مقدمه
معادلیابی و واژهگزینی دقیق اصطلاحات و مفاهیم از حوزههای بسیار مهم ترجمه است که انجام آن مستلزم توجه به نکات متعدّدی است. آشنایی و اشراف بر فرهنگ مبدأ و مقصد، افزون بر دانش زبانی چه بسا مهمترین پیش نیاز ترجمة تخصّصی اصطلاحات و مفاهیم باشد. البته چالشهای مربوط به واژهگزینی و معادلیابی میان دو زبان به این مورد محدود نمیشود. عوامل دیگری از قبیل نو بودن یک واژه، نبود معادل آن در فرهنگ مقصد، منسوخ شدن برخی واژگان و اصطلاحات به کار گرفته شده در یک بازة زمانی به اقتضای شرایط سیاسی و تاریخی، تغییر و فروپاشی سازمان و.. میتواند در فرآیند واژهگزینی و معادلیابی مؤثّر واقع شود. پیرامون ضرورت ترجمة و انجام دقیق آن «پل انگل مدّعی است که آیندة جهان ممکن است وابسته به ترجمة دقیق یک کلمه باشد؛ این ادّعا در هیچ جا بهتر از موقعیّت شکنندة خاورمیانه چهره نمینماید» (گنتزلر، 1380: 137). ترجمه و معادلیابی اصطلاحات، مفاهیم و واژگان حوزة نظامی بین دو زبان فارسی و عربی مسألة بسیار مهمّی است که با توجّه به موقعیّت جغرافیایی و دکترین نظامی ایران و کشورهای همجوار اهمیتی دو چندان مییابد. از آنجایی که در حوزة ترجمه، چه ترجمة واژگان، مفاهیم و اصطلاحات و چه ترجمة شفاهی مترجم با دو فرهنگ روبهرو است و این مهم بایست با شناخت کامل دو فرهنگ صورت گیرد امّا گاه مترجم در معادلیابی دقیقِ واژگان و اصطلاحات با چالشهایی مواجه میگردد. مسأله شناخت ساختار درجات نظامی، ساختار سازمانی و همچنین طرزِ طبقه بندی اطلاعات حسّاس که عمدتاً به نیروهای نظامی و مسلّح یک کشور مربوط میشود بخشی از موضوعات چالشبرانگیزی است که در ترجمة مباحث نظامی میان دو زبان فارسی و عربی مطرح میگردد. بدیهی است که خطا در ترجمة اصطلاحات و مفاهیم نظامی و مهمتر از آن معادلیابی و واژهگزینی نادرست میتواند بر ارتباطات دو کشور سایه بیافکند چنانکه ترجمه درست و دقیق این اصطلاحات و مفاهیم میتواند بر غنای زبان مبدأ بیافزاید. این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر آراء و نظرات پیتر نیومارک[1] به نقد ترجمه و معادلیابی برخی چالشهای مربوط به ترجمة مفاهیم و اصطلاحات حوزة نظامی مذکور در فرهنگ اصطلاحات معاصر (میرزایی)، فرهنگ الرائد جبران مسعود (ترجمه انزابی نژاد)، فرهنگ معاصر میانه (عبدالنبی قیّم) و فرهنگ معاصر (آذرتاش آذرنوش) و فرهنگ واژهها و اصطلاحات نظامی (کبیری) بپردازد و راه حلّی مؤثّر برای رفع و یا کاستن آنها ارائه دهد.
پیشینه پژوهش
هر چند پژوهشهای بسیاری پیرامون چالش ترجمة اصطلاحات و مفاهیم نظامی بین زبان عربی و فارسی صورت نگرفته و تلاشها بیشتر معطوف به فرهنگنویسی در این زمینه بوده است، و این مورد خود حکایت از کم توجهی به این حوزة مهم دارد امّا مقالاتی نیز در این زمینه یافت میشود که می توان به آنها اشاره داشت:
فاطمه زارعی، علی افضلی، و شهریار نیازی در مقالهای با عنوان «آسیبشناسی فرآیند واژهگزینی درجات نظامی در واژهنامههای عربی» به بررسی واژهنامههای عمومی و تخصصی و روش معادلیابی آنها پرداختهاند. از نتایج این پژوهش میتوان اشاره داشت که بهترین شیوة گزینش معادل برای اصطلاحات درجات نظامی «معادلگزینی پس از شناخت الگوی درجات نظامی ایران و کشورهای عربی» است و اینکه اغلب واژهنامههای عمومی دانش کافی از حیطه تخصصی نداشته و اصطلاحات و مفاهیم این حوزه را با دقّت نظر مورد بررسی قرار ندادهاند.
محمدرضا ایروانی از دیگر پژوهشگرانی است که مقالهای با عنوان «تأثیر زبان عربی بر واژهسازی و واژهگزینی نظامی در زبان فارسی» نوشته است. ایروانی در پژوهش خود در پیِ تاثیر زبان عربی بر واژهگزینی نظامی زبان فارسی در دورههای تاریخی مختلف است. از نتایج این تحقیق میتوان اشاره داشت که بسیاری از واژگان نظامی گذشته به دلیل تغییر شیوههای جنگ، تغییر تجهیزات و سایر علل اجتماعی، امروزه متروک شدهاند چنانکه برخی واژههای نظامی گذشته در معانی جدید به کار گرفته شده است.
علی کواری، نرگس جنگی و عدنان طهماسبی نیز در مقالة «چالشهای ترجمه همزمان از زبان فارسی به عربی "مطالعه موردی: گفتمان نظامی"» به چالشهای زبانی و غیر زبانی ترجمة اصطلاحات نظامی پرداختهاند. نویسندگان پژوهش به ین نتیجه رسیدهاند که حذف و از دست دادن برخی از اطلاعات مهم و اساسی، عدم آشنایی با واژگان و اصطلاحات نظامی و نیز افزایش نابجا در ترجمه مهمترین چالشهای زبانی است. بنا بر نتایج این پژوهش مهمترین چالشهای غیر زبانی را میتوان حذف بخشی از اطلاعات به سبب سرعت سخنران در زبان مبدأ، تفاوت فرهنگی میان دو ملت و نیز ضعف عملکرد مترجم دو زبانه بیان کرد.
هر چند برخی پژوهشهای مذکور به مسأله اختلاف درجات نظامی و چالش ترجمة آنها پرداخته امّا مسأله تفاوت سازمانی و ساختاری و همچنین ترتیببندی اطلاعات مغفول مانده است. این پژوهش در صدد آن است که به بررسی و حلّ برخی چالشهای مربوط به ترجمة این حوزه بر اساس نظریة نیومارک بپردازد.
