1. مقدمه
استعارههای مفهومی بهعنوان یکی از سازوکارهای شناختی بنیادین در زبان، نقش مهمی در انتقال مفاهیم انتزاعی از طریق مفاهیم ملموس ایفا میکنند. لیکاف و جانسون (1980) در نظریة «استعارهی مفهومی» نشان دادهاند که بسیاری از مفاهیم انتزاعی بشر از طریق نگاشت مفاهیم عینیتر درک و پردازش میشوند. بر این اساس، استعارهها صرفاً ابزارهای زبانی نیستند، بلکه بازتاب ساختارهای ذهنی و فرهنگی انساناند. در متون دینی بهویژه قرآن کریم، استعارهها نقشی اساسی در انتقال مفاهیم الهیاتی، اخلاقی و عرفانی ایفا میکنند. یکی از پرکاربردترین حوزههای استعاری در قرآن، مفاهیم مربوط به روشنایی و تاریکی است که در قالب تقابلهایی همچون نور و ظلمت، شب و روز، و مرگ و زندگی ظاهر میشود. این تقابلها نه تنها از نظر بلاغی غنیاند، بلکه بار مفهومی عمیقی را نیز به همراه دارند؛ بهگونهای که «نور» اغلب نمایانگر هدایت، ایمان و زندگی معنوی، و «تاریکی» نشانگر گمراهی، کفر و مرگ روحانی است.
با پیشرفت فناوری در حوزة زبان، ترجمهی متون مقدس توسط مدلهای هوش مصنوعی به حوزهای نوین در مطالعات ترجمه و معناشناسی تبدیل شده است.
در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی ترجمهی استعارههای حوزهی روشنایی و تاریکی در آیات منتخب قرآن کریم توسط سه مدل هوش مصنوعی (گراک، جمینای، و چتجیپیتی) میپردازد. چارچوب نظری پژوهش، ترکیبی از نظریهی استعارهی مفهومی لیکاف[1] و جانسون[2] (1980) و راهبردهای ترجمهی استعارهی نیومارک[3] (1988) است. هدف اصلی این جستار، ارزیابی میزان درک معنای استعاری و انتزاعی توسط مدلهای هوش مصنوعی و شناسایی راهبردهای بهکاررفته در ترجمهی این استعارهها و ارائه پیشنهاداتی جهت تقویت کیفیت ترجمة هر عبارت است.
- پرسشهای پژوهش
با توجه به توضیحات فوق، پرسش بنیادین این پژوهش آن است که آیا مدلهای هوش مصنوعی قادرند استعارههای مفهومی قرآن را -- که عمیقاً ریشه در فرهنگ و باورهای دینی دارند -- بهدرستی درک و به زبان مقصد (فارسی) منتقل کنند؟ به عبارت دیگر، آیا مدلهای هوش مصنوعی در ترجمة استعارههای مفهومی مورد بررسی صرفاً به ترجمه لفظی بسنده کردهاند یا توانستهاند لایههای عمیقتر معنایی را نیز منتقل کنند؟
- پیشینه پژوهش
تحلیل استعارهها در قرآن نقش مهمی در انتقال مفاهیم معنوی و اخلاقی دارد؛ بهویژه مفاهیمی چون نور و ظلمت و تصاویر نمادین آنها، که همچون پلی مفهومی میان جهان مادی و معنوی عمل میکنند. یافتههای پژوهشهای محمد[4] (2014) وکریتسنیسن[5] (2015، صص 185-233) نشان میدهد که نور نماد هدایت، دانش و حضور الهی است، در حالی که تاریکی نمایانگر گمراهی، جهل و غیبت مفاهیم مثبت معنوی است. این استعارهها که عمیقاً در گفتمان قرآنی ریشه دارند، اغلب به عنوان مفاهیمی متقابل برای تأکید بر دوگانگیهای اخلاقی به کار میروند (کریتسنیسن 2015، صص 185-23) .تحلیل استعارههای مفهومی در سورههایی مانند کهف، استفاده گسترده از این استعارهها را در قرآن کریم آشکار میسازد (مارلیون و همکاران[6]، 2021، صص 33-44). بنائیان اصفهانی و میرصفایی ریزی[7] (2025، صص 689-709) نشان میدهند که استعارههایی که هدایت را به مسیری روشن و گمراهی را به تاریکی پیوند میدهند، از تقابلهای غالب در مفاهیم نور و تاریکی هستند. دهقان و وهابیان (1401، صص 183–206) نیز در تحلیل استعارههای مفهومی در سورههای صافات و کهف، به این نتیجه رسیدهاند که استعارههای جهتی، ساختاری و هستیشناختی در قرآن کاربرد گستردهای دارد. به ویژه استعارههای مرتبط با هدایت به مثابه راه روشن و گمراهی به مثابه سقوط یا تاریکی، در تقابل نور و ظلمت بسیار پرکاربردند.
چالشهای ترجمة استعارههای قرآنی نیز به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته است. برای نمونه یافته های پژوهش نوربایان[8] (2019، صص 710-715) و شریف و صهیون[9] (2023، صص 397-415) نشان میدهد که ترجمة تحتاللفظی اغلب در انتقال معانی ظریف استعاری ناکام مانده و منجر به از دست رفتن جوهرة انتزاعی آن میشود. این مسئله، ضرورت اتخاذ رویکردهای آگاهانه فرهنگی را برای حفظ جنبة بلاغی و معنوی استعارههای قرآنی برجسته میسازد. بنائیان اصفهانی و میرصفائی (2025، صص 689-709) با تحلیل استعارههای مفهومی نور و تاریکی و با اشاره به چالشهای انتقال بینزبانی در فهم اینگونه استعارهها، بر نقش معناشناسی شناختی در تبیین و درک آنها تأکید کردهاند.
همچنین در حوزة هوش مصنوعی، شناسایی پژوهشهای مرتبط به ترجمة استعاره قابل توجه است. برای مثال چاندرا (2024، صص 884452- 884469) و ایچن (2023، 296-309) پتانسیل مدلهای بزرگ زبان[10] را در تشخیص استعارهها در متون دینی بررسی کرده و به این نتیجه رسیدهاند که این مدلها اغلب در حفظ دقت معنایی در متون مقدس با چالشهایی روبهرو هستند (فاضل[11]، 2025، صص 946-955).
مبانی نظری این پژوهش بر نظریه استعاره مفهومیِ لیکاف و جانسون استوار است؛ نظریهای که بر مبنای آن مفاهیم انتزاعی، همچون هدایت، از طریق تجربیات عینی چون نور – که امکان دیدن را فراهم میکند – درک میشوند (لالر[12] 1982، صص 201-207) .گیبز (2017) نظریة استعارة مفهومی را در مطالعات استعاره به کار برده و بر اهمیت آن در زبان و اندیشه روزمره تأکید میکند .کووِچش[13] (2010) مفاهیم متقابل در استعارهها از جمله دوگانگیهای نور و تاریکی را معرفی میکند .نیومارک (1988) نیز با پیشنهاد راهبردهایی به عنوان ابزارهای عملی برای ترجمه استعاره، حفظ تصویر اصلی برای انتقال مفهوم استعارهها را در اولویت قرار میدهد (رومن و سالم، [14] 2023، صص 646-655). رومن (همان) این راهبردها را در زمینه قرآن به کار برده و پیشنهاد میدهد که برای پر کردن شکافهای فرهنگی، توضیحات بیشتری ارائه شود.
همچنین هنَپی[15] (2013، 40-55) و نجار[16] (2012) ترجمه برخی از استعارههای قرآنی را بررسی کرده و راهحلهایی را برای توضیح آنها ارائه میدهند.
در مجموع با وجود پیشرفتهای چشمگیر در حوزه هوش مصنوعی، همچنان چالشهایی در ترجمه و تفسیر دقیق مفاهیم و ظرائف زبانی قرآن، بهویژه استعارههای نور و تاریکی، وجود دارد؛ لذا پژوهش حاضر فرصتی برای بهبود ترجمههای ماشینی قرآن از طریق مدلهای ترکیبیِ هوش مصنوعی و تفسیر انسانی فراهم میسازد.
- روششناسی پژوهش
این پژوهش بهمنظور تحلیل ترجمة استعارههای مفهومی نور و تاریکی در قرآن کریم توسط مدلهای هوش مصنوعی، از رویکردی کیفی و توصیفی-تحلیلی بهره میگیرد؛ و بر پایهی روش تحلیل مفهومی استعاره و تحلیل تطبیقی ترجمهها انجام شده است.
1-4. روش تحلیل استعاره
در گام نخست، با الهام از رویکرد استعارة مفهومی مطرحشده در نظریهی لیکاف و جانسون (1980)، استعارههای مرتبط با حوزة نور و تاریکی در آیات منتخب قرآن شناسایی شدند. این استعارهها با توجه به نگاشتهای مفهومی رایج نظیر «هدایت، علم، ... = نور» و «گمراهی، جهل، .... = تاریکی»، «بصیرت، ایمان و ...= بینایی»، « نادانی، بی ایمانی و ... = کوری»، «ایمان، هدایت، و ... = زندگی»، «بیایمانی، گمراهی و .. = مرگ) دستهبندی گردید. این نگاشتهای استعاری بر اساس دستهبندی برادا[17] (2006، صص 64-45) از دوگانههای متضاد مرتبط با مفاهیم نور و تاریکی اقتباس شده است.
پایة مفهومی این تحلیل با بهرهگیری از مقالاتی مانند برادا (2006، صص 64-45)، حجازی (2016، صص 111-83) شکل گرفته است که در آن، استعارههای نور و ظلمت در قرآن نه صرفاً بهعنوان آرایههای بلاغی، بلکه بهمثابهی ابزارهای شناختی برای بیان مفاهیم الهی و عرفانی تحلیل میشوند.
2-4. جامعة آماری و روش نمونهگیری
در این پژوهش، جامعة آماری آیات قرآن کریم است که مفاهیم استعاری نور و تاریکی را شامل میشود. این مفاهیم در قرآن در چهار سطح مختلف به کار رفتهاند: 1. نور بهعنوان هدایت، ایمان و معرفت؛ 2. ظلمت بهعنوان گمراهی، کفر و جهل؛ 3. بینایی/نابینایی بهعنوان استعاره بصیرت/نادانی؛ و 4. زندگی/مرگ بهعنوان استعاره ایمان/کفر.
