توجیهپذیری نظریة عدالت جان رولز، بررسی انتقاد هابرماس و جستوجوی پاسخ بر مبنای نقش واقعیات کلی | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 4، دوره 17، شماره 67، پاییز 1400، صفحه 87-112 اصل مقاله (873.63 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2021.58328.1942 | ||
| نویسندگان | ||
| مرضیه فروزنده* 1؛ سعید زیباکلام مفرد2؛ حسین مصباحیان3 | ||
| 1دکتری فلسفه عصر جدید، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 2دانشیار فلسفه، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| 3استادیار فلسفه، دانشگاه تهران، تهران، ایران | ||
| چکیده | ||
| نظریة عدالت رولز، یکی از مشهورترین نظریات در فلسفة سیاسی قرن بیستم است. هابرماس، فیلسوف آلمانی معاصر بر این باور است که رولز از عهدة توجیه این نظریه برنمیآید؛ زیرا توجیه این نظریه مبتنی بر مقدماتی است که با سایر دیدگاههای رولز قابل جمع نیست. این مقاله با بازخوانی دقیق نظریة عدالت رولز، انتقاد هابرماس را مورد ارزیابی قرار میدهد. به نظر میرسد که انتقاد هابرماس را به دو صورت میتوان پاسخ داد؛ پاسخ اول مبنای توجیه را در آنچه رولز، «عقل عمومی» یک جامعه مینامد، جستوجو میکند. این پاسخ با ظاهر سخن رولز هماهنگی بیشتری دارد، اما هابرماس آن را تقریری زمینهگرایانه از رولز میداند و آن را نمیپذیرد. پاسخ دوم با تمرکز بر مفهوم «واقعیتهای کلی» در نظریة رولز، سعی دارد مبنایی برای توجیه جهانشمول و غیرزمینهگرایانة نظریة رولز ارائه دهد؛ مبنایی که هابرماس مدعی بود رولز فاقد آن است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| جان رولز؛ یورگن هابرماس؛ نظریة عدالت؛ توجیه؛ واقعیتهای کلی؛ عقل عمومی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 4,645 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 502 |
||