تحول در اندیشه توزیع درآمد در قرن بیستم (حرکت از توزیع تابعی به توزیع مقداری درآمد) | ||
| پژوهشنامه اقتصادی | ||
| مقاله 3، دوره 9، شماره 35 - شماره پیاپی 4، 1388، صفحه 57-88 اصل مقاله (1.01 M) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| نویسندگان | ||
| عباس شاکری1؛ امین مالکی2 | ||
| 1استاد گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی | ||
| 2عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی | ||
| چکیده | ||
| مطالعه حاضر به بررسی دلایل تغییر ساختار در اندیشه توزیع درآمد از توزیع تابعی درآمد یعنی توزیع درآمد بین عرضه کنندگان عوامل تولید به «توزیع مقداری درآمد»؛ یعنی توزیع درآمد بین افراد یا خانوارها که نیازمند گذشت زمانی بیش از یک قرن بوده است، میپردازد. طی یک قرن گذشته، در تحول اندیشه توزیع از تابعی به شخصی، برخی عوامل، نقش تسهیلکنندگی و برخی دیگر نیز نقش بازدارندگی داشتهاند. در این مطالعه هفت عامل تسهیل کننده؛ شامل نیاز دولتهای رفاه، کاستیهای نظریه توزیع تابعی، بهبود امکانات سخت افزاری و نرم افزاری تحلیل درآمد و هزینه، نظریه رشد و نابرابری کوزنتز، نظریه انتخاب فردی فریدمن، نظریه سرمایه انسانی بکر و توزیع عادلانه رالز و دو عامل بازدارنده؛ شامل جایگاه توزیع تابعی در اندیشه نئوکلاسیک و مکتب کمبریج و ابهام در تعریف کاربردی از عدالت توزیعی برشمرده شدهاند. گذار نظریههای توزیعی در بستر نظریههای اقتصاد کلان و اقتصاد خرد میتواند فصلی از فرایند تکامل علم اقتصاد در این زمینه طی یک قرن گذشته باشد. | ||
| کلیدواژهها | ||
| توزیع تابعی درآمد؛ توزیع مقداری درآمد؛ نظریه اقتصادی؛ تابع تولید کاب داگلاس؛ نظریه سرمایه انسانی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,417 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 818 |
||