نظریة نیومارک و ترجمة بین فرهنگی
نیومارک در فصل «ترجمه وفرهنگِ» کتابش[2]، سخن از چالشهای ترجمة واژگان، مفاهیم و اصطلاحات فرهنگی به میان میآورد و راه حلهایی نیز برای رفع این چالشها ارائه میدهد. وی با تأثیرپذیری از نایدا[3] طیفهای فرهنگی را در چهار مورد بر میشمارد؛ «1. بومشناسی 2.فرهنگ مادّی 3.فرهنگ اجتماعی 4. نهادها، هنجارها، فعالیتها، رویهها ومفاهیم» (نیومارک، 2006: 151). وی با ذکر و شرح مثالهای بسیاری به چگونگی ترجمه و معادلیابی اصطلاحات موضوعات مذکور بر اساس روشها و فنون مختلف ترجمهای که در فصول اوّل کتاب خود ارائه داده است، میپردازد. او عناوین فرعی طیفهای فرهنگی را به شرح ملاحظات عمومی، محیط، فرهنگ مادّی، فرهنگ اجتماعی، نهاد اجتماعی (سیاسی و اداری)، اصطلاحات تاریخی، بین المللی، دینی و فنّی و ایما و اشاره و آداب و رسوم دستهبندی میکند (رجوع شود به: همان: 165-153). برای مثال نیومارک در شرح و بسط مفهوم فرهنگ مادّی و انواع آن از فرهنگ غذایی صحبت میکند. او میگوید: «در زبان انگلیسی، اصطلاحات غذایی دیگری در دسته بندی متفاوتی وجود دارد. کلمه ماکارونی در سال 1600 و اسپاگتی در سال 1800 به وجود آمد. با این حال، راویولی و پیتزا جدید هستند. بسیاری از اصطلاحات ایتالیایی و یونانیِ دیگر نیاز به توضیح دارند. اصطلاحات غذایی اغلب اشتباه ترجمه میشوند و فرانسویها تنها کسانی هستند که تلاش مداومی برای بومیسازی آنها انجام میدهند: (روزبیف، rosbif)، (روست بیف، roast beef): (گوشت گاو کبابی)/ (choucroute ، کلم ترشی): (کلم پیچ سرکهای)» (همان: 155).
نیومارک در آراء خود از مترادف فرهنگی سخن میگوید و تکیه بر مترادفهای فرهنگی را در ترجمه و البته در برخی مواقع مشروع میداند. وی معتقد است:« این رویه یک ترجمه تقریبی است که کلمه را به یک اصطلاح فرهنگی در زبان مقصد تبدیل میکند. این ترجمه معمولاً در متون عمومی، تبلیغات و اطلاعرسانی و همچنین در توضیحات مختصر برای خوانندگانی که با فرهنگ مورد نظر ناآشنا هستند، استفاده میشود. این ترجمه تأثیر ابزاری بیشتری نسبت به اصطلاحات فرهنگی خنثی دارد. به ندرت مترادفهای صرفاً کاربردی و به ندرت توصیفی است» (نیومارک، 2006: 30). هر چند نیومارک صحبت واضحی از چگونگی معادلیابی اصطلاحات نظامی به میان نیاورده امّا میگوید: «در خلاصهای که از ترجمة کلمات فرهنگی و اصطلاحات نهادی (سازمانی) ارائه دادم، پیشنهاد میکنم که مناسبترین راهحل برای مشکلات ترجمه در اینجا، نه چندان مبتنی بر همآیندها یا بافت زبانی یا موقعیتی (اگرچه اینها جایگاه خود را دارند) بلکه بیشتر مبتنی بر خوانندگان (که معمولاً سه دستهاند: افراد متخصص، عموم مردم تحصیلکرده و افراد بدون تحصیلات) و محیط است» (نیومارک، 2006: 165).
نیومارک رویههای ترجمة اصطلاحات فرهنگی را در تکنیکهای «انتقال (وامگیری)، معادل فرهنگی، خنثیسازی ترجمه (ذکر معادلهای کارکردی و توصیفی)، ترجمة تحت اللفظی، ترجمة موقّت، بومیسازی، تحلیل محتوا، حذف، دوگانهها، ترجمة استاندارد مقبول، یادداشتها، اضافات و توضیحات» خلاصه میکند. البته شایان ذکر است که تکنیکهایی که نیومارک به طور عام برای ترجمه ارائه میدهد به موارد مذکور محدود نمیگردد و از آنها فراتر میرود. رویههای ترجمة ارائه شده توسط نیومارک برای متون و اصطلاحات فرهنگی به طور مختصر بدین شرح میباشد:
وامگیری (انتقال): آوردن کلمه از زبان مبدأ به متن زبان مقصد.
معادل فرهنگی: ترجمه واژهای فرهنگی از زبان مبدأ به واژهای فرهنگی در زبان مقصد.
معادل کارکردی: روشی برای ترجمة واژگان فرهنگی که در آن یک واژة فرهنگی به همراه واژهای جدید به کار گرفته میشود.
معادل توصیفی: ترجیح دادن توصیف بر کارکرد واژه یا اصطلاح.
ترجمة موقّت: کاربرد یک واژه سازمانی جدید و قرار دادن آن در گیومه به قصد تغییر دادن آن در فرصتهای بعد.
بومیسازی: مطابقت دادن واژه زبان مبدأ با تلفّظ طبیعی و سپس با ریخت طبیعی (شکل واژهها).
تحلیل محتوا: تفکیک یک واحد واژگانی به اجزای معنایی آن. برای مثال ترجمة یک واحد به دو، سه یا چهار واحد جداگانه.
فرآیندهای دوگانه: بهره گرفتن از دوگانهها و یا چندگانهها به منظور روشنتر شدن ترجمه.
حذف: حذف همة اصطلاح به دلیل نداشتن معادل در فرهنگ مقصد.
ترجمة مقبول: به کارگیری ترجمة رسمی ارائهشده توسط سازمانهای رسمی. البته مترجم میتواند عدم موافقت خود را با این نوع ترجمه اعلام دارد.
یادداشتها، اضافات و توضیحات: اطلاعات اضافهای است که مترجم به قصد واضحتر شدن ترجمه ارائه میکند(رجوع شود به: همان: 166).
چالشهای ترجمه ومعادلیابی مفاهیم واصلاحات نظامی
همانطور که اشاره شد، اختلاف درجات و سیستم نظامی، تفاوتهای سازمانی و ساختاری و طبقهبندی اطلاعات موضوعاتی است که این پژوهش درصدد نقد و بررسی ترجمه و معادلیابی آنها است.
اختلاف درجات و سیستم نظامی
مسأله تفاوت در ترتیب ومعادلیابی درجات نظامی از چالشهایی است که مترجم را گاه سر در گم میکند. آنچه این چالش را در ترجمة میان زبان فارسی و عربی دو چندان میکند این است که مترجم در مقابل یک الگوی درجة بندی جامعی نیست که در همه کشورهای عربی مورد استفاده قرار گیرد تا بتواند معادلیابی دقیقی برای آن انجام دهد و «با وجود اینکه بیشتر کشورهای عربی درصدد یکسانسازی درجات خود طبق استاندارد و عرف جوامع عرب زبان بودند، امّا پیوسته تفاوتهای جزئی در ساختار، سلسلهبندی و تعداد درجات به چشم میخورد که دشواری کار مترجمان را دو چندان کرده است.» (افضلی و دیگران، 1400: 106). البته این چالش نیز تا حدودی در سیستم درجات نظامی ایران مشاهده میگردد. برای مثال برخی درجات نظامیِ ایران در سیستم جهانی تعریف نشده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ساختار درجات نظامی اضافه شدهاند.
