودند که زبان عربی را از این فقیهان فراگرفتند. از جملهی این افراد میرداماد فیلسوف و فقیه معروف است. او علاوه بر آثار فلسفی، اشعاری به فارسی و عربی از خود بر جای گذاشته است. وی با آنکه نوهی دختری محقّق کَرَکی، عالم لبنانی مقیم ایران، است، ولی در ساختارِ موسیقاییِ اشعارِ عربیِ خود به شدت متأثر از شعر فارسی بوده است، به گونهای که هم در انتخاب وزنها و هم در دیگر ویژگیهای وزنی از وزن شعر فارسی بهرهی فراوان برده است. این موضوع به موسیقی اشعار عربی او رنگ و بوی فارسی بخشیده است. میرداماد در اشعار عربی خود از یک سو از پرکاربردترین بحرهای عربی اعراض کرده و از سوی دیگر از وزنهای فارسی مانند وزنهای دوری استفاده کرده است. با توجّه به نمونههای موجود میتوان نتیجه گرفت که میرداماد به هنگام سُرودن اشعار عربیاش تحت تأثیر اشعار فارسی مولوی و حافظ بوده است. برای بررسی این موارد از شیوهی نقد تطبیقی استفاده شده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| وزن فارسی؛ وزن عربی؛ وزن دوری؛ جواز وزنی؛ ضرورت وزنی؛ تأثیر و تأثّر | ||
| اصل مقاله | ||
|
سدهی یازدهم هجری (هفدهم میلادی) را میتوان دورهی احیای ادبیات علّت انتخاب اشعار عربی میرداماد به عنوان موضوع اصلی این تحقیق آن است که این شاعر در دورهی خود بیشترین تأثیرپذیری را از موسیقی شعر فارسی داشته است و آشنایی با این بُعد از شعر او میتواند راه را برای مطالعات کاربردی بیشتر در خصوص تأثیرات موسیقی شعر فارسی بر شعر عربی هموار کند. اما انتخاب مقولهی موسیقی شعر به علت کم توجّهی به آن در نقد شعر فارسی و عربی و به خصوص مطالعات تطبیقی در ایران بوده است. در انجام این تحقیق از روش نقد تطبیقی استفاده شده است. این روش به ما کمک میکند تا ارتباطی منطقی بین اشعار عربی میرداماد و موسیقی آن با اشعار فارسی شاعران فارسیسُرای ایران بیابیم. الف) مختصری دربارهی زندگی و آثار میرداماد پیش از آنکه به موضوع اصلی این مقاله بپردازیم باید اندکی دربارهی میرداماد و اشعار عربی او سخن بگوییم.
1. زندگی میرداماد محمّد باقر فرزند محمّد حسینی مرعشی استرآبادی، معروف به میرداماد، از ملّا صدرا (1050ق/ 1637م) در شرح اصولکافیاش از میرداماد با این تعابیر یاد کرده است: «سیّدی وسَنَدی وأستادی واستنادی فی المعالم الدینیّه والعلوم الإلهیّه والمعارف الحقیقیّه والأصول الیقینیّه، السیّد الأجلّ الأنور، العالم المقدّس الأزهر، الحکیم الإلهی والفقیه الربّانی، سیّد عصره وصفوه دهره، الأمیر الکبیر والبدر المنیر، علّامه الزمان، أعجوبه الدوران، المسمَّی بمحمّد، الملقّب بباقر الداماد الحسینی - قُدّس عقله بالنور الربّانی». (ملّا صدرا، 1370 : 1/214) 2. شعر عربی میرداماد در دیوان میرداماد موسوم به دیوان اشراق تعداد معدودی مسمّط و غزل و قطعه و دوبیتی (جمعا 53 بیت) به زبان عربی وجود دارد. حُرّ عامِلی (1104ق/1693م) دربارهی اشعار فارسی و عربی میرداماد میگوید: «وکان شاعراً بالفارسیّه و العربیّه مُجیداً» . (حُرّ عامِلی، 1362 : 2/249) با توجّه به آشنایی شاعر با شعر فارسی، عجیب نیست که اشعار عربی وی تحت تأثیر موسیقی شعر فارسی قرار داشته باشند. در ادامه به این سؤال پاسخ خواهیم داد که: ویژگیهای وزنی شعر فارسی که در اشعار عربی میرداماد وجود دارند کدامند؟
