مقایسة ساختار حکایتهای حدیقةالحقیقه و شریعةالطّریقه با سرچشمههای آن حکایات | ||
| متن پژوهی ادبی | ||
| مقاله 4، دوره 20، شماره 69، 1395، صفحه 99-127 اصل مقاله (593.85 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/ltr.2016.6843 | ||
| نویسندگان | ||
| غلامرضا سالمیان* 1؛ وحید سبزیانپور2؛ بهارمست شاهینی3 | ||
| 1دانشیار دانشگاه رازی | ||
| 2استاد دانشگاه رازی | ||
| 3کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی | ||
| چکیده | ||
| مثنوی حدیقةالحقیقة سنایی، حکایات متعدّدی دارد که شاید اغلب آنها در آثار پیشینیان ادب فارسی و عربی نقل شده باشد. در این نوشتار به تحلیل و مطابقت تعدادی از حکایات حدیقه با سرچشمههای آن حکایات، در چهارچوب ساختار قصّه و حکایت پرداختهایم. اینکه سنایی تا چه حد در اقتباس حکایات، ساختار پیشین آنها را حفظ کرده، چه نوآوریهایی داشته است و نیز بررسی مشترکات و اختلافات آنها، از بحثهای این نوشتار است. نتایج پژوهش نشان داد که سنایی در پرداخت شخصیّتها، آنها را به شخصیّتهای تیپیک بدون نام تغییر داده است و از آنها با الفاظ مردی، شخصی و ... نام میبرد. سنایی در ساختار داستانها با حفظ درونمایة اصلی، تغییراتی در عناصر داستان به وجود آورده است. گفتگو از عناصر ثابت داستانهای حدیقه است و گاه شاعر با همین عنصر داستانی، شخصیّت داستان را به مخاطب میشناساند. از ابتکارهای سنایی در این باب آن است که برخی از حکایاتی که وی آنها را مأخذ حکایت خود قرار داده، تنها یک خبر و در اغلب موارد، گفتگویی ساده در حدّ پرسش و پاسخی بدون پرداختن به حادثه و حادثهپردازی است. امّا او با واردکردن عناصر داستانی و ایجاد حادثهپردازی، آن حکایات را در ساختاری داستانگونه وارد میکند. در بیشتر حکایات، زاویة دید، دانای کلّ و راوی، خود سنایی است. سنایی جز در مواردی اندک، در زاویة دید حکایاتی که از آثار پیشین گرفته، تغییری ایجاد نکرده است و اغلب برای ایجاز در حکایات، به زمان و مکان توجّه چندانی نداشته است و بهندرت در بعضی موارد مستقیماً به آنها اشاراتی کرده است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| حکایت؛ داستانپردازی؛ سنایی؛ حدیقةالحقیقه و شریعةالطّریقه | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,683 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,382 |
||