معادلهای ارائه شده نشان میدهد در ترجمة درجات نظامی، بدون در نظر گرفتن جایگاه رتبة نظامی و همچنین محیط و درک و فهم خواننده و یا شنونده از آنچه ما در صدد نقلش هستیم، نمیتوانیم معادلیابی دقیقی انجام دهیم.
جدول ذیل به ترجمه و معادلیابی والاترین درجات نظامی از زبان عربی به زبان فارسی بر اساس فرهنگهای مختلف لغت و از بالاترین درجه به پایینترین درجه می پردازد:
جدول شماره 1
|
اصطلاح تخصصی
|
فرهنگ اصطلاحات معاصر (میرزایی)
|
فرهنگ الرائد جبران مسعود (ترجمه انزابی نژاد)
|
فرهنگ معاصر میانه (عبدالنبی قیّم)
|
فرهنگ معاصر
(آذرتاش آذرنوش)
|
فرهنگ واژهها و اصطلاحات نظامی (کبیری)
|
|
مشیر
|
1.مشاور، رایزن 2. (سیاست) وزیر مشاور. 3. (نظامی) سپهبد
|
ارتشبد، درجهای بالاتر از وزیر، رایزن و مشاور ویژه سلطان
|
(نظامی): مارشال، سپهبد.
|
ارتشبد (مصر، عراق، 1933)؛ دریاسالار (مصر، 1939)
|
ارتشبد؛ مارشال (مصر؛ عراق 1933م) دریاسالار (مصر 1939م)
|
|
فریق أوّل
|
.....................
|
..................
|
..................
|
سرتیپ
|
سپهبد
|
|
فریق
|
(ارتش) سرلشکر
|
سرلشکر
|
(ارتش): سرلشکر
|
تقریباً سرتیپ؛ نایب دریاسالار، دریابان
|
سرلشکر
|
|
لواء
|
(نظامی): سرلشکر
|
ژنرال. أمیر اللواء: سرلشکر
|
(نظامی): سرلشکر
|
سرلشکر (نظ.،مصر)، دریادار (مصر)
|
درفش لشکریان، سرتیپ
|
|
عمید
|
نظامی: سرتیپ
|
سرتیپ
|
(نظامی) سرتیپ
|
تقریباً: سرگرد (مصر، 1939)، تقریباً: سرتیپ (عراق)
|
سرتیپ دوّم
|
|
عقید
|
نظامی: سرهنگ، فرمانده لشکر
|
سرهنگ، نایب سرهنگ
|
(نظامی) سرهنگ
|
سرهنگ دوّم (عراق)، سرهنگ (مصر و سوریه)
|
سرهنگ تمام، سرهنگ دوّم (سابقاً عراق)
|
|
مقدّم
|
نظامی: سرگرد در مصر و سوریه و سرهنگ دوم در عراق
|
از عنوان های ارتشی، سرهنگ دوّم
|
(نظامی) سرگرد (در مصر و سوریه)، سرهنگ دوّم (در عراق)
|
(رتبه نظامی) سرهنگ دوّم (عراق) و سرگرد (مصر و سوریه)
|
1.سرهنگ دوّم 2.سرگرد (مصر و سوریه)
|
|
رائد
|
نظامی: سرگرد
|
سرگرد
|
(نظامی) سرگرد
|
سرگرد (مص، نظ.)
|
سرگرد
|
|
نقیب
|
نظامی: سروان
|
از رتبههای نظامی، سروان
|
(نظامی) سروان
|
افسر، سروان، افسر نیروی دریایی، افسر سواره نظام (مصر، 1939)
|
1. سروان. 2. افسر نیروی دریایی
|
|
ملازم أوّل
|
(نظامی): ستوان یکم
|
...................
|
ملازم أوّل: ستوان یکم
|
......................................
|
ستوان یکم
|
|
ملازم
|
(نظامی): ستوان
|
درجهای ارتشی، ستوان.
|
(نظامی) ستوان
|
ستوان (مصر، تونس)
|
ستوان دوم
|
بر اساس جدول فوق، ملاحظه می شود که در معادلیابی درجات نظامی ستوان یکم تا سرهنگی، کمترین تفاوت واختلاف وجود دارد. اما تفاوت اساسی در درجه ستوان دومی وسومی، ونیز سرتیپ دومی به بالا میباشد. واین تفاوت در میان بسیاری از فرهنگنویسان وجود دارد و از علل اصلی آن نیز نبود یک الگوی واحد و یکپارچه برای درجات نظامی در کشورهای عربی ونیز تفاوت در فرهنگ سازمانی وساختار نظامی ایرانی - عربی است.
در خصوص درجه ستوان سومی باید به این نکته اشاره داشت که این درجه در ساختار درجهبندی ایران پیش از انقلاب اسلامی وجود نداشته است[4]، و درجه ستوان دومی به عنوان اولین درجه افسری، افسران را از درجهدارن متمایز مینمود. با بررسیهای انجام شده مشخص گردید که این درجه پیش از این تحت عنوان ستوانیار ذیل طیف درجهداری قرار داشت وبالاترین درجه در این طیف به شمار میرفت ومعادل درجه «نائب ضابط» در عربی بوده است. اما با تغییرات انجام شده به عنوان اولین درجه افسری در ساختار درجههای نظامی ایران قرار گرفت. با این وجود به نظر میرسد میتوان همچنان درجه ستوان سومی را معادل تقریبی درجه «نائب ضابط» در نظر گرفت هر چند این دو از نظر طیف افسری و درجه داری در دو ساختار ایرانی و عربی با هم متفاوتاند.
همچنین با توجه به اینکه درجه ستوان دومی به عنوان درجهای که یک افسر پس از گذراندن دوره چهار سالة آموزش در دانشگاههای افسری به آن نائل میشود که این مسأله با درجه ملازم در عربی صدق میکند لذا میتوان درجه ستوان دومی را معادل درجه «ملازم» در نظر گرفت.