ب) وزنهای اشعار عربی میرداماد وزنهای به کار رفته در اشعار عربی میرداماد را به سه نوع میتوان تقسیم 1. وزنهای خاص شعر فارسی 2. وزنهای مشترک میان شعر عربی و فارسی 3. وزنهای خاص شعر عربی اکنون به تفصیل به هر یک از این انواع خواهیم پرداخت. 1. وزنهای خاص شعر فارسی از میان وزنهای به کار رفته در اشعار عربی میرداماد، چهار قطعه شامل 22 بیت یـا عارجَ المعارجِ، یـا سیّـدَ الرُسُل یا هادیَ الخلائقِ، یا موضحَ السُبُل مفعـولُ فـاعلاتُ مفـاعیلُ فـاعلن مفعـولُ فـاعلاتُ مفـاعیلُ فـاعلن مضارع مثمّن مکفوف محذوف. (شمس قیس، 1360 : 149) طارتِ المهجهُ شوقاً بِجناحِ الطربِ لثمتْ ســدّهَ مـولـیً بشفاهِ الأدبِ فـاعلاتن فعـلاتن فعـلاتن فـعِـلن فعـلاتن فعــلاتن فعــلاتن فعِـلن (همان، 1385 : 140) رمل مثمّن مخبون محذوف. (همان، 1360 : 133)
بالـله یا سکاری حیِّ الحبیبِ قولوا هل ما أراه طیفٌ إذ فُزتُ بالوصالِ مفـعولُ فاعلاتن مفـعولُ فاعلاتن مفعولُ فـاعلات مفعولُ فاعـلاتن (همان، 1385 : 141) مضارع مثمّن اخرب. (همان، 1360 : 149) یـا ازلـیَّ الـدوامْ، یـا أبـدیَّ البقاءْ یا أحدیَّ الوجودْ، یا صمدیَّ البهاءْ مفتعـلن فـاعلان مفتعلن فاعلان مفتعـلن فـاعلان مفتعلن فاعلان (همان، 1385 : 141) منسرح مثمّن مطوی موقوف (یا مخبون موقوف). (همان، 1360 : 139) یادآوری میکنیم که نام وزنهای فارسی نباید ما را به اشتباه اندازد و از نام تأثیرپذیری میرداماد از شعر فارسی در سرودن اشعار عربی خود، تنها منحصر وزنهای دوری اگر چه از دیرباز در شعر فارسی رواج داشته است، ولی از آنجا از سوی دیگر یکی از مهمترین تفاوتهای میان شعر عربی و فارسی در هجای میرداماد در اشعار عربی خود از هر دو ویژگی شعر فارسی بهره برده است؛ از یا عارجَ المعارجِ، یـا سیّدَ الـرُسُـل یا هادیَ الخلائقِ، یا موضحَ السُبُل (میرداماد، 1385 : 139) او در پایان مصراعهای نخست از بیت سوم و چهارم و پنجم به ترتیب «الغیوب»، «الرسول»، و «العیوب» آورده است و همانند شعر فارسی هجای کشیده را معادل یک بلند قرار داده است. اگر بخواهیم براساس قواعد عروض رفتار کنیم، باید بگوییم که نهتنها وزن شعر عربی نیست، بلکه شاعر در این مصراعها از وزن خارج شده و در رکن عروض، «فاعلن» و «فاعلان» را با یکدیگر خلط کرده است، درحالیکه براساس قواعد عروض عربی، آوردن «فاعلان» در رکن عروض از ابیات غیر مصرَّع به هیچ وجه جایز نیست. این قاعده ی فارسی در تمامی اشعار عربی میرداماد به چشم میخورد، جالبتر آن که میرداماد در دو قطعه از اشعار خود که بر وزنهای دوری است، در نیممصراعها نیز این قاعده را به کار برده است. به طور مثال در قطعهی زیر : یـا ازلـیَّ الـدوامْ، یـا أبـدیَّ البقاءْ یا أحدیَّ الوجودْ، یا صمدیَّ البهاءْ مفتعـلن فـاعلانْ مفتعلن فاعلانْ مفتعلن فـاعلانْ مفتعلن فـاعلانْ (همان، 1385 : 141) وزن این شعر دوری است که از چهار نیممصراع تشکیل شده است، در وهله ی أنتَ فلقْتَ العَـدَمْ أنـتَ بـرئتَ النسَـمْ أنتَ وضعتَ الصعیدْ أنتَ رفعتَ السماءْ مفتعـلن فـــاعـلن مفتعـلن فــاعلن مفتعـلن فـاعـلانْ مفتعــلن فـاعلانْ (همان، 1385 : 141) سخن پایانی در این مبحث آن است که قطعهی دیگر این بخش از اشعار میرداماد با مطلع: «بالـله یا سکاری حیِّ الحبیبِ قولوا» نیز بر یکی از وزنهای دوری مشهور در شعر فارسی است که تقطیع آن به صورت «مفعولُ فاعلاتن مفعولُ فاعلاتن» است. این وزن اگر چه در آمار اِلوِل ساتِن در رتبهی 27 قرار دارد (Elwell-Sutton, 1976 : P. 163) ولی از وزنهای پرکاربرد در نزد مولانا جلال الدین مشهور به مولوی است (158 غزل. رک: فرزاد، 1349: 174) که از بین آنها 