بررسی دولت قانون در اندیشه و عمل میرزا تقیخان امیرکبیر | ||
| دولت پژوهی | ||
| مقاله 8، دوره 9، شماره 36، زمستان 1402، صفحه 243-280 اصل مقاله (1.14 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/tssq.2024.62174.1125 | ||
| نویسندگان | ||
| علی بابایی* 1؛ کمال پولادی2 | ||
| 1استادیار علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد، واحد شیروان چرداول، ایلام، ایران | ||
| 2دانشجوی دکتری علوم سیاسی (مسائل سیاسی ایران) دانشگاه علوم تحقیقات، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| بررسی جایگاه ویژه میرزا تقیخان امیرکبیر در تاریخ معاصر ایران نیازمند توجه به دریافت وی از «چهره ژانوسی مدرنیته» است. به اعتبار جامعهشناسی تاریخی، مدرنیته دارای ماهیتی دوگانه و در پیوند باهم است که وجه اثباتی، تمدنی و یا objective آن بر توسعه و پیشرفت عناصر تمدنی، اقتصادی، علمی و فنی تأکید دارد و وجه انفسی، ذهنی و subjective آن بر اهمیت دستاوردهای فرهنگی، آزادی نوع بشر، برابری، دموکراسی، کثرتگرایی و قانون که در زبان فلسفی کانت و هگل در مفهوم «عقل خود بنیاد» تجلییافته؛ متناظر است. در این مقاله بر آنیم تا دریابیم امیرکبیر بهعنوان اصلاحطلب بزرگ جامعه ما چگونه به ارتباط عناصر ذوالوجهی مدرنیته اندیشیده است. آیا امیرکبیر فقط بر وجه اثباتی و صنعتی مدرنیته ایمان پیداکرده است، یا اینکه به اهمیت وجوه فرهنگی آن ازجمله «قانون» نیز آگاهی یافته است؟ زمامداری امیرکبیر با شروع پادشاهی ناصرالدینشاه قاجار در 1230 هجری شمسی با تحولاتی گسترده همراه است فرضیه ما این است که تأکید امیرکبیر بر «خیال کنسطیطوسیون» درک درست وی از ضرورت بهکارگیری دستاوردهای دوگانه مدرنیته را نشان میدهد. بر این اساس جایگاه «قانون»در منظومه فکری و عملی وی را موردبررسی انتقادی قرار دادهایم. | ||
| کلیدواژهها | ||
| مدرنیته؛ اصلاحات؛ امیرکبیر؛ کنسطیطوسیون؛ دولت قانون | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 774 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 940 |
||