نو دولتشهرگرایی به مثابة صورت جدید شهریشدن سیاست | ||
| دولت پژوهی | ||
| مقاله 4، دوره 3، شماره 10، 1396، صفحه 109-145 اصل مقاله (745.89 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/tssq.2017.9416.55 | ||
| نویسندگان | ||
| غلامرضا خواجه سروی* 1؛ محسن سلگی2 | ||
| 1اسنادیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی | ||
| 2دانشجوی دکترای اندیشه سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی | ||
| چکیده | ||
| هدف این جستار، نشاندادن امکان و ضرورت نودولتشهرگرایی به عنوان صورتی نوین از دموکراسی است؛ صورتی نوین از دموکراسی که در آن، شهر و شهروندی در پرتو «قلمروزدایی» و تکثرگراییِ جماعتگرایانه، صورتی ذهنی و فرهنگی به جای کالبدی-تمدنی مییابند. در این مقاله، نودولتشهرگرایی چنین معرفی شده است: عبور از مفاهیم خودی و غیرخودی، عبور از جهان سلسلهمراتبی و عمودی به جهان افقی، غیرسرزمینیبودن یا ذهنی-فرهنگیبودن، تعدیل لیبرالیسم به سبب تفرّدگرایی مفرط با استمداد از نگاه جماعتگرایانه، تأکید بر مفهوم «اصالت» یا «ارزشمندی تفاوت» فرای مفهوم «کرامت»، افول مفاهیم کلانی چون جامعه و تولد و تکثر جماعت به جای آن. نودولتشهرگرایی، در بستر جماعتگرایانه و با نگاه جهانیشدن، در عین اذعان به مشروعیت خردهفرهنگها و فرهنگهای محلی و سنتی، نگاهی غیرفیزیکی و غیرکالبدی به مقولة شهر و شهریشدن افکنده است. پرسش مقاله این است که چگونه میتوان به تفاهمِ میان مفهوم شهروندیِ مسئولانه و حقوق بشر کنونی رسید؟ فرضیه در قبال این پرسش آن است که در پرتو قلمروزدایی از شهر و مفهوم شهروندی، میتوان به تفاهم مزبور رسید. چارچوب نظری این مقاله، «نظریة بدن بدون اندام» ژیل دُلوز بوده و روش آن، تحلیلی-توصیفی با استفاده از دادههای کتابخانهای است. قلمروزدایی در این مقاله، از آنجایی که با اصالت «تفاوت» و پذیرش «تخاصم» ملازم شده است، اتهام کارل اشمیت به لیبرالیسم را مبنی بر آن که لیبرالیسم با قلمروزدایی و جهانوطنگرایی، تخاصم را مرززدوده و بنابراین وسیع تر میکند، نمیپذیرد و بر خود وارد نمیداند. | ||
| کلیدواژهها | ||
| نودولتشهر؛ حقوق شهروندی؛ جماعتگرایی؛ چندفرهنگگرایی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,425 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,551 |
||