| تعداد نشریات | 61 |
| تعداد شمارهها | 2,227 |
| تعداد مقالات | 18,261 |
| تعداد مشاهده مقاله | 56,036,368 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 29,045,751 |
بسترهایِ مداخله کیفری در حوزه فقر؛ از سیاستِ جنگ با فقر تا سیاستِ جنگ با فقرا | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فصلنامه پژوهش حقوق کیفری | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 5، دوره 7، شماره 26، فروردین 1398، صفحه 75-107 اصل مقاله (649.93 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/jclr.2018.18269.1344 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مرتضی عارفی* 1؛ محمد جعفر حبیب زاده2؛ جلیل امیدی3؛ محمد فرجیها4 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشجوی دکتری رشته حقوق کیفری و جرم شناسی دانشگاه تربیت مدرس | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2استاد حقوق کیفری و جرم شناسی دانشگاه تربیت مدرس | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه تهران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 4استاد/دانشگاه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تحققِ عدالتِ اجتماعی از جمله آرمان ها و مسئولیت هایی است که دولت ها وعده تحققِ آن را به شهروندانِ خود می دهند. کاهشِ نابرابری و فاصله طبقاتی، ایجادِ امکانات و فرصت هایِ برابر و تمهید خدماتِ رفاهیِ جامع در زمره رهیافت هایی است که دولت ها می توانند از رهگذرِ آن ضمنِ حمایت از اقشارِ آسیب پذیرِ جامعه، از طرد شدگیِ اجتماعیِ آنان و بروز رفتارهایِ بزهکارانه پیشگیری کنند. در عصرِ حاضر بسیاری از دولتمردان نه تنها در مسیر مبارزه با فقر و رفعِ تبعیض هایِ ناروا گامی بر نمی دارند بلکه با نادیده گرفتنِ حقوقِ بنیادینِ اجتماعی و اقتصادیِ شهروندان، توده های فرودست را به مثابه تهدید کنندگانِ اصلیِ نظمِ اجتماعی و سیاسی در معرضِ انواعِ مداخلاتِ کیفری قرار می دهند. سیاسی شدنِ مفهومِ جرم و آسیب هایِ اجتماعی، غلبه اندیشه هایِ محافظه کارانه بر نظام سیاسی و اندیشه هایِ نئولیبرالیستی بر نظام هایِ اقتصادی و ظهورِ جرم شناسیِ راست جدید در زمره عللی هستند که با تضعیفِ اصلِ برابریِ افراد در برابرِ قانون، زمینه هایِ مداخله نهادهایِ عدالتِ کیفری در حوزه فقر را ایجاد می کنند و به گونه ای غیر منصفانه اقدامات و تصمیماتِ سخت گیرانه آنان را نسبت به گروههای فقیر جامعه موجه می سازند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مداخله کیفری؛ فقر؛ سیاست جنگ با فقر؛ سیاسی شدنِ جرم؛ جرم شناسی راست جدید | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدّمه برقراری عدالت در حوزههای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ارزشی است که رهبران جریانهای سیاسی-اجتماعی با وعدة تحقّق آن و با بیان جنبههای ناعادلانة سیاستهای دولت مستقر، افکار عمومی را علیه وضع موجود بسیج میکنند. جنبش حقوق مدنی سیاهپوستان در آمریکا، جنبش مبارزه با آپارتاید در آفریقای جنوبی، مبارزات استقلالطلبانة «مهاتما گاندی»[1] در هند و انقلاب ایران از جمله مهمترین نهضتهای عدالتخواهانة سدة اخیر هستند. تحقّق عدالت اجتماعی یکی از مهمترین شعارهای این جنبشها و اندیشمندان رشتههای مختلف و از کلیدواژههای رقابتهای انتخاباتی در همة کشورها بوده است. برای نمونه، شعارهای مردم