پیدایش و تحولات مفهوم قانون اساسی سیاسی | ||
| پژوهش حقوق عمومی | ||
| دوره 26، شماره 84، پاییز 1403، صفحه 189-228 اصل مقاله (914.46 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/qjpl.2024.74324.2908 | ||
| نویسنده | ||
| فردین مرادخانی* | ||
| دانشیار گروه حقوق عمومی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران | ||
| چکیده | ||
| قانون اساسی یکی از مهمترین مفاهیم در دانش حقوق است. از این مفهوم برداشتهای متعددی توسط اندیشمندان ارائه شده است. یکی از این برداشتها فهم حقوقی از قانون اساسی است که طبق آن قانون اساسی متنی است که بالاترین سند در سلسلهمراتب قوانین موجود در یک نظام حقوقی است و توسط نهاد دادرس اساسی از آن محافظت میشود. برداشت قانون اساسی سیاسی در مقام مخالفت با برداشت فوق، قانون اساسی را میدان منازعه بازیگران سیاسی میداند. این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که قانون اساسی سیاسی به چه معنایی است و از زمان پیدایش تا به امروز چه تحولاتی را گذرانده است؟ این مفهوم نخستین بار توسط جان گریفیث ارائه شد. اگرچه خطوط کلی این مفهوم توسط او مشخص گردید اما با انتقاداتی که بر این مفهوم وارد شد نسلهای بعد از گریفیث در این مفهوم تغییراتی ایجاد کردند. قانون اساسی سیاسی کمک میکند از متن قانون اساسی فراتر رفته، به واقعیت دنیای سیاسی توجه بیشتری شود و به همه بازیگران عرصه سیاسی مجال حضور داده شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| حقوق؛ سیاست؛ قانون اساسی سیاسی؛ قانون اساسی حقوقی؛ گریفیث | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,136 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,147 |
||