با توجه به ماهیت مفهومی آیات و هدف این پژوهش در تحلیل استعاری مفاهیم نور و تاریکی، برای انتخاب آیات روش «نمونهگیری هدفمند» مورد استفاده قرار گرفت. در این روش، آیات بر اساس محتوای مفهومی و مضمونی خود انتخاب شدهاند. این انتخاب بهطور گزینشی و هدفمند صورت گرفت تا آیاتی که این مفاهیم را در سطوح گوناگون مطرح میسازند بهطور جامع مورد پوشش قرار گیرند.
نمونههایی از آیات قرآن که شامل استعارههای مفهومی حوزه نور و ظلمت هستند، با جستوجو بر پایه کلیدواژههایی مانند نور، ظلمت، شب، روز، تاریکی، روشنی، کوری و بینایی، و با بهرهگیری از مقالات متعددی که به معرفی و تحلیل استعارههای نور و ظلمت پرداختهاند (از جمله آثار برادا 2006، صص 64-45 و حجازی 2016، صص 83-111) شناسایی شدند. سپس، این آیات با استفاده از سه مدل هوش مصنوعیِ رایج و قدرتمند در حوزه پردازش زبان طبیعی، یعنی گراک، جمینای و چتجیپیتی، به زبان فارسی ترجمه شدند.
3-4. چارچوب تحلیلی ترجمهها
برای تحلیل ترجمههای انجامشده توسط مدلهای هوش مصنوعی، از راهبردهای هفتگانة ترجمة استعارة نیومارک (1988) بهره گرفته شد. این راهبردها شامل حفظ استعاره، تبدیل استعاره به استعاره معادل، تبیین مستقیم معنا، تبدیل استعاره به تشبیه، حذف استعاره و افزودن توضیحات تکمیلی میشود. ترجمههای مدلهای هوش مصنوعی مذکور بر اساس این راهبردها طبقهبندی و تحلیل شدند.
4-4. روش تحلیل تطبیقی
پس از استخراج ترجمهها و تعیین راهبردهای بهکاررفته به تحلیل تطبیقی ترجمههای سه مدل پرداخته شد. هدف از این تحلیل ارزیابی میزان درک استعاری هر مدل، توانایی در بازنمایی معناهای انتزاعی و نحوهی بازتولید تصاویر استعاری در زبان مقصد (فارسی) بود.
در این تحلیل، معیارهایی چون: 1) وفاداری به استعاره مفهومی قرآن، 2)سازگاری فرهنگی در زبان مقصد، 3) وضوح معنایی برای مخاطب فارسیزبان در نظر گرفته شد.
5-4. اعتبارسنجی و تفسیر نتایج
بهمنظور ارتقای اعتبار کیفی یافتههای پژوهش، ترجمههای ماشینی با تفسیرهای استعاری واژگان و اصلاحات پیشنهادی ترجمهها مقایسه شد. این مقایسه با اتکا بر تفسیرهای استعاری واژهها و اصطلاحات، مبتنی بر منابع معتبر تفسیری قرآن کریم و با توجه به نقش معرفتشناختی استعارهها صورت گرفت.
- مبانی نظری پژوهش
نظریة استعارة مفهومی[18] لیکاف و جانسون (1980) و روشهای ترجمة استعارههای نیومارک (1988)، ابزارهای مکملی برای تحلیل و ترجمه استعارههای نور و تاریکی در قرآن ارائه میدهند. نظریة استعارة مفهومی، به طور خلاصه بیان میکند که استعارهها صرفاً ابزارهای زبانی نیستند، بلکه اساسی برای شناخت انسانیاند و نحوه درک مفاهیم انتزاعی را از طریق تجربیات ملموس شکل میدهند (Lakoff, 1980). برای مثال، استعارههایی مانند «نور بهعنوان هدایت» و «تاریکی بهعنوان گمراهی» در قرآن، نگاشتهای شناختی جهانی را منعکس میکنند که ریشه در تجربیات جسمانی دارند (Johnson, 2002). همچنین، مطالعه روشن و نعمتی (1403) نشان میدهد که قرآن برای انتقال مفاهیم انتزاعی از عناصر ملموس بدنی مانند قلب، دست، چشم و صورت استفاده میکند. این عناصر بهصورت استعاری حامل معانی اخلاقی و معنوی هستند، که با نگاشتهایی نظیر «قلب = مرکز ایمان»، «نور = هدایت»، و «چشم = بصیرت» مطابقت دارند.
رویههای هفتگانه ترجمة استعارههای پیتر نیومارک راهکارهای عملی برای حفظ معنا و ارزشها و باورهای فرهنگی استعارهها در ترجمه ارائه میدهد (Newmark, 1988). این روشها شامل موارد زیر هستند:
- بازتولید همان استعاره[19]: حفظ استعاره اصلی در زبان مقصد.
- جایگزینی با استعاره مشابه[20]: استفاده از استعارهای معادل از نظر فرهنگی.
- تبدیل به معنا[21]: توضیح مستقیم معنای استعاره.
- حذف استعاره[22]: حذف آن در صورت غیرضروری بودن.
- افزودن توضیح[23]: ارائه یادداشتهای توضیحی برای وضوح.
- استفاده از تشبیه[24]: جایگزینی تشبیه با استعاره.
- ترکیب تشبیه و توضیح[25]: حفظ استعاره بهصورت تشبیه و افزودن معنای تحتاللفظی آن برای وضوح.
نیومارک تأکید میکند که هیچ روش ثابتی برای ترجمة همة استعارهها وجود ندارد، اما اولویت با حفظ استعارة اصلی است؛ مشروط بر اینکه در زبان مقصد قابلفهم و تأثیرگذار باشد و تضاد فرهنگی ایجاد نکند (Newmark, 1988).
با ادغام نظریة استعارة مفهومی و روشهای نیومارک، این مطالعه به بررسی توانایی مدلهای هوش مصنوعی در تفسیر و ترجمة استعارههای قرآنی میپردازد. هدف این است که مشخص شود آیا این مدلها میتوانند معانی عمیق و استعاری واژگان قرآنی، مانند «نور» بهعنوان «هدایت»، را درک کنند. برای مثال، بازتولید «نور» بهعنوان «هدایت» با طرحوارههای شناختی جهانی همخوانی دارد، در حالی که افزودن توضیحات تکمیلی میتواند فهم آن را تسهیل کند. این رویکرد ترکیبی میتواند ترجمههای ایجاد شده توسط انواع مدلهای هوش مصنوعی را در تحلیل و ترجمة استعارههای قرآنی مورد ارزیابی قرار دهد.
- تحلیل تطبیقی ترجمة شاهد مثالهای نور و ظلمت در قرآن کریم با رویکرد استعاره مفهومی و راهبردهای ترجمه
مطابق با چارچوب نظری (نظریة استعارة مفهومی لیکاف و جانسون، 1980) و راهبردهای ترجمه نیومارک (1988)، این بخش به تحلیل دادههای استخراجشده از آیات منتخب قرآن کریم در حوزة مفاهیم «نور» و «ظلمت» میپردازد. هدف، ارزیابی میزان درک و بازتولید استعارههای قرآنی توسط سه مدل هوش مصنوعی (گراک، جمینای و چتجیپیتی) است.
1-6. نور بهعنوان هدایت و حضور الهی
1-1-6. نمونه 1: نور آیة ۳۵
﴿ اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ... نُورٌ علی نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ... ﴾
تحلیل مفهومی: نور در این آیه، استعارهای از هدایت، علم و حضور الهی است.
1-1-1-6. تحلیل مفهومی بر اساس چارچوب نظری
در این آیه، واژة «نور» فراتر از معنای فیزیکی خود، به مثابه استعارهای مفهومی عمل میکند. بر اساس نظریة استعارة مفهومی لیکاف و جانسون (1980)، «نور» در اینجا نمایانگر نگاشتی شناختی از «هدایت الهی»، «علم و معرفت»، «حضور و فیض الهی» و «روشنگری» است. این استعاره ریشه در تجربیات جسمانی بشر دارد؛ همانطور که نور فیزیکی به انسان در دیدن و حرکت در تاریکی کمک میکند، نور الهی نیز مسیر زندگی معنوی و اخلاقی را برای مؤمنان روشن میسازد.
«نور» در این آیه ، به معنای هدایت الهی، ایمان و معرفت است که بهطور خاص به مؤمنین با ایمان کامل اختصاص دارد. این نور از خداوند سرچشمه میگیرد و در قلب مؤمنین میتابد، همانند نوری که از مشکوة (چراغدان) و مصباح (چراغ) در زجاجة (شیشه) میدرخشد. عبارت «نورٌ علی نورٍ» بر شدت و کمال این نور تأکید دارد، نه تعدد آن، و نشاندهنده درخشش مضاعف نور ایمان و معرفت است (طباطبایی، 1374، جلد 15، ص 166-174). این استعاره با طرحوارههای شناختی جهانی (نظریة لیکاف و جانسون) همخوانی دارد، زیرا نور بهعنوان روشنکننده مسیر در تجربه بشری نماد هدایت و آگاهی است.
2-1-1-6. بررسی ترجمههای مدلهای هوش مصنوعی
در ادامه، به بررسی رویکرد سه مدل هوش مصنوعی (گراک، جمینای، و چتجیپیتی) در ترجمة آیه میپردازیم. شایان ذکر است که در ترجمه آیات، تنها خود آیه بدون در نظر گرفتن بافت زبانی (مانند آیات مجاور یا کل سوره) به مدلهای هوش مصنوعی برای ترجمه ارائه شد. این روش تفکیکشده بر تحلیل چالشهای مفهومی بدون تأثیر بافت و زمینه تاکید دارد.
ترجمهها:
- گراک: «خدا نور آسمانها و زمین است... نوری بر فراز نور؛ خدا هر که را بخواهد به سوی نور خویش هدایت میکند...»
- جمینای: «خداوند نور آسمانها و زمین است... نوری است بر فراز نوری؛ خداوند هر کس را که بخواهد، با نور خویش هدایت میکند...»
- چتجیپیتی: «خداوند نور آسمانها و زمین است... نوری بر فراز نوری است، خدا هر که را بخواهد به نور خویش راه مینماید..»
مشاهده میشود که هر سه مدل، استعاره «نور» را به صورت مستقیم و بدون تغییر در ترجمه خود بازتولید کردهاند (راهبرد «حفظ همان استعاره» از نیومارک). این رویکرد، در نگاه اول، مطابق با اولویت نیومارک برای حفظ استعاره اصلی است، مشروط بر اینکه در زبان مقصد قابلفهم و تأثیرگذار باشد. با این حال، با توجه به عمق مفهومی «نور» در این آیه، تنها حفظ واژه ممکن است تمام ابعاد معنایی آن را به مخاطب منتقل نکند . «نور» در این آیه صرفاً نور فیزیکی نیست، بلکه نوری خاص است که به مؤمنین اختصاص دارد و از خداوند سرچشمه میگیرد.