ایران در جریان انقلاب و آرمانگراییهای انقلابیّون هنگام تدوین قانون اساسی، این متن را تحت تأثیر قرار داد، به نحوی که سیمای دولت ترسیمی در این قانون به روشنی حاکی از پذیرش نوعی دولت رفاه است که مکلّف شده برای پاسداشت کرامت انسانی شهروندان، به تأمین مسکن، آموزش و بهداشت آنان اقدام کند (سعیدی، 1386: 96). بارزترین اهتمامی که در طول سدة اخیر در راستای تحقّق عدالت اجتماعی انجام شده است تشکیل دولتهای موسوم به «دولت رفاه»[2] است. ظهور دولتهای رفاه را محصول دو واقعه دانستهاند. نخست، تفسیر نوین از مفهوم آزادی و اتّخاذ معنایی مثبت از آن.[3] دوّم، تشدید تبلیغات احزاب کمونیستی، افزایش بیکاری و انجام اعتصابهای گستردة اتّحادیّههای کارگری (زاهدی مازندرانی، 1379: 902). از این رو، میتوان عدالت را به صورت کلّی و عدالت اجتماعی را به نحو خاص گوهری دانست که در راه دستیابی به آن کوششهای بسیاری شده است. بر این اساس، هر چند مارکسیستها نتوانستند الگوی موفّقی از نظام اجتماعی و اقتصادی ارائه و اجراء کنند، با آسیبشناسی لیبرالیسم کلاسیک، به تداوم حیات آن در قالب دولت رفاه کمک کردند. پیدایش این دولتها در فاصلة دو جنگ جهانی در غرب، با اقدامات گسترده در راستای اصلاح نظام مالی و بانکی، افزایش هزینههای عمومی و مالیاتها، وضع قوانین کار، توزیع عادلانة درآمدها و تأمین خدمات اجتماعی و رفاهی همراه شد. روزگار خوش دولت رفاه که در مقایسه با دولت لیبرال کلاسیک، با رویکردی مداخلهگر وارد عرصۀ اجتماع شد و خود را مسئول تضمین کامل حقوق اقتصادی و اجتماعی شهروندان و برقراری تأمین اجتماعی، بیمة بیکاری، مسکن و اشتغال میدانست، دیری نپایید و این دولت با معضل «اضافه بار مسئولیّتی»[4] روبرو شد ( ملک محمدی، 1377: 203). مشکلاتی از قبیل وقوع بحرانهای اقتصادی، افزایش تورّم و بیکاری در کنار ایرادهایی که گاه بر اثر طبع مداخلهگر این دولت از سوی لیبرالهای کلاسیک و گاه با بهانههایی همچون ایجاد «فرهنگ وابستگی»[5] و اتلاف منابع دولت مطرح میشد، موجب افول دولت رفاه و ظهور اندیشههای نئولیبرالیستی شد. دولتهای نئولیبرال با گرایش راست جدید، در زمینة مسائل اقتصادی ضعیف هستند، ولی در حوزة مسائل اجتماعی و امنیّتی با اتّخاذ اندیشههای محافظهکارانه رویکردی سرکوبگر دارند (طاهری، 1392: 65). از این رو، میتوان گفت نئولیبرالها با سیطره بر دو حوزة سیاستگذاری اجتماعی و سیاستگذاری جنایی به ترتیب از یک سو طبقة فرودست را ایجاد میکنند یا حمایتی بایسته از آنان به عمل نمیآوردند و از سوی دیگر از رهگذر نظام عدالت کیفری با «جرمانگاری فقر»[6] به مجازات این طبقه میپردازند. دغدغة پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که به رغم حسن ذاتی عدالت و اینکه ندای عدالتخواهی در اعصار مختلف از سوی رهبران جنبشهای دینی، فلسفی و اجتماعی طنینانداز شده است و سیاستگذاران و قانونگذاران در ابعاد بینالمللی[7] و داخلی[8] راهبردهایی را به این منظور تدوین و اجراء کردهاند و نیز با وجود اذعان همگان به مطلوبیّت عدالت اجتماعی، چه عواملی زمینهساز مداخلة کیفری در حوزة فقر و به زیان فقرا میشوند. در این نوشتار برآنیم که بسترهای مداخلة کیفری در حوزة فقر و سیاست جنگ با فقرا را شناسایی و در پیآورد سه عنوانْ غلبة اندیشههای سیاسی بر نظام عدالت کیفری، سلطة گفتمان اقتصادی بر نظام عدالت کیفری و در نهایت ظهور کیفرشناسی نوین را تبیین کنیم.