2 غزلْ ملمّع و دو غزل نیز کاملاً عربی است، این قطعه همچنین یادآور این غزل مشهور حافظ است که دو بیت آن نیز به صورت ملمّع آمده و مطلع آن چنین است: دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکـارا (حافظ، 1381 : 8) 2. وزنهای مشترک منظور از وزنهای مشترک وزنهایی است که هم در نزد شاعران فارسیگو و هم در نزد شاعران تازیگو به کار میرود. البتّه این که هر کدام از این وزنها اساساً فارسی است یا عربی، خارج از بحث این نوشته است. این بخش از اشعار میرداماد شامل: 5 رباعی، یک مسمّط بر وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (فاعلان)» (12 بیت)، دو قطعه: یکی بر وزن متقارب «فعولن فعولن فعولن فعولن» (2 بیت) و دیگری بر وزن خفیف «فاعلاتن مفاعلن فعِلن» (2 بیت) میباشد. دربارهی رباعیها باید گفت که اگر چه تقطیع رباعی در عروض عربی (فعْلن متفاعلن فعولن فعِلن) متفاوت با تقطیع آن در عروض فارسی است، ولی ترتیب هجایی آن در هر دو یکسان است. از این حیث میرداماد در سرودن این رباعیها، خواه از رباعیسرایان فارسی تأثیر پذیرفته باشد، خواه از رباعیسرایان عربی، تفاوتی در نتیجه ی کار نخواهد داشت. امّا دربارهی مسمّطی که بر وزن رمل مثمّن محذوف سروده باید گفت که اگر
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعِلن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعِلن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فـعِـلن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فـعِـلن ما وزن متشکّل از «فاعلاتن» را در ضمن وزنهای مشترک، و وزن متشکّل دربارهی قطعهی دوبیتی که بر وزن خفیف سروده شده نیز دقیقاً همان حکم
3. وزنهای خاص عربی دربارهی این بخش از اشعار میرداماد، سخن بسیار کوتاه خواهد بود، زیرا وی تنها یک قطعه ی پنج بیتی بر وزن وافر وافی «مفاعلتن مفاعلتن فعولن» سروده که مطلع آن چنین است : کـأنّی کـلَّ معقـوصٍ عـویـصٍ أرَی لا بـامْتـراءٍ یعتــرینـــی مفاعیلن مفاعیلن فعولن مفاعیلن مفاعیلن فعولن (میرداماد، 1385 : 141) چنان که میدانیم وافر از بحرهای خاص شعر عربی است و شاعران پارسیگو آن نکتهی مهم دیگر آن که میرداماد در اشعار عربی خود از بحرهای مختص به ج) جوازهای وزنی و ضرورتهای وزنی در اشعار عربی میرداماد یکی از جنبههای تمایز میان عروض فارسی و عربی اختلافهای موجود میان آنها در خصوص جوازهای و ضرورتهای وزنی میان آنهاست. پس از بررسی وزنهای به کار رفته در اشعار عربی میرداماد، اکنون میخواهیم اشعار او را از لحاظ جوازها و ضرورتها بررسی کنیم، تا معلوم گردد که میرداماد از این نظر از شعر فارسی تأثیر پذیرفته است یا نه. 1. جوازهای وزنی در ضمن مباحث دربارهی جوازهای وزنی مطالبی به صورت پراکنده گفته از بررسی اشعار عربی میرداماد نتیجه میگیریم که جوازهای وزنی موجود در 2. ضرورتهای وزنی یکی از تفاوتهای موجود میان وزن شعر در عربی و فارسی تفاوت آنها در استعمال ضرورتهای وزنی است. حذف یا ابقای همزه یکی از مباحث مربوط به وزن شعر در عربی و فارسی است، با این تفاوت که در شعر عربی، این قواعدِ صرفی است که همزهی قطع را از همزهی وصل مشخّص میکند و عدول از قواعد صرفی با این که به فصاحت کلام لطمه میزند، با این حال در شعر عربی به عنوان یک ضرورت پذیرفته شده است؛ یعنی بنا بر ضرورتْ همزهی وصل به صورت قطع، و یا همزهی قطع به صورت وصل خوانده میشود. (رک: السیرافی، 1405ق/1985م : ص 70؛ ابن عصفور، 1980م : ص 52 و 