3-1-1-6. ارزیابی ترجمهها بر اساس روشهای نیومارک و ارائه راهکارهای بسط
بررسی ترجمهها با توجه به روشهای هفتگانه ترجمه استعارههای پیتر نیومارک (1988) نکات مهمی را آشکار میسازد:
- راهبرد «بازتولید همان استعاره»: هر سه مدل این راهبرد را به کار گرفتهاند که نشاندهنده تلاش برای حفظ اصالت متن است. با این حال، در این مورد خاص، صرف بازتولید واژة «نور» برای انتقال کامل بار معنایی استعاری آن کافی نیست.
- نقص در «تبدیل به معنا» یا «افزودن توضیح»: مدلها فاقد هرگونه توضیح یا یادداشت برای شفافسازی معنای انتزاعی «نور» (هدایت، علم، حضور الهی) هستند. نیومارک تأکید میکند که در مواردی که استعاره در زبان مقصد نیاز به تبیین بیشتر دارد یا ممکن است کاملاً درک نشود، افزودن توضیح یا حتی تبدیل استعاره به معنای مستقیم آن میتواند به افزایش وضوح کمک کند.
برای رفع این کاستی و انتقال دقیقتر معنای استعاری، پیشنهاد میشود که مدلهای هوش مصنوعی در ترجمههای خود از راهبردهای تکمیلی نیومارک استفاده کنند. به عنوان مثال:
- افزودن توضیح[26] :برای حفظ زیبایی و اصالت استعاره و در عین حال شفافسازی معنای آن، میتوان توضیح مختصری در پرانتز یا پاورقی افزود. این روش به مخاطب کمک میکند تا لایههای عمیقتر معنایی را درک کند.
- ترجمة پیشنهادی: «خداوند نور (منبع هدایت و دانش) آسمانها و زمین است... نوری است بر فراز نوری؛ خداوند هر کس را که بخواهد، با نور خویش (هدایت) راه مینماید...»
- ترجمة پیشنهادی با پاورقی: [27]«خداوند نور آسمانها و زمین است... نوری است بر فراز نوری؛ خداوند هر کس را که بخواهد، با نور خویش هدایت میکند...»
- توضیح: در این آیه، «نور» به معنای هدایت الهی، علم، معرفت و حضور خداوند است. در این آیه، «نور» به معنای ایمان و معرفتی است که خداوند به مؤمنین با ایمان کامل افاضه میکند، و «نورٌ علی نورٍ» بر شدت و کمال این هدایت دلالت دارد (برگرفته از تفسیر المیزان).
- تبدیل به معنا[28]: در برخی موارد، برای افزایش وضوح، میتوان بخشی از استعاره را به معنای صریح آن تبدیل کرد، بدون اینکه اصالت متن کاملاً از بین برود. البته این رویکرد باید با احتیاط صورت گیرد تا زیبایی و عمق استعاره حفظ شود.
مثال: «خداوند روشناییبخش و هدایتگر آسمانها و زمین است...» (هرچند این ترجمة ممکن است از بار استعاری آیه بکاهد).
2-1-6. نمونه 2: شوری آیة 52
﴿وَکَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَکِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ﴾
1-2-1-6. تحلیل مفهومی بر اساس چارچوب نظری
در این آیه، «نور» بهعنوان استعارهای برای وحی و هدایت الهی به کار رفته است. بر اساس نظریة استعارة مفهومی لیکاف و جانسون (1980)، «نور» در اینجا نماد هدایت، معرفت، و ایمان است که از طریق وحی (روح) به پیامبر (ص) اعطا شده است. عبارت «روحًا من أمرنا» به وحی الهی اشاره دارد که بهعنوان نوری توصیف میشود که خداوند با آن بندگانش را هدایت میکند. این استعاره با تجربه حسی روشنایی مرتبط است، زیرا نور فیزیکی امکان دیدن مسیر را فراهم میکند و نور وحی نیز مسیر صراط مستقیم را برای انسان روشن میسازد.
تفسیر المیزان تأکید میکند که «نور» در این آیه به معنای قرآن و هدایت الهی است که پیامبر (ص) را از نادانی (عدم آگاهی از کتاب و ایمان) به معرفت و هدایت رهنمون کرده است (طباطبایی، 1374، جلد 18، ص 115-110). این استعاره جهانی است و در فرهنگهای مختلف، نور بهعنوان نماد آگاهی و هدایت شناخته میشود.
2-2-1-6. بررسی ترجمههای مدلهای هوش مصنوعی
گراک: «و اینگونه روحی از امر خود به تو وحی کردیم. تو پیش از این نمیدانستی کتاب چیست و ایمان چیست، ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بهوسیله آن هر که از بندگانمان بخواهیم هدایت میکنیم، و بهراستی تو به سوی راه راست هدایت میکنی».
جمینای: «و این گونه، روحی [قرآن] را به فرمان خود به تو وحی کردیم؛ تو پیش از این نمیدانستی کتاب چیست و نه ایمان [کامل کدام است]؛ ولی ما آن را نوری قرار دادیم که هر کس از بندگانمان را بخواهیم، به وسیله آن هدایت میکنیم؛ و بی تردید تو به راهی راست هدایت میکنی». این آیه از سورة شوری (آیه 52) به پیامبر اسلام (ص) اشاره دارد و بیان میکند که خداوند چگونه قرآن را به عنوان یک هدایتگر و نور برای بشریت نازل کرده است. این آیه همچنین تأکید میکند که قبل از نزول قرآن، پیامبر (ص) به طور کامل از محتوای کتاب و جزئیات ایمان آگاه نبود، اما خداوند این نور را به او عطا کرد تا مردم را به راه راست هدایت کند.
چتجیپیتی: «و بدینگونه روحی از سوی فرمان خود به تو وحی کردیم. تو نمیدانستی کتاب چیست و ایمان چیست، ولی ما آن را نوری قرار دادیم که به وسیله آن هر که را از بندگان خود بخواهیم، هدایت میکنیم؛ و بیتردید تو خود هدایتگر به راهی راست هستی».
3-2-1-6. تحلیل ترجمهها بر اساس روشهای نیومارک
هر سه مدل، مشابه نمونة اول (آیة نور)، از راهبرد بازتولید تحتاللفظی واژه «نور» استفاده کردهاند. این رویکرد، همانطور که نیومارک (1988) توصیه میکند، در صورتی مناسب است که استعاره در زبان مقصد قابلفهم و تأثیرگذار باشد. با این حال، مشابه نمونه اول، بازتولید صرف واژه «نور» ممکن است برای مخاطبانی که با زمینه فرهنگی و تفسیری قرآن آشنا نیستند، معنای کامل استعاره (هدایت الهی، معرفت، و وحی) را منتقل نکند. «نور» در این آیه به معنای نور فیزیکی نیست، بلکه به وحی الهی و قرآن اشاره دارد که مسیر صراط مستقیم را روشن میکند. واژهی «روح» نیز در این متن با «نور» پیوند مفهومی دارد و تأکید میکند که وحی، عامل تبدیل ناآگاهی به معرفت و ایمان است.
4-2-1-6. بسط و پیشنهاد برای بهبود ترجمه
برای بهبود ترجمههای ماشینی و انتقال دقیقتر معنای استعاری «نور» در این آیه، پیشنهادهای زیر بر اساس روشهای نیومارک ارائه میشود:
حفظ استعاره با افزودن توضیح یا پاورقی :برای حفظ اصالت و زیبایی استعاره و در عین حال شفافسازی معنای آن، میتوان توضیح مختصری در پرانتز یا پاورقی اضافه کرد. این روش به مخاطب کمک میکند تا لایههای عمیقتر معنایی را درک کند.
- ترجمه پیشنهادی: «و اینگونه روحی (وحی الهی) از امر خود به تو وحی کردیم. تو پیش از این نمیدانستی کتاب چیست و ایمان چیست، ولی ما آن را نوری (هدایت و معرفت الهی) قرار دادیم که بهوسیله آن هر که از بندگانمان بخواهیم هدایت میکنیم، و بهراستی تو به سوی راه راست هدایت میکنی.»
2-6. ظلمت به عنوان گمراهی
1-2-6. نمونه1: بقره آیة 257
﴿ اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ الی النُّورِ... ﴾
1-1-2-6. تحلیل مفهومی بر اساس چارچوب نظری
- بر اساس پژوهشهای که روی استعارههای قرآنی کار شده است، (مثلاً برادا 2006، صص 64-45)) «ظلمات» و «نور» در این آیه معانی حقیقی دارند و صرفاً استعارههای مجازی نیستند. در اینجا:
- «ظلمات» نمادی از گمراهی، جهل، کفر، و فقدان معنوی است. همانطور که تاریکی فیزیکی مانع دیدن و حرکت صحیح میشود، گمراهی نیز مانع درک حقیقت و حرکت در مسیر صحیح زندگی است.
- «نور» نیز، همانطور که در مثال پیشین توضیح داده شد، نمادی از هدایت، ایمان، علم، و بصیرت الهی است.
- تقابل بین «ظلمات» و «نور» در این آیه، یک تقابل شناختی جهانی را منعکس میکند که در فرهنگهای مختلف بشری ریشه دارد (لیکاف و جانسون، 1980). این تقابل، ذات الهی در هدایت مؤمنان را به وضوح ترسیم میکند: خداوند مؤمنان را از وضعیت جهل و ضلالت (ظلمات) خارج کرده و به سوی معرفت و هدایت (نور) رهنمون میسازد. فعل «یُخْرِجُهُم» (خارج میکند) نیز بر این عمل نجاتبخش و هدایتگرانه تأکید دارد.