[1]. Gandhi. [2]. welfare state. [3]. در خصوص مفهوم آزادی، دو گرایش کلاسیک و رفاهی در میان طرفداران لیبرالیسم وجود دارد. گرایش لیبرال کلاسیکْ آزادی را در معنای «نبود مانع» تفسیر میکند و آن را آزادی منفی مینامد و آن را در معنای اِعمال خودمختاری و توانایی و قدرت مانور بدون مداخلة عوامل بیرونی میداند. در مقابل، لیبرالهای رفاهی از ضرورت آزادی مثبت به معنای صاحب اختیار خود بودن سخن به میان میآورند. (برلین ، 1375: 95). [4]. The overload of responsibility. [5]. Culture of dependency. [6]. Criminalization of poverty. منظور از جرمانگاری در این اصطلاح افزون بر معنای مضیّق آن (عمل قانونگذار)، رویّهای عملی است که نهادهای عدالت کیفری در خصوص متّهمان فقیر در پیش میگیرند (معنای موسّع). جرمانگاری در معنای مضیّق شامل پیشبینی رفتارهایی همچون تکدّیگری، ولگردی، کوپن فروشی، اخذ انشعاب آب و برق نامجاز است که امکان ارتکاب آنها بیشتر در خصوص اقشار فرودست جامعه تصوّرکردنی است. امّا نیمة پنهان جرمانگاری فقر را میتوان در عملکرد نهادهای عدالت کیفری شامل پلیس، دادسرا و دادگاه و در موارد زیر مشاهده کرد: مظنونیّت مأموران پلیس به افراد فقیر در گشتهای پلیسی، کلیشههای ذهنی منفی پلیس نسبت به آنها، اجرای طرحهای مقطعی پلیس با تمرکز بر مناطق فقیرنشین، صدور قرارهای تأمین کیفری نامتناسب با وضعیّت فقرا، تعیین وکلای تسخیری برای این دسته از متّهمان و کیفیّت دفاع این وکلا، نسبت بهرهمندی فقرا از نهادهای ارفاقی نظیر تعلیق تعقیب، آزادی مشروط، تعلیق اجرای مجازات و... . تفصیل این مصادیق پژوهشی مستقل را میخواهد که نویسندگان امید دارند در آینده نزدیک در قالب «جلوههای مداخلة نهادهای عدالت کیفری نسبت به متّهمان فقیر» به آن اقدام کنند. [7]. «برنامة توسعة ملل متّحد» (United Nations Development Program (UNDP)) که از سوی سازمان ملل متّحد از سال 1966 با هدف ریشهکن کردن فقر، کاهش نابرابریها و محرومیّتها کار خود را آغاز کرده است تاکنون در 170 کشور جهان فعّالیّت داشته است. [8]. در اصول 3 و 43 قانون اساسی صراحتاً و در اصول 28، 29و 31 به صورت ضمنی به تکلیف دولت به تحقّق عدالت اجتماعی اشاره شده است. [9]. بدیهی است که در پرتو چنین نگرشی فقرا افرادی خواهند بود که خود مسبّب وضعیّت نابسامان خود شناخته میشوند. بر همین اساس است که شاهد هستیم نظریّاتی همچون «فرهنگ فقر» از «اُسکار لوئیس» به شدّت مورد استقبال محافظهکاران قرار میگیرد (طاهری، 1392: 32). با اندیشة آنها در بخش ۳-۲ (فقرا مسئول وضعیّت نابسامان خود) بیشتر آشنا خواهیم شد. [10]. Friedrich August von Hayek. [11]. John Rawls. [12]. http://www.khabaronline.ir/detail/591041/society/social-damage [13]. Lyndon Baines Johnson. [14]. Unconditional war on poverty. [15]. Franklin D. Roosevelt. [16]. New Deal. سیاستهای مبتنی بر عدم مداخله (laissez-faire) که تا پیش از آغاز رکود بزرگ اقتصادی (GreatDepression) در حدود سال 1929 حکمفرما بود با انتخاب روزولت به ریاست جمهوری ایالات متحده و سیاستهای موسوم به نیودیل خاتمه یافت. در واقع، میتوان اتّخاذ سیاستهای نیودیل را واکنشی به رکود بزرگ توصیف کرد. وی در تدوین این سیاستها با تأثیرپذیری از جان مینارد کینز، اقتصاددان انگلیسی، الگوی دولت رفاه اجتماعی را در ایالات متحده پیاده کرد (Hussain, 2004: 390). [17]. Social Security Act. [18]. Aid to Families with Dependent Children. این برنامه در نزد عموم مردم آمریکا به برنامة رفاهی معروف شده بود. [19]. Dwight David "Ike" Eisenhower. [20]. John F. Kennedy. [21]. Walter Heller. [22]. Civil Rights Movement. [23]. قانون حقوق مدنی (Civil Rights Act) نیز که در ماه ژوئیه سال 1964 به تصویب رسید پیروزیای تاریخی برای جانسون به حساب میآمد. [24]. Ronald Reagan. [25]. Margaret Thatcher. [26]. Carrot and stick. این اصطلاح برای تبیین سیاستی به کار میرود که از یک سو تشویق را برای رفتار خوب و تنبیه را برای رفتار بد به کار میبرد. کاربرد این اصطلاح در خصوص نظام خدمات رفاهی نیز گویای رویکردی بود که فقرا در صورت تخلّف از مقرّرات رفاهی هم تشویق و هم تهدید به مجازات میشدند. [27]. John Mica. [28]. Don't feed the alligators. [29]. Donald Trump. [30]. Affordable Care Act. [31]. Trump will make America sick