البته به دلیل تغییر در درجات نظامی ایران واضافه شدن درجه ستوان سومی به طیف درجات افسری علاوه بر اینکه فرآیند تطبیق درجات نظامی ایران با درجات کشورهای عربی وحتی غیر عربی دشوار شده بلکه در شکل ونشان درجهها نیز تفاوت ایجاد شده است، به نحوی که تعداد ستارههای هر درجه در معادلهای خود متفاوت است:
جدول شماره 2
|
ردیف
|
درجه
|
معادل مفهومی
|
مصر
|
عربستان
|
عراق
|
ایران
|
|
1
|
مُلازِم
|
ستوان دوم
|
|
|
|
|
|
2
|
مُلازِم أوّل
|
ستوان یکم
|
|
|
|
|
|
3
|
نَقیب
|
سروان
|
|
|
|
|
چالش اساسی دیگر در ترجمة درجات نظامی عالی یعنی درجة سرتیپ دوم تا درجة ارتشبد است. آنچه این چالش را دو چندان میسازد درجة سرتیپ دوّمی است که پس از انقلاب اسلامی به ساختار درجات نیروهای مسلّح ایران اضافه شده است. درجه سرتیپ دوّم پایینترین درجة طیف امیران ارتش است که تنها در الگوی درجات جمهوری اسلامی ایران وجود دارد و طیف ژنرالهای ارتش دیگر کشورها از درجة سرتیپی آغاز می شود. معادل درجة سرتیپ دوّم در سپاه پاسداران «سرتیپ دوّم پاسدار» و در نیروی دریایی ارتش «دریادار دوّم» است. (رستمی، 1386: 78). این مسأله ارائه معادل مناسب برای این درجه را با مشکل مواجه کرده است؛ چرا که بسیاری معتقدند به علّت نبود این درجه در کشورهای عربی نبایست ترجمه گردد و یا اینکه درجه «لواء» را برای آن در نظر گرفتهاند؛ و این درحالیست که درجه «لواء» تناسب بیشتری با درجه «سرتیپی» دارد. برخی نیز برای هر دو درجه «سرتیپ دومی وسرتیپی» از درجه «لواء» استفاده میکنند وبرخی دیگر نیز عبارت «عمید ثانی» را برای «سرتیپ دومی» ساختهاند که اساسا در فرهنگ عربی کاربرد ندارد وبرای مخاطب عرب نامأنوس است. بالطبع هیچ کدام از این اصطلاحات معادل دقیق ودرستی برای این درجه نمیباشد. بنابراین فرآیند معادل یابی باید با توجّه به جایگاه درجات نظامی در آن کشورها وکفویّتشان در فرهنگ نظامیِ زبان مقصد صورتگیرد.
اساسا با معادلیابی دقیق درجه «سرتیپ دومی» میتوان درجات بعدی را به نحو بهتر وشایستهتری معادلیابی نمود. در حال حاضر عدم ترجمه ومعادلیابی دقیق این درجه باعث شده که درجات بعدی (سرتیپ، سرلشکر، سپهبد، ارتشبد) به درستی ترجمه نگردد.
با انجام مقایسهای بین درجات نظامی سطح بالای ایران و کشورهای عربستان سعودی[5]، عراق[6]، عمان[7] و قطر[8] مییابیم که درجات نظامی فریق أوّل، فریق، لواء و عمید درجات عالیة نظامی در کشورهای مذکور است. با اینکه معادل لفظی و دقیق چهار درجة عالیِ کشورهای مذکور (ارتشبد، سپهبد، سرلشکر و سرتیپ) است امّا معادلیابیِ تطبیقی این درجات در کشور ما دشوار مینماید، چرا که دو درجة ارتشبدی و سپهبدی در ساختار درجات کشورهای مذکور وجود دارد و حتّی در برخی کشورها از جمله عربستان جایگاه دارندة این درجات در پروتوکل تشریفاتِ تقدّم (در نشستن و ایستادن در مراسمات استقبال و ترتیب نشستن بر سفرة شام و..) مناسبات رسمی به طور دقیق مشخص شده است (رجوع شود به: العثمان والخریف، 2018: 26).
البته در ایران هم رویه ثابت ومستندی برای ترجمه این درجات وجود ندارد به طور مثال شبکة العالم[9] و الجزیرة[10] درجة نظامیِ سرلشکریِ ایران را به «اللواء» ترجمه کردهحال آنکه این درجة نظامی در سایت ریاست جمهوری ایران برای چندین بار به «فریق» و نه لواء ترجمه شده است[11]. این درجة نظامی در اصل در کفویّت درجة فریق أوّل و فریق میباشد و نه لواء. و همتای شخصی که دارای این درجة نظامی است دارندة درجة «لواء» در کشورهای عربی نمیباشد. همچنان میتوان این معادلیابی را برای کشورهایی که عالیترین درجة نظامی آنها مشیر است در نظر گرفت با این اختلاف که درجة مشیر در ردة عالیتری از فریق و فریق أوّل قرار میگیرد. این درجة معمولا عالیترین درجه نظامی است که به طرزی تشریفاتی و به رئیس جمهور یک کشور چنانچه نظامی باشد تعلّق میگیرد. معرفی و ترجمة نادرست عالیترین درجة نظامی ایران، «سرلشکر» به «لواء» توسط دولت و یا سفارت ایران به کشوری دیگر به قصد همتاگزینی و یا انجام یک دیدار رسمی تمامی معادلات را بر هم میریزد.
لذا به نظر میرسد بهترین راه معادلیابی دقیق این درجات یافتن نزدیکترین معادل برای درجه «سرتیپ دومی» به عنوان اولین درجه افسران عالی سپس تطبیق درجات بعدی بر اساس ترتیبات موجود بین دو ساختار ایرانی و عربی است.
با بررسی شرایط اعطای این درجه به عنوان اولین درجة فرمانده عالی در فرهنگ سازمانی نظامی ایران وکشورهای عربی مشخص گردید که مناسبترین معادل برای درجه «سرتیپ دومی» واژه «عمید» میباشد؛ چرا که هر دو درجه به عنوان درجهای اعطایی در هر دو ساختار به شمار میآید بدان معنا که افسران ارشد، صرف طی مدت 4 سال یا 5 سال از زمان دریافت درجه پیشین نمیتوانند این درجه را کسب کنند و برای دریافت آن بایست جایگاه وشغل مناسب این درجه وجود داشته باشد تا فرآیند اعطای آن انجام گردد (رجوع شود به: افضلی و دیگران، 1400: 110). دوم اینکه این دو درجه در هر دو ساختار به عنوان اولین درجة امیری وفرماندهی عالی به شمار میآید ونیز به عنوان درجة بعدی پس از درجه سرهنگی (عقید) که در دو ساختار نظامی مورد تأیید همه فرهنگنویسان و صاحبنظران شناخته شده است. اکنون با توجة به ترجمة مفهومی و معادلیابی درجات نظامی بین زبان عربی و فارسی، جدول ذیل به ادامه معادلیابی پیشنهادی آن اشاره میکند.