«ظلمات» به معنای جهل، گمراهی، کفر و فقدان معنوی است که با معصیت همراه است، و «نور» به معنای ایمان، معرفت و هدایت الهی است که با اطاعت از خداوند مرتبط است. این مفاهیم در باطن اعمال انسانها حضور دارند و تقابل آنها نشاندهنده انتقال مؤمنین از گمراهی به هدایت توسط خداوند است. جمع آمدن «ظلمات» و مفرد بودن «نور» بر پراکندگی باطل و وحدت حقیقت دلالت دارد؛ به عبارت دیگر، از منظر مفهومی، باطل (گمراهی و جهل) به دلیل ماهیتش متعدد و پراکنده است. هر نوع گمراهی میتواند به شکل متفاوتی بروز کند (مثلاً شرک، الحاد، تعصب، یا پیروی از امیال نفسانی). این پراکندگی نشاندهنده عدم انسجام و پایداری باطل است، زیرا باطل ذاتاً ناپایدار و متشتت است (طباطبایی، 1374، جلد 2، ص 527-530). باید توجه داشت که این نکته باید در ترجمه هم لحاظ شود؛ به عبارت دیگر، مترجم باید به این تفاوت زبانی (جمع بودن ظلمات و مفرد بودن نور) توجه کند تا معنای عمیق آن حفظ شود. اگر در ترجمه، «ظلمات» به صورت مفرد (تاریکی) یا «نور» به صورت جمع (نورها) ترجمه شود، این مفهوم کلیدی از دست میرود.
2-1-2-6 .بررسی ترجمههای مدلهای هوش مصنوعی
ترجمههای ارائهشده توسط مدلهای هوش مصنوعی عبارتاند از:
- گراک: «خداوند سرپرست و یاور کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میآورد...»
- جمینای: «خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنها را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون میآورد...»
- چتجیپیتی: «خداوند سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میبرد...»
هر سه مدل از راهبرد «بازتولید همان استعاره» نیومارک استفاده کردهاند، اما جمینای با استفاده از «روشنایی» بهجای «نور»، نوعی معادلسازی فرهنگی انجام داده است که ممکن است بار معنایی الهی «نور» را تضعیف کند. هیچکدام از مدلها توضیحی درباره معنای حقیقی «ظلمات» (جهل و گمراهی) و «نور» (ایمان و معرفت) ارائه نکردهاند، که این امر باعث کاهش وضوح معنایی برای مخاطب ناآشنا با زمینة قرآنی میشود. در زمینة ترجمة مفرد و جمع بودن ترجمه؛ مدلهای هوش مصنوعی با حفظ مفرد بودن «نور » یا «روشنایی» و ترجمة جمع «ظلمات»، به متن اصلی وفادارتر بودهاند، اما توضیحاتی درباره تقابل جمع و مفرد و اهمیت معنایی آن، توسط هیچ کدام از سه مدل ارائه نشده است.
3-1-2-6 .ارزیابی ترجمهها بر اساس روشهای نیومارک و ارائه راهکارهای بسط
با توجه به روشهای هفتگانه نیومارک (1988)، ارزیابی و پیشنهادهای بهبود به شرح زیر است: هر سه مدل در حفظ استعاره «ظلمات» (بهصورت «تاریکیها») موفق بودهاند، که با فرهنگ فارسیزبان سازگار است. گراک و چتجیپیتی «نور» را حفظ کردهاند، اما جمینای با استفاده از «روشنایی» بخشی از عمق معنایی «نور» را از دست داده است، زیرا «نور» در قرآن به منبع و ذات الهی اشاره دارد. نیومارک (1988) در بحث ترجمه استعارهها تأکید میکند که انتخاب واژههای معادل در متون مذهبی باید بار معنایی و فرهنگی متن اصلی را حفظ کند (نیومارک، 1988 صفحه 86) . استفاده جمینای از «روشنایی» ممکن است به دلیل معادلسازی فرهنگی، معنای الهیاتی «نور» را که به وحدت حقیقت اشاره دارد، تضعیف کند.
بسط و پیشنهادهایی برای بهبود ترجمه:
- ترکیب بازتولید استعاره با افزودن توضیح:
- ترجمة پیشنهادی1:
- «خداوند سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنان را از تاریکیها (جهل و گمراهی) به سوی نور (ایمان و معرفت) بیرون میآورد...[29]».
- ترجمة پیشنهادی2:
- «خداوند یاور کسانی است که ایمان آوردهاند؛ آنان را از تاریکیهای جهل و گمراهی به سوی نوری (هدایت و ایمان) که از او سرچشمه میگیرد، هدایت میکند[30]»
- تبدیل به معنا:
- ترجمة پیشنهادی :«خداوند پشتیبان مؤمنان است؛ آنان را از گمراهی و جهل به سوی هدایت و معرفت رهنمون میسازد...»
- توضیح: این ترجمه معنای حقیقی را صریحتر میکند، اما ممکن است بخشی از زیبایی استعاری آیه را کاهش دهد. {به نظر نویسندگان مقاله حاضر، این نوع ترجمه باعث پدیده کاهش معنا نیز خواهد شد، چرا که مفاهیمی چون نور در قرآن کارکرد معرفتی و حقیقی ندارند نه صرفاً کارکرد بلاغی و استعاری (برادا 2006، صص 64-45)؛ در اینجا با حذف واژه «نور»، علاوه بر کاهش زیبایی استعاری، کاهش معنا خواهیم داشت و معنای حقیقی نور را که معادل ذات الهی است (حجازی 2016، صص 83-111)، از دست میدهیم}.
- استفاده از تشبیه
- کاربرد: تبدیل استعاره به تشبیه برای وضوح بیشتر.
- پیشنهاد:
- «خداوند سرپرست مؤمنان است؛ آنان را از تاریکیهای گمراهی، مانند کسی که در ظلمت گم شده، به سوی نور هدایت، مانند چراغی روشنگر، رهنمون میسازد...»
- مزیت: تشبیه باعث میشود مفهوم برای مخاطب ملموستر شود، اما ممکن است طولانیتر شدن متن به کاهش ایجاز آیه منجر شود.
2-2-6. نمونه 2: سوره نور، آیة 40
﴿ أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ ﴾
- تحلیل مفهومی بر اساس چارچوب نظری
بر اساس تفاسیر قرآنی، «ظلمات» در این آیه، تصویری زنده و چندلایه از گمراهی، جهل و کفر ارائه میدهد. برخلاف آیه 257 سوره بقره که ظلمات را بهصورت کلی بهعنوان گمراهی معرفی میکند، این آیه با تشبیه چندلایه (دریای عمیق، امواج روی هم، و ابرهای تیره) حالتی از گمراهی عمیق و مرکب را به تصویر میکشد. این تشبیه، گمراهی را نهتنها بهعنوان فقدان جهت، بلکه بهعنوان وضعیتی طاقتفرسا و خفقانآور نشان میدهد که انسان در آن حتی توان دیدن دست خود را ندارد. این شدت تاریکی، به تعبیر طباطبایی (1374) نشاندهنده انباشت لایههای کفر و جهل و گناه است که انسان را در محاصره کامل قرار میدهد(جلد 15، ص 166-174).
بخشی از آیه، «وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ» تأکید دارد که بدون هدایت الهی، هیچ راه نجاتی از این تاریکی وجود ندارد. جمع بودن «ظلمات» و مفرد بودن «نور» بار دیگر بر پراکندگی باطل و وحدت حقیقت دلالت دارد، اما این آیه با تأکید بر شدت و پیچیدگی ظلمات، تجربه عمیقتری از گمراهی را منتقل میکند. چندلایه بودن ظلمات و تفاسیر معنایی آن شامل نوعی گمراهی محصور که فرد گمراه یا کافر از ورطه آن راه رهایی ندارد، باید در ترجمه نیز لحاظ شده و معنای دقیق آن منتقل گردد.
1-2-2-6. بررسی ترجمههای مدلهای هوش مصنوعی
ترجمههای ارائهشده توسط مدلهای هوش مصنوعی عبارتاند از:
- گراک: «یا مانند تاریکیهایی در دریایی ژرف که موجی آن را میپوشاند، و بر فراز آن موج دیگری است، و بالای آن ابری است؛ تاریکیهایی که برخی بر برخی دیگر قرار دارند، آنگاه که دستش را بیرون میآورد، به سختی میتواند آن را ببیند. و کسی که خدا برایش نوری قرار نداده، هیچ نوری برای او نیست. توضیح مختصر: این آیه با تشبیهی زیبا، حال کسانی را توصیف میکند که از هدایت الهی محروماند. تاریکیهای متراکم در دریای عمیق، همراه با امواج و ابرهای تیره، نمادی از گمراهی و سردرگمی است. بدون نور الهی، انسان در تاریکی مطلق باقی میماند و راهی به سوی حقیقت نمییابد...»
- جمینای: «یا [اعمالشان] مانند تاریکیهایی است در دریایی بسیار عمیق که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موجی دیگر است، و بالای آن ابری است؛ تاریکیهایی است که بعضی روی بعضی قرار گرفتهاند؛ هرگاه دستش را بیرون آورد، به زحمت آن را میبیند. و هر کس که خدا برای او نوری قرار ندهد، پس او را هیچ نوری نیست...»
- چتجیپیتی: «یا همچون تاریکیهایی در دریایی ژرف که موجی آن را میپوشاند، و بر بالای آن موجی دیگر، و بالاتر از آن ابری است؛ تاریکیهایی انباشته بر یکدیگر. هرگاه دست خود را بیرون آورد، نزدیک است آن را نبیند. و هر کس را خدا نوری قرار نداده باشد، هیچ نوری برای او نخواهد بود....»
2-2-2-6. ارزیابی ترجمهها بر اساس روشهای نیومارک و ارائه راهکارهای بسط
هر سه مدل هوش مصنوعی (گراک، جمینای، چتجیپیتی) ساختار تشبیه چندلایه آیة 40 سوره نور (دریای ژرف، امواج، ابرها) و جمع بودن «ظلمات» را حفظ کردهاند، که با روش «بازتولید همان استعاره» نیومارک (1988) همخوان است و به چندلایگی گمراهی (جهل، گناه، کفر) اشاره دارد. گراک با عبارت «تاریکیهایی که برخی بر برخی دیگر قرار دارند» و توضیح مختصر خود، چتجیپیتی با «انباشته بر یکدیگر»، و جمینای با «بعضی روی بعضی قرار گرفتهاند» این چندلایگی را بهخوبی منتقل کردهاند. بااینحال، هیچیک معنای حقیقی ظلمات (جهل، گناه، کفر) را صراحتاً تبیین نکردهاند، که برای مخاطب ناآشنا باعث کاهش وضوح معنایی میشود. جمینای با افزودن «اعمالشان» تفسیری غیرضروری وارد کرده که ممکن است تمرکز بر گمراهی را منحرف کند. گراک توضیحی مختصر ارائه کرده، اما عمق چندلایگی (لایههای انباشته جهل و گناه) را کامل منتقل نمیکند. چتجیپیتی با «انباشته بر یکدیگر» به انباشت لایهها اشاره دارد، اما عدم توضیح معنای حقیقی، درک کامل را محدود میکند پیشنهادهای برای بهبود ترجمه:
ترکیب تشبیه و توضیح:
- ترجمة پیشنهادی: «یا مانند کسی که در تاریکیهای گمراهی، مانند دریایی ژرف با امواج سنگین و ابرهای تیره، گرفتار است و دست خود را به سختی میبیند. و کسی که خدا برایش نوری قرار نداده، هیچ نوری ندارد».[31]
باید توجه داشت که این روش با آنکه متن ترجمه اندکی طولانی است، معنای حقیقی را توضیح میدهد و برای مخاطب فارسیزبان بسیار شفاف است.
