نقد و بررسی نسبت هنر با حقیقت در فلسفۀ هگل | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 2، دوره 16، شماره 61، بهار 1399، صفحه 41-61 اصل مقاله (380.75 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2020.43831.1739 | ||
| نویسندگان | ||
| نوش آفرین شاهسون1؛ محمد جواد صافیان* 2؛ غلامعلی حاتم3 | ||
| 1دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران | ||
| 2دانشیار فلسفه، ، دانشگاه اصفهان، اصفهان ، ایران | ||
| 3استاد هنر،دانشکده هنر ،دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| نسبت بین هنر و حقیقت در تاریخ تفکر غرب لااقل از هنگام طرح مباحث نظری راجع به هنر از زمان افلاطون و ارسطو مطرح بوده است. در دوران جدید نیز فیلسوفان به این نسبت اندیشیدهاند. میدانیم که در دورۀ جدید و با تأسیس زیباییشناسی توسط بومگارتن بین حقیقت و هنر بهکلی جدایی و مفارقت حاصل شد و این مفارقت با کانت قطعیت پیدا کرد. اما پس از او متفکرانی از جمله هگل کوشیدند بار دیگر بر نسبت هنر و حقیقت بیاندیشند. البته هگل بهصراحت به طرح نسبت هنر و حقیقت نپرداخته است، اما هنر را جلوهای از تجلیهای مطلق و مرتبهای از تحقق آن میداند. هنر اولین جلوۀ روح مطلق است. پرسش اصلی این مقاله این است که هگل به چه نسبتی بین هنر و حقیقت قائل است؟ درک و دریافت او از حقیقت چیست؟ و چگونه تلاش میکند با طرح نسبت بین هنر و حقیقت (البته با سبک و سیاق خود) بر جدایی کامل آن دو که با زیباییشناسی مدرن وقوع یافته است غلبه کند؟ شیوۀ این تحقیق تفسیری و تحلیل محتوا با تکیه بر آثار هگل و شارحان او و آثار سایر فیلسوفان (مرتبط با موضوع) است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| هگل؛ حقیقت؛ هنر؛ مطلق؛ ایده | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,324 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 747 |
||