افلاطون و معمای باور خطا در ثئایتتوس | ||
| حکمت و فلسفه | ||
| مقاله 10، دوره 14، شماره 55، پاییز 1397، صفحه 225-253 اصل مقاله (673.38 K) | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22054/wph.2018.9369 | ||
| نویسندگان | ||
| احمد عسگری1؛ مائده اسلاملو* 2 | ||
| 1عضو هیئت علمی گروه فلسفۀ دانشکده ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی | ||
| 2فلسفه، دانشکده ادبیات، دانشگاه شهید بهشتی، تهران،ایران | ||
| چکیده | ||
| بررسی موضوع «خطا» در کنار موضوع معرفت برای افلاطون اهمیت بسیاری دارد و در چارچوب تعریف معرفت به باور درست در ثئایتتوس به دنبال تبیین امکان باور خطاست. او پیشنهادهایی را به منظور تبیین موضوع باور خطا ارائه میکند. دو پیشنهاد او که یکی مبتنی بر مفاهیم دانستنـ ندانستن، و دیگری مبتنی بر مفاهیم بودنـ نبودن است، دو معما برای باور خطا پیش رو مینهد. در ادامه، او سه راه حل برای تبیین باور خطا ارائه میکند. هر یک از این پیشنهادها به دقت بررسی میشود، اما تمام طرق بینتیجه باقی میماند و تلاشها به جایی نمیرسد. در اینجا، افلاطون درصدد است که نشان دهد استناد و اتکای صرف بر جزئیات به عنوان متعلَّقات معرفت حقیقی، منجر به عدم امکان تبیین باور خطا میشود. در این مقاله، ابعاد مختلف موضوع باور خطا تحلیل و بررسی میشود تا به نظریات افلاطون در رسالة ثئایتتوس دست یابیم. | ||
| کلیدواژهها | ||
| معرفت؛ باور درست؛ ثئایتتوس؛ باور خطا؛ افلاطون | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 964 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 994 |
||