نسبت تاریخنگاری با مسئلۀ مرجع در عکاسی نزد رولان بارت | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 10، دوره 15، شماره 59، پاییز 1398، صفحه 273-296 اصل مقاله (540.08 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2019.35127.1657 | ||
| نویسندگان | ||
| معصومه میرسعیدی1؛ مالک حسینی* 2؛ شهلا اسلامی3 | ||
| 1گروه فلسفه هنر، دانشکده الهیات و فلسفه، دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران | ||
| 2گروه فلسفه، دانشکده الهیات، حقوق و علوم سیاسی ، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران، | ||
| 3گروه فلسفه، دانشکده الهیات، حقوق و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| تاریخنگاری عینی، به تعبیر دیگر، عینیتگرایی در تاریخنگاری و مسئلۀ وجود مرجع واقعی در عکاسی به ظاهر پیوند آشکاری با هم ندارند، چنانکه بیشتر جستارهای معاصر که دربارۀ نسبت تاریخ و عکاسی نگاشته شدهاند با توجه به تعاریف جدید از قابلیت بازنمایی عکاسی و بدون توجه صریح به جریانهای تاریخنگاری نوشته شدهاند؛گرچه همگی در نقد بازنمایی عکاسانه به آثار رولان بارت و دیگر هم عصرانش، به عنوان متون کلاسیک این حوزه، ارجاع دادهاند. اما نکتهای که کمتر بدان پرداخته شده است آن است که توجه بارت به مسئلۀ مرجع در عکاسی فراتر از ساختارگرایی صرف است و بازخوانی آراء بارت در دو حوزۀ به ظاهر متفاوت تاریخنگاری و عکاسی نشان میدهد که نگرش انتقادی او به سنت تاریخنگاری عینی در تمام مسیر فکریاش، از ساختارگرایی تا پساساختارگرایی، در حوزههای مختلف از جمله عکاسی حاضر بوده است. به عبارت دیگر، آنچه بارت در واکاوی مسئلۀ مرجع در عکاسی جستجو میکند در اصل همان مسئلۀ تاریخنگاری عینی و نسبت آن با واقعیت است، همان واقعیتی که از نگاه او قابل بازنمایی نیست. بارت، که در واکاوی ساختار روایتهای تاریخی بر امکان عینیگرایی در تاریخنگاری تردیدهای جدی وارد میکند، در جستجو برای یافتن مرجع عکسها در حوزۀ نشانهشناسی، اسطورۀ «عکس مساوی با واقعیت است» را به چالش میکشد و بدین ترتیب رویکرد واقعگرایی را در تاریخ و عکاسی از منظر نشانهشناسی به پرسش میگیرد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تاریخنگاری؛ اسطوره؛ مرجع؛ نشانهشناسی؛ عکاسی؛ رولان بارت | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,226 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 742 |
||