نسبت میان پایان هنر و پایان انسان از دیدگاه ژان بودریار | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 6، دوره 12، شماره 46، 1395، صفحه 93-104 اصل مقاله (488.43 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2016.6751 | ||
| نویسندگان | ||
| سهیلا منصوریان* ؛ امیر نصری | ||
| دانشگاه علامه طباطبایی | ||
| چکیده | ||
| از منظر ژان بودریار، رویکرد پساتجدد با غلبۀ رمزگان، نشانه ها و جایگزین کردن مصرف به جای تولید، در فضای زندگی روزمره، روندی را آغاز کرده که در پی آن، نه تنها شعار فردیت انسان معاصر و ایجاد فرصت برای عرضۀ خواستهای او محقق نشده است، بلکه در این فضای اشباع شده از نشانههای رسانهای، هنر، سیاست، مذهب و اقتصاد، واقعیت بیرونی خود را به عنوان حوزههایی مجزا و انضمامی، از دست دادهاند و با مفهوم سوژه در افق غلبۀ رسانه، محو و ناپدید شدهاند.این رویکرد به زعم بودریار در قالب بازی و با استفاده از مفهوم عام هنر شکل گرفته است. با این تفاوت که دیگر هنر به شاخصهای مجزا از سیاست، مذهب و اقتصاد، اطلاق نمیشود، هنر در معنایی عام، به شیوه و روشی استحاله مییابد که در پرتو آن، زشت و زیبا، خوب و بد و درست و نادرست از مراجع خود؛ یعنی اخلاق، دین، اقتصاد و اثر هنری، رخت بربسته، همراه سوژه در انتهای مسیر، از بین میروند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| رمزگان؛ استفاده؛ نشانه؛ ارزش؛ فراپاشی؛ فروپاشی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,403 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,697 |
||