جدول شمارة 3
|
ردیف
|
درجه
|
ترجمه مفهومی
|
مصر
|
عربستان
|
عراق
|
ایران
|
|
1
|
رائِد
|
سرگرد
|
|
|
|
|
|
2
|
مُقدَّم
|
سرهنگ دوم
|
|
|
|
|
|
3
|
عَقید
|
سرهنگ
|
|
|
|
|
|
4
|
عَمید
|
سرتیپ دوم
|
|
|
|
|
|
5
|
لِواء
|
سرتیپ
|
|
|
|
|
|
6
|
فَریق
|
سرلشکر
|
|
|
|
|
|
7
|
فَریق أوّل
|
سپَهبُد
|
|
|
|
|
تفاوتهای ساختاری و سازمانی
تفاوتهای ساختاری و سازمانی در حوزة نظامی میتواند مترجم را با چالشهایی مواجه سازد. گاه مؤسسات و نهادهایی در یک کشور وجود دارند که در چارت سازمانها و مؤسسات نظامی کشور دیگری به کلی تعریف نشدهاند و یا متفرعاتی دارند که در کشور دیگری یافت نمیشوند. «زندگی سیاسی و اجتماعی یک کشور در اصطلاحات نهادی آن منعکس میگردد. عنوان رئیس دولت میتواند «رئیس جمهور»، «نخست وزیر»، «پادشاه» و.. باشد. ترجمة اصطلاحات نهادی میتواند شفاف باشد، یعنی ممکن است این اصطلاحات از جنس مفاهیمی بینالمللی باشد که به راحتی میتوان آنها را ترجمه کرد و یا آنها را به صورت واژگان و اصطلاحات دخیل ارائه نمود. برای مثال هنگامی که نام پارلمان (از پیش) ترجمه نشده، امّا ترجمة رسمی تأیید شدهای در اسناد اداری دارد. امّا این ترجمه اغلب برای خوانندگان فرهیخته است و برای خوانندگان عمومی در پیوست قرار میگیرد» (نیومارک، 2006: 159). در رابطه با کشور عراق میتوان به دو مفهوم «استخبارات» و «مخابرات» اشاره داشت که نام دو سرویس اطلاعاتی مجزا از هم است. با توجه به شرح وظایف این دو سرویس، دستگاه استخبارات عراق عهدهدار حفظ و بررسی اطلاعات امنیت درون عراق است حال آنکه که «دستگاه مخابرات» به بررسی اطلاعات مربوط به کشور عراق در خارج از مرزها میپردازد. میتوان وظیفه «دستگاه مخابرات» را شبیه به (CIA) دانست. «سرویس امنیتی مخابرات عراق به جمع آوری اطلاعات و عملیات مدیریت اطلاعات در راستای حفظ امنیت ملّی عراق در حوزههای مختلف از جمله مقابله با فعالیتهای تروریستی، مبارزه با جاسوسی، جرایم سازمان یافته، اقتصادی و مواد مخدر میپردازد. ضمن اینکه جلوگیری از تخریب و غارت ثروت ملّی عراق از جمله آثار باستانی و منابع طبیعی از دیگر وظایف این نهاد است»[12]. همانگونه که اشاره شد، وظیفة استخبارات بررسی اطلاعات مربوط به داخل کشور عراق از قبیل تهدیدهای ضد نیروهای مسلح، پیگیری گروهکهای مسلح و مراقبت از تأسیسات است. پس صرف ترجمة هر دو اصطلاح به مجرد سرویس اطلاعاتی نمیتواند درک درستی از هر دو سازمان را به مخاطب ارائه کند. نیومارک معتقد است: «وقتی نام یک نهاد یا سازمان دولتی مبهم است، مترجم ابتدا باید مطمئن شود که یک ترجمه تأیید شده وجود دارد؛ دوم، آیا خواننده آن را درک میکند و آیا در چارچوب متن مناسب است یا خیر. اگر در یک متن اطلاعاتی فصیح این مورد صدق نمیکند، نام باید تغییر یابد و یک مترادف کاربردی ارائه شود که عاری از اصطلاحات فرهنگی باشد» (نیومارک، 2006: 160). بر اساس تکنیک معادلیابی کارکردیِ نیومارک، معادل دقیق دستگاه استخبارات «سازمان اطلاعات نیروهای نظامی و انتظامی عراق» و معادل دستگاه مخابرات «دستگاه اطلاعات ملّی عراق» است. با اینکه هر دو معادل نیز در ادبیات فارسی مطرح شده است امّا گاه تشابه میان دو اصطلاح موجب سردرگمی مترجم میگردد. از دیگر اصطلاحات میتوان به «الفرقة الذهبیّة» اشاره داشت. هر چند ترجمة تحت اللفظی این اصطلاح «لشکر طلایی» است اما این نیروها خود بخشی از نیروهای مبارزه با تروریسم میباشند که در ترجمه به فارسی از تعبیر «نیروهای ویژه مبارزه با تروریسم» نیز استفاده شده است. این مورد را نیز میتوان پیرامون اصطلاح «قوّات الردّ السریع» وارد دانست که چه بسا معادل مناسبتر این اصطلاح در زبان فارسی «یگان ویژه یا یگان واکنش سریع» است. «قیادة العملیات المشترکة» از جمله نهادهای نظامیِ عراق است که وظیفه هماهنگی تمام نیروهای نظامی را بر عهده دارد و چه بسا «مرکز فرماندهی عملیات کلّ عراق» معادل مناسب این اصطلاح باشد. البته شایان ذکر است که معادل این نهاد به طور کلّی در ایران وجود ندارد.
از دیگر اصطلاحات میتوان به «الأمن القومی» اشاره داشت. در شرح وظایف کمیتة الأمن القومی آمده است که «مأموریت آن تسهیل و هماهنگی سیاست امنیت ملی بین وزارتخانهها و سازمانهای دولتی عراق است که مسئول مسائل امنیت ملی هستند. کمیته وزارتی امنیت ملی، مرجع اصلی تصمیمگیری در مورد این مسائل در سطح وزرا است» (الأمر رقم 68، 2004: 1). هر چند معادل اصطلاح الأمن القومی در زبان فارسی «امنیت ملّی» است اما اصطلاح دیگری نیز وجود دارد که گاه مترجم از آن غافل میگردد وآن «الأمن الوطنی» است. پیرامون ترجمة اصطلاح الأمن الوطنی – با توجه به تعریفی که از این امنیت میشود و در ذیل به آن پرداخته شده است - پیشنهاد میشود «امنیت داخلی» به عنوان معادل در نظر گرفته شود. البته چه بسا مترجمی که برای اولین بار قصد ترجمة چنین متونی را داشته باشد واژة الأمن الوطنی را معادل امنیت ملی بداند که این خود مفهوم جمله و یا عبارت را به گونهای اساسی تغییر میدهد. از دیگر نهادهای امنیتی عراق که ترجمة آن معمولاً به اشتباه صورت میگیرد، «مستشاریّة الأمن القومی» است. هر چند برخی معتقدند وظایف این سازمان به «شورای عالی امنیت ملی» بسیار نزدیک است و حتی این سازمان را نیز بدان ترجمه کردهاند اما دو نهاد دیگری نیز در عراق وجود دارد که وظایفی مشابه وظایف این نهاد دارند و آن دو عبارتاند از: «مجلس الأمن الوطنی» و «جهاز الأمن الوطنی». وظایف دستگاه «الأمن الوطنی» اینگونه تعریف شده است؛ «اول: حفظ امنیت شهروندان، افراد و تأسیسات، حفظ نظم عمومی و منافع ملی، و اتخاذ تدابیر، رویهها و ابزارهای امنیتی و همچنین تلاشهای اطلاعاتی برای جلوگیری از هرگونه فعالیت خصمانة داخلی، مقابله با خطرات و تهدیداتی که امنیت ملی را تهدید میکند، و حفظ امنیت و ثبات جامعه. دوم: تحکیم نظم عمومی کشور، حفظ امنیت شهروندان، افراد و تأسیسات استراتژیک و حفاظت از منافع ملی» (قانون جهاز الأمن الوطنی العراقی، 2021: 1). از آنجایی که در شرح وظایف این نهاد امنیتی آمده است، وظیفهاش تمرکز بر وضعیتِ داخلی عراق است و به مسائل و چالشهای بین المللی این کشور کمتر میپردازد. پیرامون ترجمة اصطلاح «مجلس الأمن الوطنی» از آنجایی که معمولا واژة مجلسِ در زبان فارسی به شورا ترجمه میگردد، بهتر است بهترین معادل برای مجلس الأمن الوطنی «شورای امنیت داخلی عراق» در نظر گرفته شود. چنانکه بهتر است جهاز الأمن الوطنی به «دستگاه امنیت داخلی عراق» ترجمه گردد. معادل مستشاریّة الأمن القومی را نیز میتوان اصطلاح «شورای عالی امنیّت ملّی» در نظر گرفت.» (رجوع شود به: صدقی و کیادر بندسری1396: 204).
