تجلی آیین «قصه برداشتن» در ادبیات فارسی | ||
| متن پژوهی ادبی | ||
| مقاله 3، دوره 21، شماره 72، 1396، صفحه 63-85 اصل مقاله (409.1 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/ltr.2017.7625 | ||
| نویسندگان | ||
| علی حیدری* 1؛ مریم یاراحمدی2؛ محمدرضا حسنی جلیلیان1؛ علی نوری3 | ||
| 1دانشگاه لرستان | ||
| 2دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی دانشگاه لرستان، ایران | ||
| 3عضو هیآت علمی دانشگاه لرستان | ||
| چکیده | ||
| ادبیات در هر شکل و قالبی که باشد، بستری برای مفاهیم و سنتهایی است که روزگاری باور و اعتقاد مردمانی بودهاست. یکی از مواردی که در ادبیات مورد توجه قرار گرفتهاست و به شیوههای مختلف بازتاب یافته، آیین دادخواهی است که نشاندهندة اهمیت آن در فرهنگ ایرانی است. «قصه برداشتن» یکی از مصادیق دادخواهی است که در متون ادبی بازتاب گستردهای یافتهاست. علاوه بر توجه به جنبههای تاریخی، سیاسی و اجتماعی، میتوان این آیین رااز منظر ادبی نیز بررسی کرد. «قصه برداشتن» مانند سایر سنتهای ادبی و کنایات، قرنهای متمادی پس از کهنه شدن، از رهگذر اشعار شاعران به حیات ادبی خود ادامه دادهاست. شاعران و نویسندگان از این آیین استفادههای سیاسی، تربیتی و ادبی مختلفی کردهاند. روزگاری برای نقد حاکمان و تشویق رعایا، گاهی برای اصلاح جامعه و گاهی نیز به عنوان مواد خام، خمیرمایة مضمونسازیهای شاعرانه قرار گرفتهاست. در این مقاله، پس از بررسی ریشههای تاریخی «قصه برداشتن»، به چگونگی بازتاب آن در کلام شاعران اشاره شدهاست. | ||
| کلیدواژهها | ||
| تظلم؛ دادخواهی؛ قصه برداشتن؛ شکایت؛ حاکم | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,203 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,046 |
||