جنگ و دولتسازی در دوران مدرن: ابعاد نظری و تجربههای تاریخی | ||
| پژوهش های راهبردی سیاست | ||
| دوره 14، شماره 52 - شماره پیاپی 82، بهار 1404، صفحه 189-228 اصل مقاله (1.64 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/qpss.2024.77400.3358 | ||
| نویسندگان | ||
| حجت کاظمی* 1؛ سید مهدی موسی کاظمی2 | ||
| 1استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| مطابق دیدگاه برخی از جامعهشناسان تاریخی همچون هینتسه، وبر، تیلی، مان، گیدنز و فوکویاما، جنگهای اروپایی در فاصله قرن پانزدهم تا قرن بیستم و تلاش دولتها برای فراهم کردن شرایط پیروزی در آنها، نیرویی موثر در عینیتیافتن اندیشه دولت مدرن، تقویت ساختار دولتی و افزایش میزان نفوذ دولت در جامعه بوده است. در این مقاله ضمن ارائه گزارشی از دیدگاه نظریهپردازان، تلاش میشود به این پرسش پاسخ داده شود که آیا چنین دیدگاهی قابل تسری به تجربههای غیرغربی نیز هست یا خیر؟ مقاله با تاکید بر سودمندی این دیدگاه؛ در پی آن است تا با نظر به طیف وسیعتری از جنگها بهویژه در جوامع غیرغربی، نشان دهد که تاکید بر رابطه قطعی جنگ و دولتسازی میتواند به نوعی سادهسازی و تعمیم بیضابطه منجر شود. تجربههای تاریخی نشان میدهد در حالی که جنگ در برخی جوامع عامل تقویت فرایند دولتسازی بوده، نمونههای دیگر تضعیف و زوال قدرت دولتی را درپی داشته است. مقاله بر این نتیجهگیری تاکید میکند که تنوع در تأثیر جنگ بر فرایند دولتسازی در جوامع مختلف حاصل نقشآفرینی عوامل دیگری همچون نوع جنگ (داخلی یا خارجی بودن جنگ)، وضعیت اقتصادی و اجتماعی دولتهای درگیر جنگ، تأثیر محیط بینالمللی و نحوه نقشآفرینی قدرتهای خارجی میباشد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| جامعهشناسی تاریخی؛ دولتسازی؛ جنگ؛ قدرت زیرساختی؛ دولت شکستخورده | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 20,564 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,539 |
||