از مهمترین سازمانهایی که به اشتباه ترجمه میگردد و معمولاً درک درستی نسبت به آن وجود ندارد «الوزارة الداخلیّة العراقیّة» است. برخی تصوّر میکنند که وزارت داخلی عراق همان وزارت کشور است و به عبارتی وظایف این وزارت را همانند وظایف وزارت کشور ایران میدانند. حال آنکه نود درصد وظایف این وزارت از جنس رسیدگی به امورات پلیسی و امنیتی است؛ «اجرای سیاست امنیّت ملّی دولت برای حفظ امنیّت داخلی و مشارکت در توسعه و تدوین سیاست مذکور، تحکیم نظم عمومی در جمهوری عراق و محافظت از جان، آزادیها و اموال عمومی و خصوصی مردم در برابر هر گونه تهدید، جلوگیری از ارتکاب جرایم، مبارزه با تروریسم در تمام اشکال آن و اقدام قانونی علیه متّهمان به ارتکاب چنین جرایمی، انجام وظایف فدرال و محلّی مربوطه و توسعه آنها با هماهنگی سایر وزارتخانهها و ادرات ذیصلاح در منطقه و استانهایی که در چارچوب یک منطقه سازماندهی نشدهاند، در قالب وظایف مشترک و در نظر گرفتن ماده (5) قانون اساسی عراق با گنجاندن تمام عناصر عراقی در مناصب وزارتی»[13]. بارها مشاهده شده که این نهاد در زبان فارسی به «وزارتِ داخله» ترجمه شده است درصورتی که نویسندگان این پژوهش معتقدند این اصطلاح وافی به غرض نیست چرا که درک روشنی را به مخاطب ارائه نمیدهد. نیومارک در باب ترجمة وزارتخانهها میگوید: «نام وزارتخانهها معمولاً به صورت تحتاللفظی ترجمه میشود، مشروط بر اینکه به طور مناسب توصیف شوند. بنابراین خزانهداری به وزارت دارایی، دفتر وزارت کشور به وزارت کشور، دادستان کل به قاضی القضات ترجمه میگردد. یا اینکه مترجم بایست معادل فرهنگی مناسب را ارائه دهد و بنابراین وزارت دفاع به وزارت دفاع ملّی ترجمه میگردد. همچنان اصطلاحاتی همچون «حوزة اجتماعی» و «حوزة مبادلات» بایست با اصطلاحات «امور اجتماعی» و«تجارت» جایگزین شود.» (نیومارک، 2006: 159). هر چند نیومارک در ابتدا ترجیح میدهد نام وزارتخانهها به گونهای تحت اللفظی ترجمه شود امّا این امر را مشروط به توصیف واضح و دقیق از اصطلاح میکند. بهترین معادل این اصطلاح میتواند «وزارت امنیت داخلی» عراق باشد و این معادل را میتوان از نوع معادل یابی کارکردی نیومارک برشمرد. عدم درک درست جایگاه سازمان در کشور مبدأ افزون بر چالش ترجمة دقیق چالشهایی را نیز پیرامون همتاگزینی ایجاد میکند. بر اساس شرح وظایف سازمان مذکور، همتای وزیر داخلة کشور عراق، وزیر کشور ایران نیست بلکه فرماندهی پلیس ایران است.
طبقهبندی اطلاعات نظامی
مطالعه و بررسی چالش ترجمة اطلاعاتِ طبقهبندیشده از مسائلی است که مغفول مانده است. طبق آییننامة طرز نگهداری اسناد سرّی و محرمانه دولتی و طبقه بندی و نحوة مشخص نمودن نوع اسناد و اطلاعات جمهوری اسلامی ایران[14]، اسناد به چهار طبقة (بکلّی سرّی، سرّی، خیلی محرمانه، محرمانه) تقسیمبندی شده است؛ «اسناد بکلّی سرّی اسنادی است که افشای غیر مجاز آنها به اساس حکومت و مبانی دولت ضرر جبران ناپذیری برساند. اسناد سرّی اسنادی است که افشای غیر مجاز آنها منافع عمومی و امنیت ملّی را دچار مخاطره میکند. اسناد سری نیز اسنادی است که افشای غیر مجاز آنها نظام امور سازمانها را مختل و اجرای وظائف اساسی آنها را ناممکن سازد. همچنین اسناد محرمانه اسنادی است که افشای غیر مجاز آنها موجب اختلال امور داخلی یک سازمان میشود یا با مصالح اداری آن سازمان مغایر باشد» (نظامنامه و دستورالعمل حفاظت اسناد و مدارک طبقه بندی شده، 1389: 6). طبقهبندی اطّلاعات در کشورهای عربی با این طبقهبندی متفاوت است. کمیتة دادهها و هوش مصنوعی عربستان سعودی[15]، اطلاعات را به چهار طبقه (سرّی للغایة، سرّی، مقیّد و عام)/ (بکلّی سرّی، سرّی، محرمانه، عمومی) تقسیم میکند. (رجوع شود به: سیاسة تصنیف البیانات، 1444: 4). در تعریف اطلاعات بکلّی سرّی گفته شده اطلاعاتی است که دسترسی غیر مجاز یا افشای آنها منجر به آسیبی جدّی، استثنائی و جبران ناپذیری به منافع ملّی، از جمله نقض توافقنامهها و معاهدات، آسیب به اعتبار پادشاهی، روابط دیپلماتیک، اقتصاد ملّی، زیرساختهای ملّی یا عملیات دولتی شود. افشای این اطلاعات میتواند موجب ضرر به عملکرد نهادهای عمومی شود که در نتیجة آن منافع ملی آسیب بیند. افشای این گونه اطلاعات یا دسترسی غیر مجاز به آنها و یا محتوایشان میتواند سلامت و ایمنی افراد را در مقیاسی وسیع و همچنین حریم خصوصی مقامات ارشد و منابع محیطی یا طبیعی را آسیب بزند. اطلاعات سرّی اطلاعاتی است که دسترسی غیر مجاز به آنها یا افشای آنها یا محتوای آنها منجر به