again. https://www.washingtonpost.com/news/powerpost/wp/2017/01/04/ [32]. Penal treatment of poverty. [33]. Moral panic. [34]. Social treatment of poverty. [35]. http://www.isna.ir/news/94092514353 [36]. http://www.sharghdaily.ir/News/109263 [37]. انتقاد قالیباف از ماجرای گورخوابها/ مسئولان نباید با نامة یک هنرمند از این فجایع باخبر شوند [38]. http://www.isna.ir/news/95100805357 [39]. اصل سی و یکم قانون اساسی: «داشتن مسکن متناسب با نیاز، حقّ هر فرد و خانوادة ایرانی است. دولت موظّف است با رعایت اولویّت برای آنها که نیازمندترند، به خصوص روستانشینان و کارگران زمینة اجرای این اصل را فراهم کند.» اصل بیست و هشتم قانون اساسی: « (...) دولت موظّف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همة افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید.» - اصل بیست و نهم قانون اساسی: «برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کارافتادگی، بی سرپرستی (...) حقّی است همگانی (...) ». همچنین، در این خصوص رجوع کنید به مادة 1 قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی مصوّب 1383. [40]. Karl Marx. [41]. Adam Smith. [42]. Milton Friedman. [43]. Friedrich August von Hayek. [44]. John Maynard Keynes. [45]. http://vista.ir/article/282886/همنشینی-رفاه-با-لیبرالیسم-فایده-گرا [46]. Richard Quinney. [47]. Louis Althusser. [48]. Class and class conflict. [49]. Instrumentalism. [50]. Thomas Hobbes. [51]. http://vista.ir/article/282886/ همنشینی-رفاه-با-لیبرالیسم-فایده-گرا [52]. Individualism. [53]. Minimalist. [54]. Egalitarian. برابریخواهی به معنای باور به ارزش عالی برابری و هواداری از برقراری آن است. یکی از شعارهای اساسی برابریخواهانْ برابری فرصتها است. برابری فرصتها یعنی محو همة امتیازاتی که برای گروهی از افراد از روز تولّد امکانات نابرابری را برای رشد فراهم میکنند (آشوری، 1380: 62). [55]. Social exclusion. [56]. Aid to Families with Dependent Children. [57]. Welfare fraud. [58]. http://www.khabaronline.ir/detail/591041 [59]. http://www.mehrnews.com/news/3805542 [60]. پژوهشهای دیگری نیز در این حوزه انجام شده است؛ برای نمونه بنگرید به: صادقی، حسین و همکاران، (۱۳۸۴)، «تحلیل عوامل اقتصادی اثرگذار بر جرم در ایران»، مجله تحقیقات اقتصادی، دوره 40، شمارة 1؛ حسینی نژاد، سید مرتضی، (۱۳۸۴)، «بررسی علل اقتصادی جرم در ایران با استفاده از یک مدل دادههای تلفیقی: مورد سرقت»، مجله برنامه و بودجه، شمارة 95. [61]. http://www.sharghdaily.ir/News/109263 [62]. New penology. [63]. Malcolm Feeley. [64]. Jonathan Simon. [65]. Robert Martinson. [66]. David Garland. [67]. The Culture of Control. [68]. Criminology of the self. [69]. Criminology of everyday life. [70]. Criminology of the other. [71]. John Irwin. [72]. The Jail؛ Managing the Underclass in American Society. [73]. Detachment. [74]. Disrepute. [75]. Rabble. [76]. Disorganized. [77]. Lowest class of people. [78]. Cultural sensitivities. [79]. این قانون در حال حاضر به موجب مادة 728 قانون مجازات اسلامی مصوّب 1392 منسوخ شده است. [80]. «کسانی که به دلیل ارتکاب جرم عمدی حداقل دو بار سابقة محکومیّت مؤثّر داشته باشند در صورت ارتکاب جرم عمدی دیگر، دادگاه رسیدگیکننده ضمن صدور حکم میتواند به تناسب سوابق و خصوصیّات روحی و اخلاقی و شخصیّت محکومان و علل وقوع جرم، آنان را برای مدّتی که از دو سال متجاوز نباشد به اجراء یک یا چند دستور از دستورات موضوع مادة 29 این قانون ملزم نماید». [81]. «در صورت تکرار جرم سرقت، مجازات سارق حسب مورد حداکثر مجازات مقرّر در قانون خواهد بود. تبصره- در تکرار جرم سرقت در صورتی که سارق سه فقره محکومیّت قطعی به اتّهام سرقت داشته باشد دادگاه نمیتواند از جهات مخفّفه در تعیین مجازات استفاده نماید». [82]. http://donya-e-eqtesad.com/news/605233 [83]. http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13920815000636 [84]. Street crimes. [85]. Balanced responsibility. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فارسی
Cavadino, Michael and Dignan, James. (2014). “Penal policy and political economy,” Criminology & Criminal Justice, Vol: 6(4).
