انسانی شدن یقین در تفکر فلسفی مدرن | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 6، دوره 8، شماره 32، 1391، صفحه 23-44 اصل مقاله (3.9 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2013.6139 | ||
| نویسنده | ||
| قدرت الله قربانی | ||
| هیئت علمی دانشگاه خوارزمی | ||
| چکیده | ||
| اهمیت فلسفه مدرن در آن است که در آن نسبت جدیدی میان انسان و حقیقت تعریف گردید که در نتیجه آن انسان اساس و محور هرگونه حقیقت و یقینی، بالاخص خدا و جهان گردید. حاصل این تغییر جایگاه، وابستگی وجودی و معرفتی این حقایق بر انسانی شد که او خود دارای نقایص گوناگون معرفتی، وجودی، اخلاقی و غیره در ذات خودش است. در نتیجه انسان که در دنیای مادی زندگی می کند تلاش کرد تا واقعیت حقیقت های دیگر چون خدا و موجودات عقلانی جهان را در پرتو عقل محدود و دنیایی خود تفسیر کرده و از آنها برای تمشیت زندگی مادی خود استفاده کندکه پیامد های ناگواری برای او داشت و هنوز نیز دارد. در این مقاله با توجه به مساله فوق ضمن تبیین مولفه های اساسی فلسفه مدرن، چگونگی تغییر نسبت حقیقت و یقین با انسان از منظر فیلسوفان مهم آن چون دکارت، کانت، نیچه و نیز دو فیلسوف معترض به مدرنیته یعنی سارتر و هایدگر مورد بحث قرار گرفته و نتیجه دیدگاههای آنها در این مورد ارزیابی قرار می گیرد | ||
| کلیدواژهها | ||
| مدرنیته؛ انسان؛ حقیقت؛ یقین؛ خدا؛ سوبژکتیویسم | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,677 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,254 |
||