آسیبی جدی به منافع ملّی، آسیب جزئی به اعتبار پادشاهی، روابط دیپلماتیک، کارایی عملیاتی امنیتی یا نظامی، اقتصاد ملّی، و زیرساختهای ملّی و عملیات دولتی گردد. ایجاد زیان مالی در سطح سازمانی که منجر به ورشکستگی یا ناتوانی نهادها در انجام وظایفشان شود و از دست دادن قابل توجه قدرت رقابتی و یا هر دو مورد از دیگر عواقب افشا و یا دسترسی غیر مجاز به این اطلاعات و یا محتوایشان است. آسیب رساندن یا ضرر جدی به زندگی گروهی از افراد و همچنین اطلاعات مربوط به بررسی پروندههای کلان و سازمان یافته مانند تأمین مالی تروریسم از دیگر پیامدهای دسترسی غیر مجاز به اطلاعات سری، افشا و یا افشای محتوایشان است. اطلاعات محرمانه اطلاعاتی است که افشا و یا دسترسی غیر مجاز به آنها و یا به محتوایشان تأثیر منفی محدودی بر کار نهادهای عمومی یا فعالیتهای اقتصادی کشور و یا بر کار یک شخص و یا خسارت محدودی به داراییهای هر نهاد و زیانهای محدودی به موقعیت مالی و رقابتی آن داشته باشد. آسیب محدود کوتاه مدّت به محیط زیست یا منابع طبیعی نیز از پیامدهای افشای اطلاعات محرمانه و یا دسترسی غیر مجاز به آنها و یا محتوایشان است. اطلاعات عمومی نیز اطلاعاتی است که دسترسی غیر مجاز به آنها یا محتوایشان یا افشای آنها منجر به هیچ یک از تاثیرات مذکور نگردد و بر منافع ملّی، فعالیتهای بخشها، منافع افراد و منابع طبیعی تأثیری نگذارد (رجوع شود به: همان). مطابق آنچه در سند سیاست طبقهبندی اطلاعات ملّی قطر عرضه شده، اطلاعات به پنج دسته (عام، داخلی، محدود الوصول، سرّی، سری للغایة)/ (عمومی، داخلی، دسترسی محدود، سرّی، بکلّی سرّی) دستهبندی شده است (سیاسة تصنیف البیانات الوطنیّة، 2023: 13). اطلاعات عمومی در دسترس همه است و به راحتی میتوان به آنها دست یافت. اطلاعات داخلی برای استفادة داخلی یک سازمان است و تنها کارمندان آن سازمان به آنها دسترسی دارند. اطلاعات با دسترسی محدود اطلاعات حسّاسی است که دسترسی به آنها بر برنامة عملیاتی سازمان تأثیر خواهد گذاشت. این اطلاعات نیز در دست افراد خاص و یا گروههای تعریف شده توسط قانونِ کار است. اطلاعات سرّی اطلاعات بسیار محرمانهای است که شامل دادههای کاربر یا کسب و کار میشود و در صورت فاش شدن، سازمان مشمول مسؤولیّت قانونی و آسیب به اعتبار خود خواهد شد. معمولاً اشخاص محدودی به این اطلاعات دسترسی دارند. اطلاعات بکلّی سرّی نیز اطلاعاتی است که به طور کامل سرّیاند و معمولاً یک شخص به آنها دسترسی دارد (رجوع شود به: همان). طبقهبندی اطلاعات در کشور عمان به چهار دسته تقسیم می گردد[16]: (سرّی للغایة، سرّی، محدود، مکتوم)/(بکلّی سرّی، سرّی، دسترسی محدود، محرمانه) (الجریدة الرسمیّة، 2011: 3). در شرح و تعریف این طبقهبندی آمده است اطلاعات بکلّی سرّی اطلاعاتی است که افشا، نگهداری یا در اختیار داشتن آنها میتواند به امنیت داخلی یا خارجی کشور آسیب جدّی وارد کند، یا به نفع هر کشوری یا نهاد دیگری باشد که تهدیدی برای کشور عمان محسوب شود و یا بتواند باشد. این اطلاعات شامل برنامهها و جزئیّات عملیات نظامی و هرگونه اطلاعات مربوط به آنها، اطلاعات سیاسی رسمی مربوط به روابط، توافقنامهها یا معاهدات بین المللی و کلیه مباحث، مطالعات و کارهای مقدماتی مرتبط، اطلاعات مربوط به کار، اقدامات، تشکیلات و تجهیزات سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی و اطلاعات مربوط به سلاح، مهمّات یا هر منبع دیگر قدرت دفاعی میباشد. اطلاعات سرّی اطلاعاتی است که افشا، نگهداری یا در اختیار داشتن آن، امنیت کشور را تهدید کند، به آن آسیب برساند یا برای هر کشور یا نهاد دیگری مفید باشد. اطلاعات مربوط به محل نگهداری مواد دفاعی یا اقتصادی، اطلاعات با جنبة امنیتی که افشای آن تأثیر منفی بر روحیة شهروندان داشته باشد، اطلاعات مربوط به تحرّکات نیروهای مسلّح یا امنیت عمومی و همچنین اطلاعاتی که بر اعتبار دولت تأثیر بگذارد از این دسته اطلاعات است. اسناد با دسترسی محدود شامل اطلاعاتی است که افشا، نگهداری یا در اختیار گذاشتن آن باعث ایجاد مشکلات اداری یا اقتصادی برای کشور شود یا به نفع هر کشور یا نهاد دیگری باشد. اطلاعاتی که به اعتبار هر وجهة عمومی آسیب بزند از این قبیل است. امّا اطلاعات مکتوم (محرمانه) اطلاعاتی است که برای حفظ منافع دولت نباید افشا شود. اطلاعات مربوط به امور مالی یا اقتصادی که افشای آنها به منافع دولت آسیب بزند و همچنین اطلاعات مربوط به امور اداری یا پرسنلی از این دست اطلاعات است (رجوع شود به: همان).
