تأثیر باورهای ایمانی و نقش میانجی اخلاق حرفهای بر عدمدرستکاری حسابداران در تهیه صورتهای مالی | ||
| مطالعات تجربی حسابداری مالی | ||
| مقاله 7، دوره 21، شماره 83، پاییز 1403، صفحه 267-304 اصل مقاله (1.4 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/qjma.2024.78797.2550 | ||
| نویسندگان | ||
| اسماعیل خوشبخت1؛ امیرحسین تائبی نقندری* 2 | ||
| 1دانشجوی دکتری حسابداری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان،کرمان،ایران | ||
| 2استادیار گروه حسابداری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان، کرمان،ایران | ||
| چکیده | ||
| فزایش میزان تقلبهای گزارشگری به ورشکستگی شرکتهای بزرگ و در سطح کلان به بحرانها و رسواییهای مالی منجر میشود و بهتبع این بحث؛ عدمدرستکاری حسابداران در کانون توجه نهادها و بازارهای مالی قرار میگیرد؛ ازاینرو با توجه تئوری نمایندگی که رابطه بین مالک و مدیر را بررسی میکند، شناسایی احتمال وقوع تقلب در صورتهای مالی و راهها و روشهای کاهش آن، همواره کانون توجه سرمایهگذاران، قانونگذاران، مدیران و حسابرسان بوده است. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر باورهای ایمانی بر عدمدرستکاری حسابداران در تهیه صورتهای مالی با توجه به نقش میانجی اخلاق حرفهای در کشور ایران است. بدین منظور 400 پرسشنامه طراحی و در بین اعضای کارشناسان رسمی دادگستری حسابداری و حسابرسی توزیع شد و 312 فقره آن درنهایت مورداستفاده و تحلیل قرار گرفت. جهت بررسی تأثیر متغیرها از رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری و برای تحلیل از نرمافزار آموس استفاده شد. یافتهها نشان داد که باورهای ایمانی بر عدمدرستکاری حسابداران تأثیر منفی و معناداری دارد و بر اخلاق حرفهای حسابداران دارای تأثیر مثبت و معناداری است. همچنین، اخلاق حرفهای حسابداران نیز همانند باورهای ایمانی، عاملی کاهنده بر عدمدرستکاری حسابداران در تهیه صورتهای مالی است و بر آن تأثیر منفی و معناداری دارد. درنهایت، اخلاق حرفهای، بهعنوان یک متغیر میانجی رابطه بین باورهای ایمانی و عدمدرستکاری حسابداران را توضیح میدهد و متغیر میانجی اخلاق حرفهای، بهصورت میانجی جزئی است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| اخلاق حرفهای؛ باورهای ایمانی؛ عدمدرستکاری حسابداران؛ مدلسازی معادلات ساختاری | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,153 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 965 |
||