نسبت نافرمانی مدنی و حاکمیت قانون در حکومت دینی | ||
| پژوهش حقوق عمومی | ||
| مقاله 4، دوره 24، شماره 75، تابستان 1401، صفحه 117-148 اصل مقاله (668.29 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/qjpl.2022.59931.2603 | ||
| نویسندگان | ||
| محمد جواد جاوید1؛ نصیراله حسنلو* 2 | ||
| 1استاد، گروه حقوق عمومی دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2دانشجوی دکتری فلسفه حقوق، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران | ||
| چکیده | ||
| «نافرمانی مدنی» به مثابه رویهای از اعتراض در صحنه فعالیتهای سیاسی- اجتماعی، عبارت است از عمل نقضِ عمدی قانونی معتبر جهت اعتراض اخلاقی علیه دولت. توجیه این ایده سیاسی- اجتماعی به موازات بروز جنبش های اعتراضی گسترده علیه دولت ها در جهان غرب، شاهد فراز و فرودهایی بوده است. از دغدغه های فکری پذیرش این اندیشه در حکومت دینی، چگونگی توجیه فلسفی آن در قبال وجود الزام اخلاقی و سیاسی به «اطاعت از قانون» در دولت های دینی قانونمدار بوده است. این نوشتار با وامگیری از مباحث مطرح شده در ادبیات حقوقی و سیاسی غرب درباره دو آموزه مذکور، به امکانسنجی جمع میان نافرمانی مدنی و حاکمیت قانون در حکومت های دینی می پردازد. حاصل این پژوهش اثبات امکان برقراری تعامل نسبی میان این دو آموزه و پذیرش مراتبی از جمع نافرمانی مدنی و حاکمیت قانون در حکومت دینی از طریق تفکیک برداشت شکلی و برداشت ماهوی از حاکمیت قانون است. روش پژوهش این نگارش، توصیفی-تحلیلی است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نافرمانی مدنی؛ حاکمیت قانون؛ حکومت دینی؛ اختلال نظام؛ امر به معروف و نهی از منکر | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,882 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 835 |
||