خوانش هگل از تراژدی «آنتیگونه» | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 2، دوره 16، شماره 62، تابستان 1399، صفحه 35-64 اصل مقاله (499.14 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2020.48191.1783 | ||
| نویسندگان | ||
| امیر مازیار1؛ محدثه ربانی نیا* 2 | ||
| 1استادیار فلسفه هنر، دانشگاه هنر، تهران، ایران. | ||
| 2کارشناسی ارشد فلسفه هنر، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| تراژدی آنتیگونه در نظر هگل نهتنها آشکار کننده روح قومی یونان، بلکه برترین اثر هنری تمامی ادوار بود. نقش حیاتی که هگل برای این اثر ادبی در پدیدارشناسی روح قائل بود آشکار کردن «منطق تاریخ» بود. مقاله پیش رو در پی پاسخ به این پرسش است که هگل چه خوانشی از تراژدی آنتیگونه ارائه می دهد و چگونه «منطق تاریخ» را در این اثر درمی یابد؟ هگل جامعه یونان باستان را الگوی «وحدت زندگانی» می دانست باوجوداین معتقد بود در مقطعی از تاریخ این وحدت و وضعیت شادمانه حیات اخلاقیاتی (Sittlichkeit) یونان از هم میپاشد. از آنجا که او آثار ادبی و در کل هنر را دارای دلالت فرهنگی تاریخی و نخستین واسطهای میداند که روح در ظرف آن به خودآگاهی میرسد، در بخش «روح حقیقی، حیات اخلاقیاتی» از کتاب پدیدارشناسی روح فرو پاشی وضعیت شادمانه حیات اخلاقیاتی یونان را با خوانش «تراژدی آنتیگونه» توضیح می دهد. آنچه هگل در تراژدی آنتیگونه دریافت، سلسلهای از تعارضات دردناک بود که حاصل تقابل قوای اخلاقیاتی جامعه بود؛ قوایی که پیش از این در وحدتی نیندیشیده بودند اما اکنون که تقابل آنها آشکار شده، حیات اخلاقیاتی جامعه فرو می پاشد و روح به مرحله ای عقلانیتر و آزادتر گذار می کند؛ این مراحل همانا منطق جریان غایتمند تاریخ به سوی تحقق آزادی است. | ||
| کلیدواژهها | ||
| هگل؛ پدیدارشناسی روح؛ حیات اخلاقیاتی؛ آنتیگونه؛ قانون الهی؛ قانون بشری | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,512 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 952 |
||