هستیشناسی موسیقی و اثر ادبی از دیدگاه رومن اینگاردن | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 1، دوره 12، شماره 48، 1395، صفحه 7-22 اصل مقاله (464.41 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2017.7505 | ||
| نویسنده | ||
| محمدرضا ابوالقاسمی* | ||
| استادیار علوم هنر دانشگاه تهران، تهران، ایران. | ||
| چکیده | ||
| رومن اینگاردن بنیانگذار هستیشناسی هنر است. او با رویکردی پدیدارشناختی و تحتتأثیر آموزههای فلسفی هوسرل کوشید نشان دهد که اثر هنری و ابژۀ زیباشناختی دو موجودیت متفاوتند. اثر هنری شیای مانند سایر اشیای واقعی است، درحالیکه ابژۀ زیباشناختی ماهیتی قصدی دارد و با کنشهای آگاهی و در ذهن مخاطب قوام مییابد. آثار موسیقی کلاسیک هستیشناسی یگانهای دارند. از یکسو اثر موسیقایی همان پارتیتوری است که آهنگساز آن را تصنیف کرده است و از سوی دیگر، این اثر در هر بار اجرا هستی متفاوتی پیدا میکند. هستی اثر ادبی نیز لایهلایه است و اثر به درجات مختلف در هر یک از این لایهها متحقق میشود. به اعتقاد اینگاردن هر اثر هنری فضاهای نامتعین و نامشخصی دارد که مخاطب طی تجربۀ زیباشناختی آنها را تکمیل میکند. مخاطب با پُر کردن این فضاها به اثر هنری یک هستی انضمامی میبخشد. بنابراین، درک اثر هنری مستلزم مشارکت فعّال مخاطب است و اثر در رویکردی بیناسوبژکتیو تقویم میشود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| رومن اینگاردن؛ هستیشناسی؛ پدیدارشناسی؛ موسیقی؛ اثر ادبی | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 2,225 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 1,232 |
||