ذات یا «بود» عالم از دیدگاه شوپنهاور و کارکرد معرفتی هنر در آن با تأملی در فلسفه افلاطون | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 2، دوره 19، شماره 76، زمستان 1402، صفحه 27-51 اصل مقاله (845.97 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2022.68025.2081 | ||
| نویسنده | ||
| سیمین اسفندیاری* | ||
| دانشیار فلسفه، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران | ||
| چکیده | ||
| شوپنهاور این عالم را پدیداری میداند که تجلی شئ فینفسه است و شئ فینفسه یا به عبارتی «بود» عالم، چیزی نیست جز اراده که باطن جهان و نه چیزی برتر از جهان است. جهان فلسفی او از سه مرتبهی اراده، ایده و پدیدارها تشکیل شده است. اراده بنیاد و اساس فلسفه شوپنهاور را شکل میدهد که هستی ظهور آن است. شوپنهاور ایده را نابترین تصویرِ شیء فینفسه یا اراده میداند؛ بهعبارتدیگر مستقیمترین تعین اراده جهان نمونههای عالم معقولات است که در فلسفه افلاطون مثل خوانده میشود و مخلوقات سایه و نسخهای از آن اصل هستند. از نگاه شوپنهاور مثال افلاطونی واسطه میان اراده بهعنوان شئ فینفسه و پدیدار است. البته مثال افلاطونی معقول است؛ حالآنکه عقل به اراده شوپنهاور راهی ندارد، بلکه هنر میتواند شئ فینفسه و اراده را بهخوبی درک کند. در این مقاله به روش توصیفی – تحلیلی سعی شده است بعد از تبیین عالم پدیدار و شئ فینفسه از دیدگاه شوپنهاور، به اهمیت و جایگاه هنر، مراتب هنر و کارکرد معرفتی آن در اندیشه شوپنهاور با تأملی در فلسفه افلاطون و دیدگاه او پیرامون رابطه هنر با درک حقیقت عالم پرداخته شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اراده؛ افلاطون؛ شوپنهاور؛ معرفت؛ هنر | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 803 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 502 |
||