98) امّا در شعر فارسی حذف یا ابقای همزه مرتبط به مباحث صرفی نیست، بلکه وزن شعر تعیین کننده ی آن است. حذف همزه اگر چه از ضرورتهای وزنی فارسی به شمار میآید، ولی هیچ لطمهای به فصاحت کلام نمیزند. شگفت این که میرداماد در اشعار عربی خود با همزه همانند همزه در شعر فارسی رفتار کرده است، بدین معنی که هر جا وزن ایجاب میکرده، همزهی وصل را قطع و یا همزهی قطع را به صورت همزهی وصل آورده است. ابقای همزهی وصل مانند: هجـرکـم یــا مــا لــه مـنْ اِمْتـداد مُهجتــی یــا مــا لهــا منْ اِحْتمال (میرداماد، 1385 : 139)
یــا قــومُ هــواؤکــم بصـدری نزلا والــقــلــبُ بنــارِ حبّــکم اِشْتَـعلا (همان، 1385 : 143) و حذف همزهی قطع، مانند: إنّ فناءَ الـجواد مـزدلــفُ العـافیـه وَ انَّ طوارَ الکریم مشعرُ وفدِ الرجاء (همان، 1385 : 141) البتّه این بدان معنی نیست که شاعر از ضرورت وزنی عربی هیچ بهرهای نبرده است بلکه در یک مورد از ضرورت اسکان حرف متحرّک (مع به جای معَ؛ رک: همان، 1385 : 139) استفاده کرده است. نتیجه مهمترین نتایجی که میتوان از این بحث گرفت این است که میرداماد به دلیل در پایان پیشنهاد میشود به منظور تبیین بیشتر موضوع، اوزان اشعار فارسی | ||
| مراجع | ||
|
ابن عصفور الاشبیلی، ابوالحسن علی بن مؤمن بن محمّد. (1980م). «ضرائر الشعر»، تحقیق السیّد ابراهیم محمّد، بیروت: دار الاندلس للطباعه والنشر والتوزیع: الطبعه ابوالحسن العَروضی، احمد بن محمّد. (1416ق/1996م). «الجامع فی العروض جعفریان، رسول. (1382). «مقالات تاریخی»، قم : دلیل ما، چاپ اوّل. حافظ شیرازی، شمسالدین محمّد. (1381). دیوان. به اهتمام محمّد جواد شریعت، اصفهان: آتروپات. چاپ پانزدهم. حُرّ عامِلی، محمّد بن حسن. (1362). «امل الآمل». تحقیق احمد حسینی اشکوری، قم: دارالکتاب الاسلامی. خواجه نصیرالدین طوسى، محمّد. (1363). «معیار الاشعار». به اهتمام محمّد فشارکی و جمشید مظاهری، اصفهان: انتشارات سهروردی. چاپ اوّل. السیرافی، ابو سعید الحسن بن عبد الـله بن المرزبان. (1405ق/1985م). «ضروره الشعر». تحقیق رمضان عبد التوّاب، بیروت: دار النهضه العربیه للطباعه والنشر. الطبعه الاولى. شمس قیس، شمس الدین محمّد قیس الرازى. (1360). «المعجم فى معاییر اشعار العجم»، تصحیح محمّد بن عبد الوهّاب قزوینى و تصحیح مجدّد مدرّس رضوى. تهران: کتابفروشى زوّار. چاپ سوم. فرزاد، مسعود. (اردیبهشت 1349). «عروضِ مولوى». مجلّۀ خرد و کوشش، دورۀ دوم، شمارۀ اوّل، صفحات 141-235. قمّی، عبّاس. (د.ت.). «الکنی و الالقاب»، تهران: مکتبه الصدر. ملّاصدرا، محمّد بن ابراهیم. (1370).«شرح اصولکافی»، تصحیح محمّد خواجوی، تهران: مؤسّسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی. چاپ اوّل. میرداماد، محمّدباقر. (1385). «دیوان اشراق»، به کوشش سمیرا پوستیندوز، تهران: میراث مکتوب. نجفی، ابوالحسن. (1386). «تقطیع». دانشنامهی زبان و ادب فارسی. زیر نظر اسماعیل سعادت، ج 2، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. (فروردین 1359). «دربارهی طبقهبندىِ وزنهاىِ شعرِ فـارسى: بحث روش». مجلّۀ آشنایى با دانش (دانشگاه آزاد ایران). شمارهی 7، صفحات 591-625. Elwell-Sutton, Laurence Paul. (1976). “The Persian Metres”. Cambridge: CambridgeUniversity Press. First Edition
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 4,857 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,157 |
||