3-6- بینایی به مثابه بصیرت و روشنایی دل و نابینایی به مثابه نادانی و کوردلی
1-3-6. نمونه 1: رعد آیه 16
﴿ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمی وَالْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ... ﴾
۱. تحلیل مفهومی بر اساس چارچوب نظری
بر اساس نظریه استعاره مفهومی و تفاسیر قرآنی، «نابینا» (اعمی) و «بینا» (بصیر) به ترتیب به کوری عقل و بیبصیرتی معنوی (مشخصه مشرکان) و بصیرت و ایمان (مشخصه مؤمنان) اشاره دارند. به طور مشابه، «ظلمات» به معنای کفر، گمراهی و تاریکی روان، و «نور» به معنای ایمان، هدایت و روشنی روح است. این مفاهیم حقیقیاند و سؤالهای بلاغی آیه بر تفاوت ماهوی بین ایمان و کفر تأکید میکنند. درک حقیقت نیازمند «چشم بصیر» (بصیرت الهی) و «نور وحی» است. مشرکان فاقد هر دو (کوری عقل و ظلمت کفر) و در گمراهی سرگرداناند، در حالی که مؤمنان با بصیرت و نور وحی هدایت میشوند (برگرفته از تفسیر المیزان، جلد 11، ص 414-420) .
1-1-3-6. بررسی ترجمههای مدلهای هوش مصنوعی
ترجمههای ارائهشده توسط مدلهای هوش مصنوعی عبارتاند از:
گراک: «آیا نابینا و بینا برابرند؟ یا آیا تاریکیها و نور یکسانند؟»
جمینای: «آیا نابینا و بینا یکسانند؟! یا مگر تاریکیها و نور برابرند؟...»
چتجیپیتی: «آیا نابینا و بینا یکساناند؟ یا آیا تاریکیها و نور برابرند؟..»
هر سه مدل از راهبرد «بازتولید همان استعاره» نیومارک استفاده کردهاند؛ بدین معنا که هر سه مدل در حفظ تصویر زبانی استعارهها موفق بودهاند. آنها «نابینا» و «بینا» را بهعنوان معادلهای مستقیم «أَعْمَى» و «بَصِیر» و «ظلمات» را به «تاریکیها» (بهصورت جمع) و «نور» را به «نور» یا «روشنایی» (بهصورت مفرد) ترجمه کردهاند. این انتخابها با ساختار زبانی قرآن همخوانی دارد.
نکته دیگر آن که جمینای با استفاده از لحن پرسشی قویتر («یکسانند؟!») تا حدی به معنای بلاغی آیه نزدیک شده است؛ به عبارت دیگر، هدف بخشی از آیه یا ذکر (﴿هَلْ یَسْتَوِی...﴾) (آیا برابرند؟)، بر تفاوت ماهوی بین ایمان و کفر، بصیرت و نادانی، و هدایت و گمراهی است. این نوع سؤالها که به آنها استفهام انکاری نیز میگویند، در قرآن بهگونهای طراحی شدهاند که پاسخ آنها بدیهی است (خیر، برابر نیستند!) و مخاطب را به تأمل در این تفاوت دعوت میکنند. لحن پرسشی قویتر جمینای («یکسانند؟!») با افزودن علامت تعجب، این جنبه بلاغی را تا حدی تقویت میکند، زیرا حس تعجب و تأکید را به مخاطب منتقل میکند و به هدف آیه (تأکید بر غیرقابل مقایسه بودن ایمان و کفر) نزدیکتر میشود. گراک و چتجیپیتی با لحن سادهتر («برابرند؟») این جنبه را کمتر برجسته کردهاند، هرچند معنای اصلی را منتقل کردهاند.
با این حال، هیچکدام توضیحی درباره معنای حقیقی «نابینا» (کوری عقل)، «بینا» (بصیرت)، «ظلمات» (کفر) و «نور» (هدایت) ارائه نکردهاند، که ممکن است درک کامل مفاهیم را برای مخاطب محدود کند.
2-1-3-6. ارزیابی ترجمهها بر اساس روشهای نیومارک و ارائه راهکارهای بسط
هر سه مدل در حفظ استعارههای «نابینا/بینا» و «ظلمات/نور» موفق بودهاند، که با فرهنگ فارسیزبان سازگار است. جمینای با لحن پرسشی قویتر، تا حدی معنای بلاغی آیه را تقویت کرده است اما فاقد توضیح برای شفافسازی معنای حقیقی «نابینا» (کوری عقل و بیبصیرتی)، «بینا» (بصیرت و ایمان)، «ظلمات» (کفر و گمراهی) و «نور» (هدایت و ایمان) هستند. نیومارک تأکید دارد که در متون با بار فرهنگی و مذهبی عمیق، افزودن توضیح ضروری است.
پیشنهادهای برای بهبود ترجمه:
ترکیب بازتولید استعاره با افزودن توضیح:
ترجمة پیشنهادی:
«آیا نابینا (جاهل و بیبصیرت) و بینا (آگاه و باایمان) برابرند؟ یا آیا تاریکیها (کفر و گمراهی) و نور (هدایت و ایمان) یکسانند؟[32]»
- جایگزینی با استعاره مشابه:
«آیا گمراه و هدایتشده برابرند؟ یا آیا تاریکی جهل و نور دانش یکساناند؟..»
توضیح: در صورتی که مخاطب هدف با فرهنگ یا زبانی متفاوت باشد که استعارههای «نابینا/بینا» یا «ظلمات/نور» در آن کمتر آشنا یا قابلفهم باشند، میتوان از استعارههای معادل فرهنگی استفاده کرد. برای مثال، در برخی فرهنگها، «نابینا» میتواند با «گمراه» و «بینا» با «هدایتشده» جایگزین شود تا معنای استعاری حفظ شود. این ترجمه، ضمن حفظ ساختار استعاری، مفاهیم را به شکلی سادهتر و قابلفهمتر برای مخاطبان غیرآشنا با فرهنگ قرآنی ارائه میکند.
- تبدیل به معنا:
- ترجمة پیشنهادی: «آیا جاهل و بیبصیرت با آگاه و باایمان برابر است؟ یا آیا گمراهی و کفر با هدایت و ایمان یکسان است؟...»
توضیح :این ترجمه معنای حقیقی را صریحتر میکند، اما ممکن است بخشی از زیبایی استعاری آیه را کاهش دهد.
- ترجمه به معنا:
- ترجمه پیشنهادی: «آیا کسی که از بصیرت محروم است با کسی که ایمان و معرفت دارد برابر است؟ یا آیا گمراهی و کفر با هدایت و ایمان یکسان است؟»
توضیح :این روش با حذف استعارهها و تمرکز بر معنا، برای مخاطب غیرمتخصص واضحتر است، اما زیبایی بلاغی و ادبی آیه را کاهش میدهد و ممکن است معنای عرفانی «نور» (بهعنوان تجلی الهی) را منتقل نکند.
2-3-6. نمونه 2: زمر، آیة 22
﴿ أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلی نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَیْلٌ لِّلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِکْرِ اللَّهِ أُولَئک فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴾
1-2-3-6. تحلیل مفهومی بر اساس چارچوب نظری
بر اساس نظریة استعارة مفهومی، «نور» در این آیه نماد بصیرت، هدایت الهی و روشنی قلب است که از پذیرش اسلام و گشایش سینه ناشی میشود. در مقابل، «قساوت قلب» استعارهای از نابینایی معنوی و نادانی است که به گمراهی آشکار (ضلال مبین) منجر میشود، و این گمراهی با ظلمت جهل و کفر مرتبط است. برخلاف آیه رعد که بر تقابل مستقیم بینایی/نابینایی تأکید داشت، این آیه بر تضاد بین قلب گشوده (روشنشده با نور ایمان) و قلب سخت (گرفتار تاریکی گمراهی) تمرکز دارد. آیا کسی که خداوند سینه او را برای اسلام گشاده کرده و او بر نور پروردگارش است، مانند کسی است که قلبش سخت شده و از یاد خدا غافل است؟ این نوع پرسش که بدان استفهام اقراری میگویند، به قصد گرفتن اقرار و اعتراف از مخاطب مطرح میشود. به عبارت دیگر، در این نوع استفهام، خداوند سؤالی را مطرح میکند تا انسانها را به اعتراف و تأیید چیزی که خود بدان واقفند، وادارد. کسانی که قلبشان از یاد خدا غافل است، در گمراهی آشکار هستند (طباطبایی، جلد 17، ص 358-365)؛ از این رو، این آیه نیز مانند آیه 16 سوره رعد دو گروه افراد (بیداردل/ نابینای معرفتی، معنوی) را در تقابل با یکدیگر قرار میدهد. به عبارت دیگر، قلب در اینجا دریچه بینایی دل است که اگر گشوده باشد، با نور ایمان روشن میشود اما چنانچه از کثرت گناه و کفر، دریچه نور را بر خویش ببندد، دچار کوردلی و قساوت خواهد شد. «شرح صدر» در اینجا گشودگی دریچه قلب برای پذیرش نور و معرفت الهی است؛ از این رو، این استعارههای عاطفی و پویا، آیه را از نظر بلاغی و احساسی متمایز میکند. ین آیه برای مترجمان از منظر تکنیکهای ترجمه اهمیت ویژهای دارد، زیرا استعارههای «نور» و «قساوت قلب» یا «شرح صدر» بار فرهنگی و عرفانی عمیقی دارند. لحن سؤال بلاغی باید طوری منتقل شود که حس تأکید و دعوت به تأمل را حفظ کند، که این امر مهارت در انتقال جنبههای بلاغی متن را میطلبد.