حال اگر سیستم طبقهبندی اطلاعات در ایران و کشورهای مذکور بررسی و مقایسه شود، ملاحظه میشود دو طبقة بکلّی سرّی، سرّی و تا حدودی طبقة محرمانه را میتوان در کشورهای نامبرده یافت. امّا طبقة خیلی محرمانه که بر اساس تعریف خاصّی در ساختار طبقهبندی اطلاعاتی ایران تنظیم شده است، مشاهده نمیشود. هنگام بررسی مقایسهای اطلاعات باید توجه داشت که اطلاعات دریافتی از دیگر کشورها و یا ارسالی به آنها در طبقة مخصوص خود قرار گیرند. پیشنهاد میشود مترجم اضافات و شروحی را پیرامون رتبة بندی اطلاعات در دو فرهنگ و یا دو کشور ارائه دهد تا مخاطب را در فهم مطلب یاری سازد، «اطلاعات اضافی که یک مترجم میتواند به روایت خود اضافه کند، معمولاً فرهنگی (مربوط به تفاوتهای بین دو فرهنگ)، فنی (مربوط به موضوع) یا زبانی (توضیح کاربرد دشوار کلمات) است و برخلاف متن اصلی، به نیازهای خوانندگان او بستگی دارد» (نیومارک، 2006: 145). برای مثال نامهای وزارتی از کشوری دیگر و با رتبه «مقیّد» دریافت میشود. در ابتدا باید مشخص نمود این نامه در طبقة محرمانه است یا خیلی محرمانه. با وجود اینکه واژة مقیّد خود در معنای «محرمانه» است اما باید توجه داشت رتبه محرمانگی این سند بایست در سطحی از محرمانگی تعریف شده در قانون طبقهبندی اطلاعات ایران باشد. و یا بر عکس، چنانچه بخواهیم دادههایی با طبقة خیلی محرمانه را با دیگری در میان بگذاریم طبقة مناسب این محرمانگی را در کشور مقصد در نظر بگیریم و با توجه به اختلاف طبقهبندی اطلاعات در کشور مورد نظر و همچنین تعریف و دامنة اهمیّتی که از طبقة مورد نظر در کشور مبدأ و مقصد میشود ترتیبات اداری رعایت گردد.
بحث و نتیجهگیری
از مهمترین چالشهای ترجمة اصطلاحات، واژگان و مفاهیم مربوط به حوزة نظامی بین زبان فارسی و عربی میتوان به عدم درک درست از سیستم درجات نظامی، تفاوت سازمانی و ساختاری و تنوّع طبقهبندی اطلاعات اشاره داشت. مترجم بایست اطلاعاتی کافی نسبت به پدیدههای مذکور در فرهنگ مبدأ و مقصد داشته باشد تا بتواند حقّ مطلب را با ترجمة بسیار دقیق ادا کند. همانگونه که در متن مقاله اشاره شد، ترجمة نادرست یک اصطلاح میتواند امورات مربوط به تشریفات، رسانهای شدن، و مهم تر از همه اختیار طرفِ مناسب این دیدار و اختیارات طرف اوّل را تحت الشّعاع قرار دهد.
در رابطة با چالش معادلیابی درجات نظامی بین کشورهای عربی و ایران از آنجایی که دو درجة نظامی ارتشبد و سپهبد در دیگر کشورها وجود دارد ولی در کشور ما دو درجة سرلشکر و سرتیپ درجات عالیهاند پیشنهاد میشود درجة ملازم به ستوان دوُم، ملازم اوّل به ستوان یکم، عمید به سرتیپ دوّم، لواء به سرتیپ، فریق به سرلشکر و فریق أوّل به سپهبد ترجمه گردد. این ترجمه را میتوان مناسبترین ترجمة درجههای نظامی ردة بالا میان دو فرهنگ و زبان عربی و فارسی دانست. نویسندگان این پژوهش تأکید دارند درجه سرتیپ دوّم را به هیچ عنوان نباید به «عمید ثانی» ترجمه کرد. چرا که مخاطب عرب هیچ درکی نسبت به این ترجمه ندارد. پیرامون درجات طیف ستوان نیز باید گفت بهتر است ملازم به ستوان دوّم و ستوان سوّم به نائب ضابط ترجمه گردد.
در رابطه با تفاوت سازمانی و ساختاری میان کشور مبدأ و مقصد، مترجم بایست معادلِ دقیق سازمان و یا ساختار مقصود را در کشور خود بیابد. و این جست و جو جز با آشنایی با شرح وظایف و مأموریتهای سازمان مورد نظر حاصل نمیگردد. مسألة تشابه میان برخی سازمانها و ادارجات در زبان مبدأ نیز بایست در نظر گرفته شود، چرا که گاه مترجم به علت تشابهات لفظی بین سازمانها غافل میگردد و نمیتواند حق مطلب را ادا کند. برای مثال هنگامی که مترجم در صدد ترجمة یک نهاد و یا سازمان امنیتی کشوری عربی است بهتر است اطلاعات خود را دربارة دیگر سیستمهای امنیتی موجود در آن کشور نیز تعمیق بخشد.
پیرامون طبقهبندی اطلاعات امنیّتی باید گفت هر کشوری طبقهبندیِ مخصوص خود را دارد. البته این طبقهبندی در کشور ما اندکی پیچیدهتر مینماید. توصیه میشود مترجم با دقت نظر بسیار بالایی طبقهبندی اطلاعات دیگر کشورها را مطالعه کند و سپس بر مبنای حساسیّت اطلاعات و تعریفی که از محرمانگی و درصد تأثیر افشای اطلاعات، محتوای آنها و یا دسترسی غیر مجاز به آنها ارائه میشود، آنها را طبقهبندی کند. دو طبقة محرمانه و خیلی محرمانه چه بسا چالشیترین طبقات ردهبندی اطلاعات باشند. چرا که رتبة خیلی محرمانه در طبقهبندی اطلاعات کشورهای عربی به چشم نمیخورد و بایست بر اساس دامنة تأثیر محرمانه بودن اطلاعات در کشور مبدأ رتبة مناسب را به آن اطلاعات اختصاص داد.
تعارض منافع
تعارض منافع وجود ندارد.
[1] Newmark, P.
[2] A Textbook of Translation
[3] Nida, E.
[4] بنابراین «نیروهای مسلّح عربی یک درجة ستوانی کمتر از ایران دارند و پس از ملازم که عموماً پایینترین درجة ستوانی است، درجة ملازم اوّل و سپس «نقیب» به معنای سروان و با معادل سروان پاسدار در سپاه پاسداران و ناوسروان در نیروی دریایی قرار دارد.» (افضلی و دیگران، 1400: 108).
[5] قانون خدمة نظام الضبّاط، 1393: 11.
[6] الوقائع العراقیّة، 2024: 36.
[7] المرسوم السلطانی، 1410: 4.
[8] الجریدة الرسمیة، 1981، 3976.
[9] https://www.alalam.ir/news/7026323
[10] https://www.aljazeera.net/encyclopedia/2025/6/13/
[11] https://president.ir/ar/159998
[12] . سایت سرویس امنیتی مخابرات عراق: https://inis.gov.iq/National-Intelligence-Service.html
[13].https://archive3.parliament.iq/ar/
[14] تصویبنامه شماره 14-170 / م مورخ 2/10/1354 هیأت وزیران.
[15] الهیئة السعودیّة للبیانات والذّکاء الصناعی
[16] فرمان سلطانی شماره 2011/118 پیرامون صدور قانون طبقهبندی اسناد دولتی وسازماندهی اماکن حفاظت شده.