نقد دازینکاوانة رویکردهای مبتنی بر علوم طبیعی در روانپژوهی | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 5، دوره 13، شماره 51، 1396، صفحه 83-100 اصل مقاله (501.26 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2017.8067 | ||
| نویسندگان | ||
| خشایار برومند1؛ علی اصغر مصلح* 2 | ||
| 1دانشگاه علامه طباطبایی، تهران | ||
| 2استاد فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| از دستاوردهای مشارکت هیدگر در طرح رویکرد دازینکاوانه در روانپژوهی، نقد بنیادین رویکردهای مبتنی بر علوم طبیعی در این حوزه است. مسئلة کانونی در این زمینه، الگو قرار گرفتن علوم طبیعی برای پژوهشهایی است که روانپژوهان بدان اشتغال دارند. در این مقاله، با تکیه بر رویکرد مدارد باس، به وجوه مختلف چنین نقدی بهعنوان زمینهساز پدیدآمدن تحولات ایجابی در علوم روانی میپردازیم. محدودیت محاسبهگرایی، مسئلة واقعیت، مسئلة تبیین علمی ادراک، و خلط میان انگیزه و علّت رفتار انسانی چهار مؤلفهای است که در این خصوص موردتوجه قرارمیدهیم. درحالیکه بیتأمل رهاشدن موضوعات مورداشاره میتواند مطلقانگاری نسبت به علوم طبیعی بهعنوان الگوی حقیقی فعالیت علمی در پژوهشهای روانی را بههمراه داشته باشد، پرسشگری، روانشناسان، روانپزشکان و تمامی پژوهشگرانی که به ادراک، رفتار و فهم تجارب انسانی میپردازند را دستکم از جزماندیشی در این عرصه رها میکند و مسئلهسازبودن ادعاهایی بیپایه همچون استقلال روانپژوهی از فلسفه، که دستکم از قرن نوزدهم میلادی، و با آغاز شکلگیری روانشناسی جدید، سوءتفاهمهایی را در این عرصه پدید آورده است، روشن میسازد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| هیدگر؛ باس؛ روانشناسی علمی؛ محاسبهگرایی؛ تبیین رفتار؛ ادراک انسانی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 800 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 544 |
||