Cochran, C. Joshua, Piquero R. Alex. (2011). “Exploring Sources of Punitiveness among German Citizens,” Crime and Delinquency, 57(4).
Cole, David. (2001). No Equal Justice, Georgetown University Law Center.
Dejgaard Engel Thomas, Larsen Alberkt Christian. (2009). “Welfare Regimes and Images of poor and welfare Recipients,” Paper prepared for RC19 conference in Montreal.
Downes, David and Hansen, Kirstine. (2006). “Welfare and punishment in comparative perspective,” In: Armstrong, Sarah and McAra, Lesley, (eds.) Perspectives on Punishment: the Contours of Control. UK: Oxford University Press.
Feeley M.Malcolm and Simon, Jonathan. (1992). “The New Penology: Notes on the Emerging Strategy of Corrections and Its Implications,” 30 Criminology 449.
Gilens, Martin. (1996). “Race and Poverty in America: Public Misperceptions and The American News Media”, Public Opinion Quarterly, Volume 60.
Gilens, Martin. (1999). Why Americans Hate Welfare: Race, Media and the Politics of Antipoverty Policy, University of Chicago Press.
Gilens, Martin. (2003). “How the Poor Became Black: The Racialization of American Poverty in the Mass Media,” in: Schram F. Sanford, Soss Joe and Fording C. Richard, Race and the Politics of Welfare Reform, The University of Michigan Press.
Gustafson, S.Kaaryn, Cheating Welfare. (2011). Public Assistance and the Criminalization of Poverty, New York University Press.
Hussain, B. Syed. ( 2004). Encyclopedia of Capitalism, Volume I (A- G), Facts On File, Inc.
Irwin, John. (1985). The Jail: Managing the Underclass in America Society. Berkeley: University of California Press.
Mauer , Marc, Huling, Tracy. (1995). “Young Black Americans and the Criminal Justice System: Five Years Later,”available at: http://www.sentencingproject.org.
McKee, A. Guian. (2010). “Lyndon B. Johnson and the War on Poverty,” available at: http://prde.upress.virginia.edu/content/WarOnPoverty.
Quinney, Richaed. (1977). Class, State and Crime, New York: Longman.
Simon, Jonathan. (2007). Governing Through Crime; How the War on Crime Transformed American Democracy and Created a Culture of Fear, Oxford University Press.
Smith, Philip and Natalier, Kristin. (2005). Understanding Criminal Justice: Sociological Perspectives, SAGE Publications.
The Sentencing Project. (2013). Report of The Sentencing Project to the United Nations Human Rights Committee, Regarding Racial Disparities in the United States Criminal Justice System.
Tonry, Michael. (1999). “Why US Incarceration are Rates so High?,” Crime and Delinquency, 45.
Wacquant, Loïc. (2003). “Toward a Dictatorship Over the Poor? Notes on the Penalization of Poverty in Brazil,” Punishment Society, 5, 197.
Wacquant, Loïc. (2003). “the penalization of poverty and the rise of neo-liberalism,” Capítulo Criminológico Vol. 31, Nº 1, Enero-Marzo.
Walmsley, Roy. (2005). World Prison Population List, 6th edn. London: International Centre for Prison Studies, King’s College London.
وبسایتها پوشش خبری با عنوان «آسیبپذیرها-نباید-در-چرخدندههای-توسعه-له-شوند» دسترسپذیر در: (http://www.sharghdaily.ir/News/109263/) پوشش خبری با عنوان «اراذل و اوباش تهران چه زمانی تمام میشوند؟» دسترسپذیر در پوشش خبری با عنوان «ترس از بازداشت عامل گورخوابی معتادان متجاهر» دسترسپذیر در: پوشش خبری با عنوان «تشکیل شورای اجتماعی کشور با ساختار جدید» دسترسپذیر در: (http://www.isna.ir/news/94092514353/). پوشش خبری با عنوان «زندگی در گور» دسترسپذیر در:
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 4,141 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,172 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||