2-2-3-6. بررسی ترجمههای مدلهای هوش مصنوعی
ترجمههای ارائهشده توسط مدلهای هوش مصنوعی عبارتاند از:
- گراک: «آیه 22 سوره زمر به مقایسه دو گروه از انسانها میپردازد: کسانی که خداوند قلبشان را برای پذیرش اسلام گشوده و در نتیجه از نور الهی بهرهمند شدهاند، و کسانی که قلبهایشان به دلیل دوری از یاد خدا سخت و قاسی شده است. ترجمه: «آیا کسی که خدا سینهاش را برای [پذیرش] اسلام گشوده، پس او بر نوری از پروردگارش است [مانند کسی است که قلبش قاسی است]؟ پس وای بر کسانی که قلبهایشان از یاد خدا سخت شده است! آنان در گمراهی آشکاری هستند.»
- جمینای: «پس آیا کسی که خدا سینهاش را برای [پذیرش] اسلام گشاده است و او بر نوری از پروردگار خویش است [مانند کسی است که این گونه نیست؟] پس وای بر کسانی که دلهایشان از یاد خدا سخت شده است؛ آنان در گمراهی آشکاری هستند.»
- چتجیپیتی: «آیا کسی که خداوند سینهاش را برای پذیرش اسلام گشوده و او بر نوری از جانب پروردگارش است، (با کسی که چنین نیست، برابر است؟) پس وای بر کسانی که دلهایشان در برابر یاد خدا سخت شده است؛ آنان در گمراهی آشکاری هستند.»
3-2-3-6. ارزیابی ترجمهها بر اساس روشهای نیومارک و ارائه راهکارهای بسط
هر سه مدل گراک، جمینای و چتجیپیتی از راهبرد «بازتولید همان استعاره» نیومارک استفاده کردهاند. هر سه «نور» را مستقیماً به «نور» ترجمه کردهاند که با معنای قرآنی هدایت و بصیرت همخوانی دارد و برای فارسیزبانان قابل فهم است. برای «شرح صدر»، معادلهای «گشوده» (گراک و چتجیپیتی) و «گشاده» (جمینای) مناسب هستند و حس گشودگی و انعطاف قلب را به خوبی منتقل میکنند. در مورد «قساوت قلب»، گراک با عبارت «قلبهایشان... سخت و قاسی شده» دقیقتر و به معنای قرآنی نزدیکتر عمل کرده، در حالی که جمینای و چتجیپیتی با استفاده از «دل» به جای «قلب»، بار عرفانی را کمی کاهش دادهاند. هر سه مدل برای «ضلال مبین» از معادل «گمراهی آشکار» یا «گمراهی آشکاری» استفاده کردهاند که به خوبی مفهوم گمراهی ناشی از نابینایی معنوی را منتقل میکند.
از نظر لحن بلاغی، گراک با افزودن عبارت «[مانند کسی است که قلبش قاسی است]»، تقابل میان بصیرت و نادانی را به صراحت منتقل کرده و لحن سؤال بلاغی را حفظ کرده است؛ همچنین عبارت «وای بر» حس هشدار را به خوبی منتقل میکند. در مقابل، جمینای با عبارت «[مانند کسی است که اینگونه نیست؟]» و چتجیپیتی با عبارت «(با کسی که چنین نیست، برابر است؟)» کلیتر عمل کردهاند که تأثیر بلاغی را کاهش میدهد. هرچند لحن «وای بر» در جمینای مناسب است، استفاده از «دل» بار عرفانی را کم کرده و چتجیپیتی نیز با عبارت طولانی «در برابر یاد خدا» کمی از روانی و تأثیر بلاغی کاسته است. نکته مهم این است که هیچکدام از مدلها توضیحی درباره معنای حقیقی «نور» (بصیرت و هدایت)، «شرح صدر» (گشودگی برای ایمان) و «قساوت قلب» (نابینایی معنوی و نادانی) ارائه نکردهاند که میتواند درک عمیق آیه را برای مخاطب غیرمتخصص محدود کند.
پیشنهاداتی برای بهبود ترجمه:
- ترکیب بازتولید استعاره با افزودن توضیح
- ترجمة پیشنهادی: «آیا کسی که خدا سینهاش را برای پذیرش اسلام گشوده و او بر نوری (هدایت و بصیرت) از سوی پروردگار خویش است، (مانند کسی است که قلبی سخت و بسته دارد)؟ پس وای بر کسانی که قلبهایشان از یاد خدا سخت شده است؛ آنان در گمراهی آشکاری بهسر میبرند».[33]
مزیت این روش آن است که ضمن حفظ زیبایی ادبی، درک عمیقتری از مفاهیم عرفانی را به مخاطب فارسیزبان منتقل میکند.
- جایگزینی با استعاره مشابه فرهنگی
- ترجمة پیشنهادی: «آیا کسی که قلبش برای پذیرش ایمان روشن و گشوده شده و بر روشنی هدایت پروردگارش گام برمیدارد، همانند کسی است که قلبش سنگ وسخت شده و از یاد خدا دور است؟ پس وای بر آنان که دلهایشان سخت و بیاحساس است؛ آنان در گمراهی آشکاریاند.»
در این روش، استعارههایی مانند «قلب سخت» به «قلب سنگشده» و «نور» به «روشنی هدایت» تبدیل شدهاند که در فرهنگ فارسی نیز رواج دارند و معنا را روشنتر میکنند.
4-6- مرگ و زندگی بهعنوان استعاره ایمان و کفر
1-4-6. نمونه 1 : آیه 122 سوره انعام
﴿أَوَمَن کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا کَذَلِکَ زُیِّنَ لِلْکَافِرِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ﴾
1-1-4-6. تحلیل مفهومی بر اساس چارچوب نظری
در این آیه، استعارههای کلیدی عبارتاند از:
- ایمان حیات است: ایمان بهعنوان زندگی معنوی.
- کفر مرگ است : کفر بهعنوان فقدان حیات روحانی.
- هدایت نور است: نور نماد بصیرت الهی.
- گمراهی تاریکی است: تاریکی نشاندهنده جهل و کفر.
بر اساس نظریة استعارة مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و تفاسیر دینی و قرآنی، در بخشی از این آیه «أَوَمَن کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ» (آیا کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم)، «میت» (مرده) به کسی اشاره دارد که در جهل و گمراهی غرق است و از حیات معنوی بیبهره است. «احیا» (زنده کردن) به معنای اعطای ایمان و هدایت الهی از طریق پیامبران و کتابهای آسمانی است (برگرفته از تفسیر المیزان، جلد 7، ص 463- 470)؛ از این رو، منظور از «مرگ» و «حیات» در این آیه مرگ و زندگی معنوی است و باید در بحث ترجمه برای شفافسازی منظور این آیه از مرگ و حیات معنوی در برابر مرگ و حیات فیزیکی مورد توجه قرار گیرد. در بخش دیگری از آیه «وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ» (و برایش نوری قرار دادیم که با آن در میان مردم راه میرود)، دو نگاشت استعاری هدایت = نور و معرفت = بینایی به وضوح ازآن استدلال میشود. منظور از نور، قرآن و هدایت الهی است که به مومنین بصیرت بخشیده و آنها را در زندگی اجتماعی و معنوی هدایت میکند؛ به عبارت دیگر، «یمشی به فی الناس» کاربرد عملی هدایت در زندگی روزمره را نشان میدهد از این رو، این مورد هم باید در ترجمه لحاظ شود که منظور از «میان مردم راه رفتن» زندگی روزمره فرد و جنبههای اجتماعی و معنوی آن است.
استعارة «نور» به تجربه حسی بینایی مرتبط است، که در فرهنگهای مختلف به معنای فهم و معرفت به کار میرود. این نور، مؤمن را از نابینایی گمراهی و سردرگمی نجات میدهد و او را در مسیر روشنبینی و بصیرت و بینایی آگاهی، هدایت میکند؛ به عبارت دیگر، فرد نابینا، از نور حقیقت فاصله گرفته و در نابینایی گمراهی و ظلمت چنان محبوس میشود که دیگر راهی برای رهایی از آن ندارد «لیس بخارج منها». این استعاره، تجربه نابینایی در تاریکی را برای توصیف فقدان بصیرت معنوی به کار میبرد. کافر مانند فردی است که در تاریکی مطلق گرفتار شده و راه نجات را نمییابد.
به علاوه، این آیه با ایجاد تقابل بین نور و ظلمات، تضاد بین دو وضعیت وجودی (ایمان و کفر) را برجسته میکند. این تقابل در چارچوب لیکاف و جانسون نشاندهنده استفاده از تضادهای دوگانه[34] برای فهم مفاهیم انتزاعی است (کووچش، 2010). بینایی (هدایت) و نابینایی (گمراهی) بهعنوان دو سر یک طیف مفهومی، تفاوت ماهوی بین مؤمن و کافر را نشان میدهند. این تضاد را میتوان به روز و شب، یا روشنایی و تاریکی در طبیعت تشبیه کرد. همانطور که روز امکان دیدن و فعالیت را فراهم میکند، ایمان نیز امکان زندگی معنوی و هدفمند را به فرد میدهد.
جملة «کَذَلِکَ زُیِّنَ لِلْکَافِرِینَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» (اینگونه برای کافران آنچه انجام میدادند آراسته شده است)، نیز نشاندهنده فریب کافران توسط اعمال زشتشان به دلیل فقدان نور هدایت است. استعاره «زین» (آراستن) نشان میدهد که اعمال نادرست و گمراهکننده کافران به دلیل فقدان نور هدایت، برایشان جذاب و زیبا جلوه میکند و استعاره «گمراهی» به نوعی «فریبندگی» تعبیر میشود؛ به عبارت دیگر، «زین» یا آراستگی و زینت معنای فریبندگی دارد و بار معنایی آن نه مثبت (در ترجمه به آراستگی یا زینت نسبتاً مثبت است)، بلکه کاملاً منفی است که در ترجمه آن باید حتما مورد توجه قرار گیرد.
2-1-4-6. بررسی ترجمههای مدلهای هوش مصنوعی
ترجمههای ارائهشده توسط مدلهای هوش مصنوعی عبارتاند از:
- گراک: «آیا کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم و نوری به او دادیم که با آن در میان مردم راه رود، مانند کسی است که در تاریکیها باشد و از آن بیرون نیاید؟ اینگونه برای کافران آنچه انجام میدادند، زینت داده شده است...»
- جمینای: « آیا کسی که مرده (گمراه) بود، پس او را زنده کردیم و برایش نوری قرار دادیم که با آن در میان مردم راه میرود، مانند کسی است که در تاریکیها قرار دارد و هرگز از آن بیرون آمدنی نیست؟! اینگونه برای کافران، اعمالشان آراسته شده است (و زشتی کارشان را نمیبینند).»
