جستاری درفهم پژوهشگران قرآنی از قرینه سیاق در تفسیر المیزان | ||
| سراج منیر | ||
| مقاله 4، دوره 17، شماره 52، فروردین 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/ajsm.2025.83150.2092 | ||
| نویسنده | ||
| علی حسن بیگی* | ||
| استاد دانشگاه اراک | ||
| چکیده | ||
| قرینه سیاق ازجمله اثرگذارترین قرائن در فهم آیات قرآن کریم به شمار میآید و ازاینرو در فرایند تفسیر قرآن، نقشی بنیادین ایفا میکند. بر همین اساس، نویسنده تفسیر «المیزان» در موارد فراوانی از این قرینه بهره گرفته و آن را در تفسیر آیات به کار برده است. درباره مقصود علامه طباطبائی از قرینه سیاق، مقالات و پژوهشهای متعددی نگاشته شده است؛ بااینحال، به نظر میرسد بسیاری از نویسندگان این آثار، برداشت خویش از مفهوم سیاق را بر تفسیر المیزان تحمیل کرده و درنتیجه، به تبیین دقیق مراد علامه دست نیافتهاند. نگارنده در این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر متن تفسیر المیزان، درصدد بازشناسی مقصود علامه طباطبائی از قرینه سیاق است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مقصود علامه طباطبائی از قرینه سیاق، بیش از آنکه ناظر به پسوپیش آیات باشد، ناظر به مضمون و محتوای آیات است. بر این اساس، تمسک به قرینه سیاق در المیزان با دیدگاه نویسنده آن درباره اجتهادی بودن ترتیب برخی آیات قرآن منافاتی ندارد؛ زیرا اگر قرینه سیاق به معنای پسوپیش آیات تلقی شود زمینه تعارض و ناسازگاری میان نظریه علامه درباره اجتهادی بودن ترتیب برخی آیات و استناد به قرینه سیاق در تفسیر فراهم خواهد شد. همچنین بررسیها نشان داد که دیدگاه علامه در خصوص تقدم قرینه سیاق بر حدیث در مقام تعارض، نیازمند تأمل است؛ زیرا علامه قرینه سیاق را از سنخ قرائن لُبّی تلقی میکند و قرینه لُبّی هیچگاه توان مقابله با قرینه لفظی (حدیث) را ندارد. افزون بر این، علامه خبر واحد تفسیری را حجت نمیداند؛ ازاینرو اساساً زمینه تعارض میان قرینه سیاق و خبر واحد تفسیری فراهم نمیشود؛ چراکه تعارض تنها میان دو حجت قابلتصور است، نه میان حجت و لاحجت. | ||
| کلیدواژهها | ||
| علامه طباطبائی؛ المیزان؛ قرینه سیاق؛ مضمون و محتوا | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 233 |
||