- چتجیپیتی: «آیا کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم و نوری برای او قرار دادیم که با آن در میان مردم راه میرود، همانند کسی است که در تاریکیهاست و هرگز از آن بیرون آمدنی نیست؟ اینگونه برای کافران اعمالشان آراسته شده است (و زشت نمیبینند آنچه انجام میدهند)....»
هر سه مدل از راهبرد «بازتولید همان استعاره» استفاده کردهاند. جمینای با افزودن توضیح «(گمراه)» معنای استعاری «مرده» را تا حدی شفاف کرده و با افزودن «(و زشتی کارشان را نمیبینند)» معنای منفی «زین» را بهتر منتقل کرده است. چتجیپیتی نیز با افزودن «(و زشت نمیبینند آنچه انجام میدهند)» تلاش کرده معنای منفی «زین» را روشن کند، اما استفاده از «آراسته» ممکن است همچنان برداشت مثبت ایجاد کند. گراک بدون توضیح اضافی، معنای «زین» را با «زینت داده شده» منتقل کرده که میتواند برداشت مثبت ناخواستهای ایجاد کند.
3-1-4-6. ارزیابی ترجمهها بر اساس روشهای نیومارک و ارائه راهکارهای بسط
هر سه مدل در حفظ استعارههای «میت»، «احیا» و «نور» موفق بودهاند و با فرهنگ فارسیزبان سازگار هستند. جمینای و چتجیپیتی با افزودن توضیحات در پرانتز (مانند «گمراه» و «و زشتی کارشان را نمیبینند») معنای استعاری را شفافتر کردهاند. با این حال، گراک با استفاده از «زینت داده شده» بدون توضیح، ممکن است معنای مثبت ناخواستهای منتقل کند.
گراک توضیحات کافی برای «میت» (جهل و کفر)، «احیا» (ایمان و هدایت)، «نور» (بصیرت و هدایت) و «ظلمات» (جهل و کفر) ارائه نکرده است. جمینای و چتجیپیتی با افزودن توضیحات در پرانتز تا حدی این نقص را جبران کردهاند، اما همچنان نیاز به پاورقی برای توضیح جامع معانی استعاری و زمینه فرهنگی آیه وجود دارد.
بسط و پیشنهادهایی برای بهبود ترجمه:
ترکیب بازتولید استعاره با افزودن توضیح:
- ترجمة پیشنهادی: «آیا کسی که مرده (غرق در جهل و کفر) بود و ما او را با ایمان و هدایت زنده کردیم و نوری (بصیرت و هدایت الهی) به او دادیم که با آن در میان مردم راه میرود، مانند کسی است که در تاریکیهای (جهل و کفر) گرفتار است و از آن خارج نمیشود؟ اینگونه اعمال نادرست کافران برایشان فریبنده جلوه داده شده است[35]».
ترکیب تشبیه و توضیح:
- ترجمة پیشنهادی: «آیا کسی که مانند مردهای بود و ما او را مانند زندهای (با ایمان و هدایت) احیا کردیم و نوری (بصیرت و هدایت الهی) به او دادیم که با آن در میان مردم راه میرود، مانند کسی است که در تاریکیهای (جهل و کفر) گرفتار است و نمیتواند از آن خارج شود؟ اینگونه اعمال نادرست کافران برایشان فریبنده جلوه داده شده است».
تبدیل به معنا:
- ترجمة پیشنهادی: «آیا کسی که در جهل و کفر بود و ما او را با ایمان و هدایت احیا کردیم و بصیرتی به او دادیم که با آن در میان مردم زندگی میکند، مانند کسی است که در جهل و کفر گرفتار است و نمیتواند از آن رها شود؟ اینگونه اعمال نادرست کافران برایشان فریبنده جلوه داده شده است.»
- توضیح: این ترجمه معنای حقیقی را صریحتر بیان میکند، اما ممکن است بخشی از زیبایی استعاری آیه را کاهش دهد.
- تحلیل دادهها و ارزیابی ترجمههای ماشینی استعارههای قرآنی
این پژوهش به تحلیل تطبیقی ترجمه استعارههای مفهومی «نور» و «ظلمت» در آیات منتخب قرآن کریم توسط سه مدل هوش مصنوعی (گراک، جمینای، و چتجیپیتی) بر اساس نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و راهبردهای ترجمه نیومارک (1988) پرداخت. 2آیات منتخب در چهار محور اصلی شامل نور به عنوان هدایت، ایمان و معرفت، ظلمت به عنوان گمراهی، کفر و جهل، بینایی/نابینایی به عنوان استعاره بصیرت و روشندلی/نادانی و کوردلی و زندگی/مرگ به عنوان استعاره ایمان/کفر دستهبندی شدند. فهم این استعارهها در قرآن نیازمند داشتن دانش و آگاهی دینی و فرهنگی بسیاری است. هدف از این مطالعه بررسی این است که آیا این مدلها میتوانند معانی عمیقتر معنوی و فرهنگی این استعارهها را به زبان فارسی منتقل کنند یا خیر.
در ادامه، عملکرد مدل های هوش مصنوعی را در ترجمه استعاره ها بررسی می کنیم:
1-7. بازتولید استعاره و محدودیتهای آن
هر سه مدل هوش مصنوعی عمدتاً از راهبرد «بازتولید همان استعاره» نیومارک (1988, ص 86) استفاده کردهاند. این رویکرد، اگرچه در حفظ اصالت ظاهری متن موفق است اما برای انتقال عمق مفهومی استعارههای قرآنی، بهویژه برای مخاطبان ناآشنا با زمینههای فرهنگی و تفسیری، کافی به نظر نمیرسد. برای مثال، در آیه 35 سوره نور ﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...﴾، بازتولید «نور» بدون توضیح معنای آن بهعنوان ذات الهی و هدایت، فهم کامل را محدود کرده است. بهطور مشابه، در آیه 40 سوره نور (﴿أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ...﴾)، مدلها تشبیه چندلایه «ظلمات» را حفظ کردند، اما معنای آن بهعنوان لایههای انباشته کفر، جهل و گناه را تبیین نکردند.
2-7. نقص در تبیین و بسط معنا
مدلها در افزودن توضیحات یا یادداشتهای تکمیلی برای شفافسازی معانی انتزاعی استعارهها ضعف قابل توجهی نشان دادند. نیومارک (1988, ص 86) تأکید میکند که در متون با بار فرهنگی و مذهبی، افزودن توضیح یا تبدیل استعاره به معنا میتواند وضوح را افزایش دهد. فقدان این توضیحات، درک لایههای عمیق معنایی، مانند «نور» بهعنوان ذات الهی یا «ظلمات» بهعنوان چندلایگی کفر و جهل در آیه 40 سوره نور، را برای مخاطبان دشوار میسازد. برای مثال، جمینای در برخی موارد توضیحات مختصری در کروشه افزوده است (مانند «روح» در شوری 52)، اما این توضیحات کافی نیستند.
3-7. دقت در حفظ جنبههای دستوری (مفرد و جمع)
مدلها در حفظ تفاوت میان جمع بودن «ظلمات» و مفرد بودن «نور» (مانند بقره 257) وفاداری نسبی به متن اصلی نشان دادهاند. این تمایز از نظر مفهومی مهم است، زیرا بر پراکندگی باطل (ظلمات) در برابر وحدت حقیقت (نور) دلالت دارد. با این حال، هیچیک از مدلها توضیحی درباره اهمیت معنایی این تقابل ارائه نکردند، که این امر فهم عمیق متن را محدود میکند.
7-4. رویکردهای متفاوت هوش مصنوعی
- گراک: تمرکز بر حفظ واژههای اصلی و لحن بلاغی
گراک واژههای اصلی استعاره (مانند «نور»، «ظلمات»، یا «قلب») را بهصورت تحتاللفظی حفظ کرده و در برخی موارد لحن بلاغی و عاطفی آیات را بهتر منتقل میکند. این مدل به ایجاز و وفاداری به ساختار زبانی متن اصلی پایبند است.
نمونهها:
- نور 35 (نور بهعنوان ذات الهی و هدایت): گراک «نور» را بهعنوان «نور» ترجمه کرده و از معادلهای فرهنگی مانند «روشنایی» اجتناب نموده است. با این حال، توضیحی درباره معنای «نور» بهعنوان ذات الهی یا معرفت ارائه نداده است.
- انعام 122 (مرگ بهعنوان کفر، زندگی و نور بهعنوان ایمان): گراک برای «زین» (آراستگی اعمال کافران) از واژه «فریبنده» استفاده کرده که به معنای منفی آن نزدیکتر است (بر اساس تفسیر المیزان)، اما توضیحی درباره معنای استعاری «مرده» (کفر) یا «نور» (هدایت) ارائه نکرده است.
نقد و ارزیابی: گراک در حفظ ظاهر و لحن استعارهها قویتر است، اما فقدان توضیحات تکمیلی (مانند پاورقی یا کروشه) باعث میشود معانی عمیقتر برای مخاطبان ناآشنا مبهم بماند. نیومارک (1988, ص 86) پیشنهاد میدهد که افزودن توضیح میتواند وضوح را افزایش دهد، اما گراک به این راهبرد توجه کافی نداشته است.
- جمینای: معادلسازی فرهنگی و افزودن توضیحات محدود در کروشه
جمینای در برخی موارد از معادلسازی فرهنگی استفاده میکند و گاهی توضیحات مختصری در کروشه برای شفافسازی معنا اضافه میکند. این مدل در انتقال لحن بلاغی (مانند پرسشهای بلاغی) قویتر عمل میکند، اما معادلسازیهایش گاهی بار معنایی الهی را تضعیف میکند.
- نمونهها:
- بقره 257 (ظلمات بهعنوان گمراهی، نور بهعنوان هدایت): جمینای «نور» را به «روشنایی» ترجمه کرده است که بار الهی و معنوی «نور» را کاهش میدهد، زیرا «روشنایی» بیشتر به مفهوم فیزیکی اشاره دارد تا الهی (برخلاف تفسیر المیزان که «نور» را ایمان میداند). همچنین، توضیحی درباره تفاوت جمع «ظلمات» (پراکندگی باطل) و مفرد «نور» (وحدت حقیقت) ارائه نمیدهد.
- شوری 52 (نور بهعنوان وحی): جمینای با افزودن توضیح در کروشه (مانند «نور [وحی الهی]») تلاش کرده معنای استعاری را شفاف کند، اما این توضیحات ناکافی هستند زیرا ارتباط کامل «نور» با وحی را منتقل نمیکنند.
- رعد 16 (نابینایی بهعنوان نادانی، بینایی بهعنوان بصیرت): جمینای با استفاده از لحن پرسشی قویتر («یکسانند؟!») به جنبه بلاغی آیه نزدیکتر شده است، اما معنای حقیقی «نابینا» (جاهل) و «بینا» (بصیر) را توضیح نمیدهد.
- نور 40 (ظلمات بهعنوان چندلایگی کفر و جهل): جمینای با افزودن «اعمالشان» به تشبیه چندلایه «ظلمات»، تفسیری غیرضروری ارائه نموده است که تمرکز بر گمراهی را منحرف میسازد.
نقد و ارزیابی: تلاش جمینای برای افزودن توضیحات در کروشه گامی مثبت ارزیابی میشود، اما این توضیحات اغلب ناکافی و گاه نادرست هستند. معادلسازی فرهنگی (مانند «روشنایی») میتواند معنا را تضعیف کند، بهویژه در متون قرآنی که «نور» کارکردی معرفتی و الهی دارد. نیومارک (1988, ص 86) استفاده از توضیحات تکمیلی را توصیه میکند، اما جمینای این راهبرد را بهصورت ناقص اجرا کرده است.
- چتجیپیتی: بازتولید تحتاللفظی با تفسیرهای گاه نادرست
- ویژگیها: چتجیپیتی مانند گراک به بازتولید تحتاللفظی تمایل دارد، اما در برخی موارد تفسیرهای نادرستی ارائه میدهد که معانی مثبت ناخواستهای به استعارهها نسبت میدهد. این مدل کمتر از جمینای توضیحات تکمیلی اضافه میکند و در حفظ لحن بلاغی ضعیفتر عمل میکند.
- نمونهها:
- انعام 122 (مرگ بهعنوان کفر، زندگی و نور بهعنوان ایمان): چتجیپیتی برای «زین» (آراستگی اعمال کافران) از واژه «آراسته» استفاده کرد که معنای مثبت ناخواستهای القا میکند، برخلاف تفاسیر قرآنی (مانند المیزان) که «زین» را به معنای فریبندگی منفی میدانند. این مدل توضیح مختصری برای «مرده» (بهعنوان «گمراه») افزود، اما ناکافی است.
- نور 35 (نور بهعنوان ذات الهی): چتجیپیتی «نور» را تحتاللفظی بازتولید کرد، اما هیچ توضیحی درباره معنای آن بهعنوان ذات الهی یا معرفت ارائه نداد.
- زمر 22 (نور بهعنوان بصیرت معنوی): چتجیپیتی در توضیح «گشایش سینه» و «قساوت قلب» ضعیف عمل کرد و لحن عاطفی آیه را منتقل نکرد.
- نور 40 (ظلمات بهعنوان چندلایگی کفر و جهل): چتجیپیتی با عبارت «انباشته بر یکدیگر» به چندلایگی «ظلمات» اشاره کرده، اما معنای حقیقی آن (جهل، کفر، گناه) را توضیح نمیدهد.
نقد و ارزیابی: چتجیپیتی در بازتولید تحتاللفظی مشابه گراک عمل میکند، اما تفسیرهای نادرست (مانند «آراستگی» در انعام 122) و فقدان توضیحات تکمیلی، فهم معانی عمیقتر را برای مخاطبان دشوار میسازد.
5-7- مقایسه و تحلیل کلی
- گراک: در حفظ واژههای اصلی و لحن بلاغی (مانند انعام 122) قویتر است، اما عدم استفاده از توضیحات تکمیلی، فهم معانی عمیقتر را محدود میکند.
- جمینای: با افزودن توضیحات در کروشه (مانند شوری 52) و تأکید بر لحن بلاغی (مانند رعد 16) تلاش بیشتری برای شفافسازی نشان میدهد، اما معادلسازیهای نادرست (مانند «روشنایی» در بقره 257) و توضیحات ناکافی، کارایی آن را کاهش میدهد.
- چتجیپیتی: در بازتولید تحتاللفظی موفق است، اما تفسیرهای نادرست (مانند «آراستگی» در انعام 122) و کمبود توضیحات، آن را در مقایسه با گراک و جمینای ضعیفتر میسازد.
- نتیجهگیری
این پژوهش با هدف ارزیابی توانایی مدلهای هوش مصنوعی در ترجمه استعارههای مفهومی نور و تاریکی در قرآن کریم، به بررسی چالشها و راهکارهای بهبود این فرآیند پرداخت. یافتهها نشان میدهد که مدلهای هوش مصنوعی موجود (گراک، جمینای، چتجیپیتی) قادرند استعارهها را به صورت تحتاللفظی بازتولید کنند، که این امر نشاندهنده توانایی آنها در حفظ ظاهر استعاری متن است. با این حال، محدودیت اصلی این مدلها در درک عمیق معنای انتزاعی و فرهنگی نهفته در این استعارهها و ناتوانی در بسط و تبیین این معانی برای مخاطب عام فارسیزبان ارزیابی میشود.
با توجه به پیشرفتهای روزافزون در حوزه هوش مصنوعی و پردازش زبان طبیعی، ظرفیت بالایی برای بهبود ترجمه ماشینی متون مقدس وجود دارد. ادغام نظریههای معناشناسی شناختی لیکاف و جانسون (1980) با الگوریتمهای پیشرفته ترجمه ماشینی میتواند به مدلها کمک کند تا تعامل پیچیده بین زبان، تفکر و معنویت را بهتر درک کنند. این رویکرد شامل موارد زیر است:
- استفاده از چارچوب لیکاف و جانسون برای شناسایی نگاشتهای مفهومی (مانند «نور = هدایت» یا «ظلمات = گمراهی») و گنجاندن آنها در مدلهای زبانی برای تولید ترجمههای معنادارتر.
- بهرهگیری از منابع تفسیری مانند تفسیر المیزان برای آموزش مدلها در تشخیص معانی چندلایه استعارهها. برای مثال، مدلها میتوانند یاد بگیرند که «ظلمات» در آیه 40 سورة نور به لایههای جهل، کفر، و گناه اشاره دارد.
- توسعه الگوریتمهایی که بهصورت خودکار راهبردهای نیومارک (مانند افزودن پاورقی یا تبدیل به معنا) را در ترجمههای ماشینی اعمال کنند. این امر میتواند شامل تولید خودکار پاورقیهایی مانند «نور: هدایت الهی و معرفت» باشد.
آموزش مدلها برای تشخیص زمینههای فرهنگی و الهیاتی (مانند تفاوت واژگان مفرد/جمع در مفهوم «نور» و «ظلمات») و ارائه توضیحات مرتبط برای مخاطبان فارسیزبان. لازم به ذکر است که پیشنهادهای ارائهشده در این پژوهش (مانند افزودن توضیحات تفسیری یا پاورقی بر اساس راهبردهای نیومارک و تفسیر المیزان) صرفاً به عنوان راهکارهای نظری و عملی برای بهبود ترجمههای آینده هوش مصنوعی مطرح شدهاند و به مدلها عرضه نشده است. این امر به دلیل عدم دسترسی به ابزارهای بهبود مدلها خارج از دامنة این پژوهش میباشد.
تعارض منافع
تعارض منافع وجود ندارد.
[1] J. Lackoff
[2] M. Johnson
[3] P. Newmark
[4] Mohamed, M.
[5] Christiansen, J.
[6] Marlion, F., et al.
[7] Banaeian Esfahani, A.
[8] Nurbayan, Y.
[9] Shareef, O. A., & Sahyoun, M.
[10] Large Language Models (LLM)
[11] Fadhel, S. A. A.
[12] Lawler, J. M.
[13] Kövecses, Z
[14] Rumman, R., & Salem
[15] Hanapi, M.
[16] Najjar, S. A.
[17] Berrada, K.
[18] Conceptual Metaphor Theory (CMT)
[19] Reproducing the same metaphor
[20] Replacing with a similar metaphor
[21] Converting to sense
[22] Omitting the metaphor
[23] Adding an explanation
[24] Using a simile
[25] Combining simile and explanation
[26]. Adding an explanation
[27]. Adding a note
[28]. Conversion to sense
[29]. در این آیه، «ظلمات» به معنای کفر، معصیت و گمراهی، و «نور» به معنای ایمان، اطاعت و هدایت الهی است (مجمعالبیان، جلد 3، ص 117). جمع آمدن «ظلمات» و مفرد بودن «نور» نشاندهنده پراکندگی باطل و وحدت حقیقت است (طباطبایی، 1374، جلد 2، ص 527-530).
[30]. «ظلمات» بهطور حقیقی نمایانگر جهل و گمراهی است، در حالی که «نور» به معنای ایمان الهی است که خداوند آن را به بندگان مؤمن عطا میکند (مکارم شیرازی، 1387، ج 2، ص 334).
.[31] «ظلمات» به لایههای جهل، گناه و کفر اشاره دارد که انسان را محاصره میکند، و «نور» به هدایت الهی که تنها راه رهایی است (مکارم شیرازی، 1387، ج14، ص 524).
[32]. در این آیات، «نابینایی» به معنای کوری عقل و بیبصیرتی معنوی، و «بینایی» به معنای بصیرت و ایمان است. «ظلمات» نماد کفر و گمراهی، و «نور» نماد هدایت و روشنی روح است. درک حقیقت نیازمند بصیرت و نور وحی است؛ کسیکه حقّ را دید و آن را نپذیرفت، چشم دلش کور وفضاى اطرافش ظلمات است. (قرائتی، 1383، ج 4، ص 332)
[33] . در این آیه، «شرح صدر» استعارهای برای گشودگی قلب جهت دریافت ایمان و معرفت است، و «نور» به معنای هدایت، بصیرت و روشنایی درونی از سوی خداست. در مقابل، «قساوت قلب» به معنای بسته شدن قلب در برابر حقیقت و فقدان درک معنوی است که به گمراهی آشکار منجر میشود (طباطبایی، 1374، جلد 17، ص 358).
[34] Binary oppositions
[35]. در این آیه، خداونـد «کفر» را تشـبیه به «مرگ» و «ایمـان» را تشـبیه به «حیـات» کرده است (طبرسی، 1367، ج 8: 256). «تزیین اعمال» به فریب کافران توسط اعمال نادرستشان اشاره دارد (طباطبایی، 1374، جلد 7، ص 463-470).